تبلیغات
کلام من القلب الی القلب
علی مع الحق والحق مع علی
چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

 5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن الله تبارک وتعالی اصطفانی واختارنی وجعلنی رسولاً وأنزل علیّ سید الکتب، فقلت: إلهی، وسیدی! إنک أرسلت موسی إلی فرعون فسألک أن تجعل معه أخاه هارون وزیراً، یشد به عضده و یصدق به قوله، و إنی أسألک یا سیدی و إلهی، أن تجعل لی من أهلی وزیراً تشد به عضدی، فاجعل لی علیاً وزیراً وأخاً، واجعل الشجاعه فی قلبه وألبسه الهیبه علی عدوه، وهو أول من آمن بی و صدقنی، وأول من وحد الله معی، و إنی سألت ذلک ربی عزوجل فأعطانیه، فهو سید الأوصیاء، اللحوق به سعاده و الموت فی طاعته شهاده، و اسمه فی التوراه مقرون إلی اسمی، و زوجته الصدیقه الکبری ابنتی، و ابناه سیدا شباب أهل الجنه ابنای، وهو وهما و الأئمه من بعدهم حجج الله علی خلقه بعد النبیین، و هم أبواب العلم فی أُمتی من تبعهم نجا من النار، و من اقتدی بهم هدی إلی صراط مستقیم، لم یهب الله محبتهم لعبد إلا أدخله الله الجنه. (ینابیع الموده: ص74 )
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی مرا برگزید و اختیار نمود و رسول گردانید و سیّد کتاب ها را بر من نازل فرمود، پس عرض کردم: ای خدا و سیّد و معبود من، تو موسی را به سوی فرعون فرستادی و او از تو درخواست نمود که برادرش هارون را با او همراه کنی تا وزیرش باشد و بازویش را بدو قوی گردانی و سخن او را به وی تصدیق کنی، من نیز ای خدا و سرورم از تو می خواهم از خاندانم وزیری برای من قرار دهی که بازوی مرا بدو قوی گردانی! پس علی را وزیر و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل وی افکن و در برابر دشمنش با هیبت گردان و او نخستین کسی است که به من ایمان آورده تصدیقم نمود و اولین کسی است که به همراه من خدا را به یکتایی می پرستید.
 من او را از پروردگارم عزّوجل در خواست نمودم و او وی را به من عطا فرمود. او سیّد اوصیاست و همراهی با او سعادت، و مرگ در راه فرمانبرداریش شهادت است و در تورات نامش مقرون نام من است و همسرش صدّیقه کبری دخت من است و دو پسرش دو سرور جوانان اهل بهشت پسران منند، او و آن ها و امامان بعد از ایشان حجّت های خدا بر خلق او پس از پیامبرانند و آن¬ها دروازه¬های علم در اُمّت منند، هرکس دنباله رو آن ها باشد از آتش نجات می یابد و آن که به ایشان اقتدا کند، به سوی صراط مستقیم رهنمون گردد، و خدای عزّوجل مهر آن ها را در دل بنده ای نیندازد مگر اینکه او را وارد بهشت کند.

 6. قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی: أنت أول من آمن بی وأنت أول من یصافحنی یوم القیامه وأنت الصدیق الأکبر وأنت الفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل وأنت یعسوب المسلمین والمال یعسوب الکفار.  (ینابیع  الموده: ص73)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ خطاب به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: تو اولین کسی بودی که به من ایمان آوردی و اولین کسی هستی که در روز قیامت با من مصافحه خواهی کرد. تو صدّیق اکبر و فاروقی هستی که حق را از باطل جدا می کنی. تو پیشوای مؤمنان و مال پیشوای کافران است. 

 7. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی! أنت صاحب حوضی وصاحب لوائی، وحبیب قلبی ووصیی ووارث علمی، وأنت مستودع مواریث الأنبیاء من قبلی، وأنت أمین الله علی أرضه، وحجه الله علی بریته، وأنت رکن الإیمان وعمود الإسلام، وأنت مصباح الدجی ومنار الهدی، والعلم المرفوع لأهل الدنیا. یا علی! من اتّبعک نجا ومن تخلف عنک هلک، وأنت الطریق الواضح والصراط المستقیم، وأنت قائد الغر المحجلین ویعسوب المؤمنین، وأنت مولی من أنا مولاه، وأنا مولی کل مؤمن ومؤمنه، لایحبک إلاّ طاهر الولاده، ولا یبغضک إلاّ خبیث الولاده، وما عرجنی ربی عزوجل إلی السماء وکلمنی ربی إلاّ قال: یا محمد اقرأ علیاً منی السلام، وعرِّفه أنه إمام أولیائی، ونور أهل طاعتی، وهنیئاً لک هذه الکرامه. (ینابیع  الموده: ص158)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ فرمود: یا علی، تو صاحب حوض و پرچمدار منی و محبوب دل و وصیّ و وارث علم منی، و تو خزانه میراث پیامبران از سوی من و امین خدا بر روی زمین وی هستی و حجّت خدا بر خلق اویی و تو رکن ایمان و ستون (خیمه) اسلام و چراغ شب دیجور و مناره هدایتی و تویی آن پرچم برافراشته برای اهل دنیا؛ هر که از تو پیروی کرد نجات یافت و آن که از تو باز ماند هلاک گشت، و تو آن راه روشن و صراط مستقیمی، و تو جلودار رو سپیدان و بزرگ مؤمنانی، و تو مولای هرکسی هستی که من مولای اویم و من مولای هر مرد و زن مؤمنم، جز پاکیزه زاد تو را دوست نمی¬دارد و جز پلید زاد از تو نفرت ندارد، و هرگز پروردگارم مرا به آسمان نبُرد و با من سخن نگفت مگر اینکه به من فرمود: ای محمّد، سلام مرا به علی برسان و آگاهش کن که او پیشوای اولیای من و نور اهل طاعت من است، پس ای علی، این کرامت بر تو گوارا باد !

    8.  قال رسول الله صلی الله علیه واله: نزل جبرائیل صبیحه یوم فرحاً مستبشراً وقال: قرت عینی بما أکرم الله أخاک ووصیک وإمام أُمتک علیّ بن أبی طالب! قلت: وبما أکرم الله أخی؟ قال: باهی الله سبحانه بعبادته البارحه ملائکته وحمله عرشه وقال: یا ملائکتی! انظروا إلی حجتی فی أرضی کیف عفر خده فی التراب تواضعاً لعظمتی، أُشهدکم أنه إمام خلقی ومولی بریتی. (ینابیع  الموده: ص92)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: یک روز صبح جبرئیل نزد من فرود آمد و گفت: به آنچه خداوند در حقّ برادر و وصیّ تو و امام امّتت علی بن ابیطالب اکرام فرمود چشمانم روشن شد. گفتم: پروردگار، برادرم را به چه چیز اکرام بخشید؟ گفت: با عبادتی که دیشب انجام داد بر فرشتگان و حاملان عرشش، مباهات و افتخار کرد. و فرمود: ای فرشتگانم! به حجّت من (پس از پیامبرم) در زمین بنگرید که چگونه صورتش را برای اظهار فروتنی در مقابل عظمتم به خاک مالید. شما را گواه می¬گیرم که او امام مخلوقاتم و مولای آفریدگانم است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

    9. قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی! أنت أخی وأنا أخوک، أنا المصطفی للنبوه وأنت المجتبی للإمامه، أنا وأنت أبوا هذه الأمه، وأنت وصیی و وارثی وأبو ولدی، أتباعک أتباعی وأولیاؤک أولیائی وأعداؤک أعدائی، وأنت صاحبی علی الحوض، وصاحبی فی المقام المحمود، وصاحب لوائی فی الآخره، کما أنت صاحب لوائی فی الدنیا، لقد سعد من تولاک وشقی من عاداک، وإن الملائکه لتتقرب إلی الله بمحبتک وولایتک، وإن أهل مودتک فی السماء أکثر من أهل الأرض! یا علی أنت حجه الله علی الناس بعدی، قولک قولی، أمرک أمری، نهیک نهیی، وطاعتک طاعتی ومعصیتک معصیتی، وحزبک حزبی حزب الله، ثم قرأ «ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون» (مائده : 56.)  (ینابیع  الموده : ص146- 147)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای نبوّت برگزیده شده¬ام و تو برای امامت انتخاب شده ای، من و تو پدران این اُمّت هستیم، ای علی، تو وصی و جانشین، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی، شیعه تو شیعه من است و یاران تو یاران منند و دوستدارانت دوستداران منند و دشمنان تو دشمنان منند. ای علی، فردای قیامت، تو در کنار حوض کوثر همراه منی و تو در مقام ستوده همراه منی و تو پرچمدار من در آخرتی همان¬طور که در دنیا پرچمدار من هستی. خوشبخت کسی است که ولایت تو را پذیرفته باشد و بدبخت آن ¬که با تو به دشمنی برخاست، و قطعاً فرشتگان با محبّت و ولایت تو به خداوند ـ عز و جل ـ تقرّب می¬جویند، به خدا سوگند که دوستداران تو در آسمان بیشتر از زمین است. ای علی، تو بعد از  من حجّت خدا بر مردم هستی، سخن تو سخن من و فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من و اطاعت از تو اطاعت من است، نافرمانی تو نافرمانی من و حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون‏» (مائده : 56)(و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‏اند ولیّ خود بداند [پیروز است، چرا که‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)

10. حدثنا عمرو ابن میمون، قال: إنی لجالس إلی ابن عباس إذ أتاه تسعه رهط فقالوا: یا أبا عباس إما أن تقوم معنا وإما أن یخلونا هؤلاء، قال: فقال ابن عباس: بل أقوم معکم، قال وهو یومئذ صحیح قبل أن یعمی، قال: فابتدءوا فتحدثوا فلا ندری ما قالوا، قال فجاء ینفض ثوبه ویقول أف وتف وقعوا فی رجل له عشر: وقعوا فی رجل قال له النبی صلی الله علیه واله: لأبعثن رجلا لایخزیه الله أبدا یحب الله ورسوله، قال: فاستشرف لها من استشرف، قال: أین علی؟ قالوا: هو فی الرحل یطحن، قال: وما کان أحدکم لیطحن، قال: فجاء و هو أرمد لایکاد یبصر، قال: فنفث صلی الله علیه واله فی عینیه ثم هز الرایه ثلاثا فأعطاها إیاه فجاء بصفیه بنت حیی. قال: ثم بعث صلی الله علیه واله فلانا بسوره التوبه فبعث علیا خلفه فأخذها منه قال: لایذهب بها إلا رجل منی وأنا منه.  قال و قال صلی الله علیه واله لبنی عمه: أیکم یوالینی فی الدنیا والآخره، قال: وعلی معه جالس فأبوا، فقال علی: أنا أوالیک فی الدنیا والآخره، قال صلی الله علیه واله: أنت ولیی فی الدنیا والآخره، قال فترکه ثم أقبل علی رجل منهم فقال أیکم یوالینی فی الدنیا والآخره، فأبوا، قال فقال علی: أنا أوالیک فی الدنیا والآخره، فقال صلی الله علیه واله :أنت ولیی فی الدنیا والآخره. قال: وکان أول من أسلم من الناس بعد خدیجه. قال: وأخذ رسول الله صلی الله علیه واله ثوبه فوضعه علی علی و فاطمه و حسن و حسین فقال: إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا (احزاب: 33)  قال: وشری علی نفسه لبس ثوب النبی صلی الله علیه واله ثم نام مکانه، قال: وکان المشرکون یرمون رسول الله فجاء أبو بکر وعلی نائم، قال و أبو بکر یحسب أنه نبی الله، قال فقال: یا نبی الله، قال فقال له علی: إن نبی الله قد انطلق نحو بئر میمون فأدرکه، قال فانطلق أبو بکر فدخل معه الغار، قال: وجعل علی یرمی بالحجاره کما کان یرمی نبی الله وهو یتضور قد لف رأسه فی الثوب لا یخرجه حتی أصبح ثم کشف عن رأسه، فقالوا: إنک للئیم کان صاحبک نرمیه فلا یتضور وأنت تتضور و قد استنکرنا ذلک.  قال و خرج بالناس فی غزوه تبوک قال فقال له علی: أخرج معک؟ قال فقال له نبی الله صلی الله علیه واله : لا، فبکی علی، فقال له: أما ترضی أن تکون منی بمنزله هارون من موسی إلا أنک لست بنبی إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی. قال: وقال له رسول الله صلی الله علیه واله: أنت ولیی فی کل مؤمن بعدی. وقال: سدوا أبواب المسجد غیر باب علی، فقال: فیدخل المسجد جنبا وهو طریقه لیس له طریق غیره. قال وقال صلی الله علیه واله: من کنت مولاه فإن مولاه علی. ( مسند احمد: ج1 ص331 )
مسند احمد بن حنبل از عمرو بن میمون روایت کرده است که گفت: من در کنار ابن عباس نشسته بودم که گروهی نُه نفره نزد وی آمده و گفتند: ای ابن عباس، یا با ما بیا و یا اینکه ما را تنها بگذارید. ابن عباس گفت: من با شما خواهم آمد. راوی گوید: و در آن روز وی سالم بود و هنوز نابینا نشده بود. راوی گوید: سپس آن ها با هم به گفتگو پرداختند بی¬آنکه بدانیم باهم چه گفته اند. سپس ابن عباس در حالی آمد که پیراهن خویش را می تکاند و می گفت: اُف و تف بر آنان که به مردی ناسزا می گویند و خرده می گیرند که از ده خصلت برخوردار است. از مردی عیب جویی می کنند که پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ در باره وی فرمود: «مردی را روانه میدان جنگ می¬کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می¬دارد.» پس خیلی¬ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می¬برد و تقریباً چیزی را نمی¬دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به اهتزاز در آورده، آن را به علی علیه السّلام داد و با همسرش صفیه بازگشت.
ابن عباس گوید: سپس فلانی (ابوبکر) را با سوره توبه فرستاد تا آن را ابلاغ کند، لیکن علی علیه السّلام را در پی وی فرستاد که آن را از او گرفته و خود مأموریت را انجام دهد و به علی فرمود: «این سوره را کسی جز من یا مردی که او از من باشد و من از او، نباید ابلاغ کند»
گوید: و به عموزادگانش فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟ و در آنجا علی علیه السلام با آن¬ها نشسته بود اما همه از پاسخ دادن امتناع کردند، سپس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود. اما پیامبر توجهی به وی نفرمود، پس رو به یکی از آن¬ها کرده و فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهد بود؟ همه امتناع کردند، پس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود، آن¬گاه پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: تو دوست و همراه من در دنیا و آخرت هستی.
گوید: و او نخستین کسی از میان مردم بود که بعد از خدیجه اسلام آورد.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـجامه خود را گرفته و روی علی، فاطمه، حسن و حسین ـ صلوات الله علیهم ـ انداخته، سپس فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)
گوید: و علی علیه السلام جانِ خود را با خدا معامله کرد، جامه پیامبر را بر تن نمود سپس در جای وی خوابید؛ مشرکان قصد رسول خدا را داشتند. پس در حالی که علی خوابیده بود، ابوبکر آمد در حالی که گمان می¬کرد او پیامبر خداست؛ پس علی علیه السّلام به وی فرمود: پیامبر به طرف چاه میمون رهسپار گشته، خود را به وی برسان؛ پس ابوبکر روانه گشت و با پیامبر وارد غار گردید. و مشرکان شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف علی همان طور که به سوی پیامبر پرت می¬کردند و علی نیز بر خود می¬پیچید در حالی که سرخود را تا صبح پنهان کرده بود و آن را بیرون نمی آورد و چون صبح شد سر خود را بیرون آورد، پس مشرکان به وی گفتند: به راستی که تو پستی، دوست تو را سنگ می¬زدیم بر خود نمی پیچید لیکن چون تو بر خود می¬پیچیدی این کار بر ما غریب بود.
گوید: و مردم عازم جنگ تبوک شدند، پس علی علیه السّلام به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ عرض کرد: با شما بیایم؟ پس نبی خدا به وی فرمود: نه، پس علی بگریست. پیامبر به وی فرمود: آیا خوشنود نمی-شوی که نزد من منزلت هارون از موسی را داشته باشی با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ نمی¬توانم بروم مگر اینکه تو را جانشین خود (بر مدینه) کرده باشم.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به وی فرمود: تو پس از من ولیّ هر مرد و زن مؤمنی هستی.
گوید: و درِ خانه¬هایی را که به مسجد باز می¬شدند بست مگر درِ خانه علی علیه السّلام را و علی تنها کسی بود که می¬توانست در حال جنابت از مسجد النبی بگذرد چون راه دیگری جز این راه نداشت.
گوید: و آن حضرت ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: «هرکس من مولایش بوده¬ام، بی¬شک علی مولای اوست.»
  11. قال رسول الله صلی الله علیه واله: إنّ وصیّی وخلیفتی وخیر من أترک بعدی ینجز موعدی ویقضی دینی علیّ بن أبی طالب. (شواهد التنزیل حافظ حسکانی: ج1 ص98)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا وصیّ من و جانشین من و بهترین کسی که بعد از من می ماند، وعده ام را به انجام می رساند و بدهی مرا می پردازد، علی بن ابی طالب است.
12. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ إن علیاّ منّی وأنا منه و هو ولیّ کل مؤمن بعدی.  (سنن الترمذی: ج5 ص632)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: از علی چه می خواهید؟ از علی چه می خواهید؟  از علی چه می خواهید؟ همانا علی از من و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت  

  13. عن ابن عباس قال: تصدّق علیّ علیه السلام بخاتمه وهو راکع، فقال النبیّ صلی الله علیه واله للسّائل: من أعطاک هذا الخاتم؟ قال: ذاک الراکع، فأنزل الله: إنما ولیّکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون. (سوره مائده : 55)   (الدر المنثور، للسیوطی: ج2 ص93.)
ابن عباس روایت می کند که علی علیه السلام در حال رکوع انگشترش را صدقه داد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از فقیر پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو داد؟ فقیر گفت: این کس که در رکوع است. در این هنگام خداوند این آیه را نازل کرد: ولیّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‏اند: همان کسانی که نماز برپا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏ دهند.

  14. قال رسول الله صلی الله علیه واله: إن الله قد فرض علیکم طاعتی ونهاکم عن معصیتی، وفرض علیکم طاعه علی بعدی و نهاکم عن معصیته، وهو وصیی ووارثی، وهو منی وأنا منه، حبه إیمان وبغضه کفر، محبه محبی ومبغضه مبغضی، وهو مولی من أنا مولاه، وأنا مولی کل مسلم ومسلمه، وأنا وهو أبوا هذه الأمه. (ینابیع  الموده: ص146)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند اطاعت از من را بر شما واجب و از نافرمانی من بازداشته است و نیز بر شما اطاعت از علی را بعد از من واجب کرده و از نافرمانی او بازداشته است. علی وصیّ و وارث من است. او از من و من از اویم. دوستی با او ایمان و دشمنی با او کفر است. دوستدار او دوستدار من و نفرت از او نفرت از من است. او مولای هر کسی است که من مولای او هستم و من مولای هر مرد و زن مسلمانم. من و علی پدران این امت هستیم.

   15. قال رسول الله صلی الله علیه واله: کنت أنا وعلی نوراً بین یدی الله عزّ وجلّ، یسبّح الله ذلک النور و یقدّسه قبل أن یخلق الله آدم بألف عام، فلمّا خلق الله آدم رکب ذلک النور فی صلبه، فلم یزل فی شیء واحد، حتی افترقنا فی صلب عبد المطلب فَفِیَّ النبوه وفی علیّ الخلافه. (مناقب علیّ بن ابی طالب…، ابن المغازلی شافعی : ص87 ـ 88 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: من و علی هزار سال قبل از آفرینش آدم نوری در برابر خدای عزّوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. چون خداوند آدم را خلق کرد این نور را در پشت او قرار داد. ما پیوسته یکی بودیم تا اینکه در صلب عبدالمطلّب از هم جدا گشتیم که نبوّت در من و خلافت در علی قرار گرفت.
  16. إن فی علی خصالاً لو کانت واحده منها فی رجل اکتفی بها فضلاً وشرفاً: قوله صلی الله علیه واله: من کنت مولاه فعلی مولاه، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی کهارون من موسی، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی وأنا منه، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی کنفسی طاعته طاعتی ومعصیته معصیتی، وقوله صلی الله علیه واله: حرب علی حرب الله وسلم علی سلم الله، وقوله صلی الله علیه واله: ولی علی ولی الله وعدو علی عدو الله، وقوله صلی الله علیه واله: علی حجه الله علی عباده، وقوله صلی الله علیه واله: حب علی إیمان وبغضه کفر، وقوله صلی الله علیه واله: حزب علی حزب الله وحزب أعدائه حزب الشیطان، وقوله صلی الله علیه واله: علی مع الحق والحق معه لا یفترقان، وقوله صلی الله علیه واله: علی قسیم الجنه والنار، وقوله صلی الله علیه واله: من فارق علیاً فقد فارقنی ومن فارقنی فقد فارق الله، وقوله صلی الله علیه واله: شیعه علی هم الفائزون یوم القیامه. (ینابیع  الموده: ص 65 ب7)
قندوزی حنفی در کتاب خود ینابیع الموده می نویسد: در علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ویژگی هایی است که اگر یکی از آنها در فردی باشد برای فضیلت و شرافت او کافی است. این فضیلتها عبارتند از: این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ که: هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست. و این سخن پیامبر: نسبت علی با من مانند نسبت هارون با موسی است. و این سخن پیامبر: علی از من است و من از علی هستم. و این سخن پیامبر: علی مانند نفس من است، اطاعت او اطاعت من و نافرمانی او نافرمانی من است. و این سخن پیامبر: جنگ با علی جنگ با خداست و صلح با علی صلح با خداست. و این سخن پیامبر: دوست علی دوست خدا و دشمن علی دشمن خداست و این سخن پیامبر: علی حجت خداوند بر بندگانش است و این سخن پیامبر: دوستی علی ایمان و دشمنی با او کفر است. و این سخن پیامبر: حزب علی حزب الله و حزب دشمنان علی حزب شیطان است. و این سخن پیامبر: علی با حق است و حق با علی است که هرگز از هم جدا نمی شوند. و این سخن پیامبر: علی تقسیم کننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر: آن کس از علی جدا شود از من جدا شده است و هر کس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و این سخن پیامبر: علی و شیعیانش در قیامت رستگارانند.

   17. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ستکون من بعدی فتنه، فإذا کان ذلک فالزموا علیّ بن أبی طالب، فإنّه أوّل من یرانی وأول من یصافحنی یوم القیامه وهو معی فی السماء الأعلی وهو الفاروق بین الحق والباطل. (تاریخ دمشق لابن عساکر، ج42 ص450)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: پس از من فتنه ای رخ خواهد داد، پس هر گاه چنین شد با علی بن ابی طالب همراه شوید. او اولین کسی است در قیامت مرا می بیند و با من مصافحه می کند. او با من در آسمان اعلی است. او جدا کننده بین حق و باطل است.

   18. عن أبی ثابت مولی أبی ذر قال: کنت مع علیّ علیه السلام یوم الجمل فلمّا رأیت عائشه واقفه دخلنی بعض ما یدخل الناس، فکشف الله عنّی ذلک عند صلاه الظهر، فقاتلت مع أمیر المؤمنین علیه السلام فلمّا فرغ ذهبت إلی المدینه، فأتیت أمّ سلمه فقلت: إنّی والله ما جئت أسأل طعاماً ولا شراباً ولکنّی مولی لأبی ذر. فقالت: مرحباً، فقصصت علیها قصّتی، فقالت: أین کنت حین طارت القلوب مطائرها؟ قلت: إلی حیث کشف الله ذلک عنّی عند زوال الشمس. قالت: أحسنت، سمعت رسول الله صلی الله علیه واله یقول: علیّ مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرّقا حتی یردا علیّ الحوض (المستدرک علی الصحیحین: ج3 ص124)
از ثابت غلام ابوذر روایت شده است که گفت: با امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل حاضر شدم. چون عایشه را در پیش صف مخالفان دیدم شکی در دل من پیدا شد چنانکه اکثر مردم به آن سبب در شک افتاده بودند. هنگام نماز ظهر حق تعالی پرده شک را از دل من برداشت و در لشکر امیرالمؤمنین مشغول جنگ با مخالفان شدم. بعد از آن به نزد ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ آمدم و به او گفتم سوگند به خدا برای خوردنی و نوشیدنی نزد شما نیامده ام. من غلام ابوذر هستم. ام سلمه گفت: خوش آمدی. آن گاه قصه خود را برای او نقل کردم. پس گفت: در وقتی که مرغ دلها از آشیانه های خود پرواز کرده بودند چه کردی؟ گفتم: هنگام زوال خورشید و نماز ظهر خداوند آن حجاب تردید را از دلم برداشت. ام سلمه گفت: کار خوبی کردی. من از رسول خدا شنیدم که می‏گفت: علی با قرآن است و قرآن با علی واین دو از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا در حوض کوثر به نزد من آیند.

19. قال رسول الله صلی الله علیه واله فی مرض موته: أیّها الناس یوشک أن أقبض قبضاً سریعاً فینطلق بی وقد قدمت إلیکم القول معذره إلیکم، ألا إنی مخلّف فیکم کتاب ربّی عزّوجلّ وعترتی أهل بیتی، ثمّ أخذ بید علیّ علیه السلام فرفعها فقال: هذا علیّ مع القرآن والقرآن مع علیّ لایفترقان حتی یردا علیَّ الحوض فاسألهما ما خلفت فیهما. (الصواعق المحرقه، ابن حجر: ص75)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در بیماری آخر خود که به رحلت آن حضرت انجامید، فرمود: ای مردم! به زودی خداوند روح مرا خواهد گرفت و از میان شما خواهم رفت. این سخن را برای اتمام عذر و حجت با شما در میان نهادم. بدانید که من پس از خود، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را به جا می گذارم. سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی. این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. من از این دو (قرآن و علی) درباره برخوردی که با آنها شده است خواهم پرسید.

    20. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلیّ علیه السلام: جعلتک علماً فیما بینی وبین أمتی، فمن لم یتبعک فقد کفر. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص388)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علی علیه السلام فرمود: من تو را پرچم (هدایت) بین خود و امتم قرار دادم، پس هر کس از تو پیروی نکند، کافر شده است.

  21.  قال رسول الله صلی الله علیه واله: من أطاعنی فقد أطاع الله، ومن عصانی فقد عصی الله، ومن أطاع علیّاً فقد أطاعنی، ومن عصی علیّاً فقد عصانی. (المستدرک علی الصحیحین: ج3 ص121)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن کس که از من اطاعت کند، خداوند را اطاعت کرده است و آن کس که از من نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است و آن کس که علی را اطاعت کند، از من اطاعت کرده است و آن کس که از علی نافرمانی کند، از من نافرمانی کرده است.

  22. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من آمن بی وصدّقنیّ فلیتولّ علیّ بن أبی طالب علیه السلام فإنّ ولایته ولایتی وولایتی ولایه الله. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص 239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است باید به ولایت علی بن ابی طالب گردن نهد چرا که ولایت او ولایت من است و ولایت من ولایت خداوند است.

  23. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من سرّه أن یحیی حیاتی ویموت مماتی ویسکن جنات عدن التی غرس فیها قضیباً ربی، فلیوال علیاً ولیوال ولیه، ولیقتد بالأئمه من ولده من بعده، فإنهم عترتی خلقوا من طینتی، ورزقوا فهماً وعلماً، وویل للمکذبین بفضلهم من أُمتی، القاطعین فیهم صلتی، لا أنالهم الله شفاعتی. (ینابیع  الموده: ص151)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر که خوشحال می‌شود به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنی شود که درخت آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و دوست او را دوست بدارد و به ائمه بعد از او که از نسل او هستند، اقتدا کند، زیرا ایشان عترت منند که از سرشت من خلق شده‌اند و فهم و علم روزیشان شده است. وای بر تکذیب کنندگان فضایلشان از امت من و قطع کنندگان رابطه من! خداوند شفاعت مرا به ایشان نرساند.

  24. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلی علیه السلام: إذا کان یوم القیامه، یؤتی بک یا علی بسریر من نور، وعلی رأسک تاج، قد أضاء نوره وکاد یخطف أبصار أهل الموقف، فیأتی النداء من عند الله جل جلاله: أین وصی محمد رسول الله؟ فتقول: ها أنا ذا. فینادی المنادی: أدخل من أحبک الجنه وأدخل من عاداک فی النار، فأنت قسیم الجنه والنار. (ینابیع  الموده: ص96)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی هنگامه قیامت بر پا شود تو را با تختی از نور حاضر می کنند در حالی که بر سرت تاجی از نور است که نور آن چنان تابناک است که نزدیک است چشمان اهل محشر را خیره و تار کند. پس صدایی از جانب خداوند می پرسد: جانشین محمد رسول خدا کجاست؟ تو می گویی: من اینجایم. آن گاه منادی ندا می دهد که هر کسی را که دوستت دارد به بهشت ببر و هر کس را با تو دشمنی ورزیده است به جهنم ببر که تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی.

  25. نظر النبی صلی الله علیه واله إلی علی علیه السلام فقال: هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامه. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص333)
پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام نظر کرد و فرمود: تنها علی و شیعه او رستگاران در روز قیامتند. 

   26. قال رسول الله صلی الله علیه واله: أوصی من آمن بی و صدّقنی بولایه علیّ بن أبی طالب، فمن تولاّه تولاّنی، ومن تولاّنی تولّی الله. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، به ولایت علی بن ابی طالب سفارش می کنم. پس هر کس ولایت علی را بپذیرد ولایت من را پذیرفته و پذیرش ولایت من به معنای پذیرش ولایت خداوند است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

    27. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ خیر البشر، من أبی فقد کفر. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص372)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ بهترین انسان است، هر کس از پذیرش ولایت او سرباز زند، کافر است.

   28. وعن عائشه، قالت: قال رسول الله صلی الله علیه واله وهو فی بیتها لما حضره الموت: أدعوا لی حبیبی، فدعوت له أبابکر، فنظر إلیه ثم وضع رأسه، ثمّ قال: ادعوا لی حبیبی، فدعوا له عمر، فلمّا نظر إلیه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فقلت: ویلکم ادعوا له علیّ بن أبی طالب، فوالله ما یرید غیره، [فدعوا علیّاً فأتاه] فلمّا رآه أفرد الثوب الذی کان علیه ثم أدخله فیه، فلم یزل یحتضنه حتّی قبض صلی الله علیه واله ویده علیه (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42)
 از عائشه روایت شده که گفت: چون وقت وفات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرا رسید در حالی که در خانه اش بود، فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. پس ابوبکر را صدا زدم. پیامبر نگاهی به ابوبکر انداخت سرش را برگرداند و دوباره فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. عمر را صدا زدند و چون نگاهش به عمر افتاد، دوباره فرمود: دوستم را به نزد من فرا بخوانید. پس من گفتم: وای بر شما. علی بن ابی طالب را صدا بزنید. به خدا قسم منظور پیامبر کسی غیر او نیست. چون علی ـ علیه السلام ـ را دید جامه ای که بر رویش بود به روی او کشید و او را وارد آن کرد و پیوسته در کنار پیامبر بود تا اینکه پیامبر جان داد در حالی که دست پیامبر بر بدن امیرالمؤمنین بود.

    29. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ضربه علی یوم الخندق أفضل من أعمال أُمتی إلی یوم القیامه. (ینابیع الموده: ص163)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ضربت علی در روز نبرد خندق از همه اعمال (نیک) امت من تا روز قیامت با فضیلت تر است.

  30. عن البراء بن عازب قال: أقبلنا مع رسول الله صلی الله علیه واله فی حجته التی حج فنزل فی بعض الطریق فأمر الصلاه جامعه فأخذ بید علی علیه السلام فقال: ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم، قالوا: بلی، قال: ألست أولی بکل مؤمن من نفسه، قالوا: بلی، قال: فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه (سنن ابن ماجه: ج1 ص43 ـ مسند احمد، حدیث: 906)
براء بن عازب روایت می کند که ما در حجه الوداع با رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بودیم که در میانه راه فرود آمد و فرمود تا همه حاجیان همراه او جمع شوند. آنگاه دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و بلند کرد و فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ جمعیت فریاد زد: بله، باز حضرت فرمود: آیا من سزاوارتر به هر مؤمنی از خودش نیستم؟ همه پاسخ دادند: بله چنین است. آنگاه فرمود: این (علی) ولیّ هر کسی است که من مولای او هستم. خدایا با هر که با او دوستی کرد (و ولایت او را پذیرفت)، دوستی کن و با هر که با او دشمنی کرد، دشمنی کن.

  31. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من آذی علیا فقد آذانی  (مسند أحمد: حدیث 15394)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس علی را بیازارد من را آزرده است.

 32. عن أم سلمه: أن النبی صلی الله علیه واله جلل علی علی وحسن وحسین وفاطمه کساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی اللهم أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا، فقالت أم سلمه: یا رسول الله أنا منهم؟ قال: إنک إلی خیر. (مسند احمد: حدیث 25383)
ام سلمه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله عبایی را بر علی و حسن و حسین و فاطمه ـ صلوات الله علیهم ـ افکند و فرمود: خداوندا! اینان اهل بیت و برترین افراد من هستند. خدایا از آنان پلیدی را ببر و به بهترین شکل پاکیزه شان گردان. ام سلمه می گوید: به رسول خدا عرض کردم: آیا من هم از آنها هستم. حضرت فرمود: نه اما تو در مسیر خیر و هدایت هستی.

  33. عن أمّ سلمه قالت: والذی أحلف به أن کان علیّ لأقرب الناس عهداً برسول الله صلی الله علیه واله قالت: عدنا رسول الله صلی الله علیه واله غداه بعد غداه، یقول: جاء علیّ؟ مراراً وأظنّه کان بعثه فی حاجه فقالت: فجاء بعد فظننا أنّ له إلیه حاجه فخرجنا من البیت فقعدنا عند الباب فکنت من أدناهم إلی الباب فأکبّ علیه علیّ فجعل یساره و یناجیه ثمّ قبض صلی الله علیه واله  من یومه ذلک، فکان أقرب الناس به عهداً (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص394)
از اُمّ¬سلمه روایت شده که گفت: سوگند به آنکه به وی سوگند یاد می¬کنم علی نزدیک¬ترین فرد از مردم به رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. هر روز صبح که رسول الله را ملاقات می کردیم می¬فرمود: علی آمد؟ و بارها آن را تکرار می¬فرمود. گمان می کردم که وی را در پی کاری فرستاده است. سپس آن روز علی آمد، پس گمان کردم که با وی کاری شخصی دارد از این رو از خانه خارج شدیم و کنار در نشستیم. و من از همه به در نزدیک¬تر بودم. پس علی علیه السّلام به طرف وی خم گشت و سپس رسول خدا شروع کرد در گوشی با وی سخن گفتن تا اینکه رسول خدا در همان حال از دنیا رفت و بدین ترتیب وی نزدیک¬ترین مردم به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود.

 34. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلیّ: أما ترضی أن تکون منّی بمنزله هارون من موسی إلاّ أنّه لا نبیّ بعدی و لو کان لکنته (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص176)
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا خشنود نمی شوی که جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد جز آن که بعد از من پیامبری نیست که البته اگر بود، آن پیامبر تو بودی.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت


  35. قال رسول الله صلی الله علیه واله: مثلی و مثل علیّ مثل شجره، أنا أصلها وعلیّ فرعها والحسن والحسین ثمرها، والشیعه ورقها، فهل خرج من الطیّب إلاّ الطیّب؟ (تاریخ دمشق ابن عساکر: ج42 ص384 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مثل من و مثل علی مثل درختی است که من ریشه (و تنه) آن و علی شاخه آن و حسن و حسین میوه آن و شیعه برگهای آنند. پس آیا از پاکیزه جز پاکیزه به دست می آید؟

36. قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی، أنا مدینه العلم وأنت بابها، ولن تُؤتی المدینه إلا من قبل الباب، وکذب من زعم أنه یحبنی و یبغضک، لأنک منی وأنا منک، لحمک من لحمی، ودمک من دمی، وروحک من روحی، و سریرتک من سریرتی، وعلانیتک من علانیتی، سعد من أطاعک وشقی من عصاک، وربح من تولاک وخسر من عاداک، فاز من لزمک وهلک من فارقک، مثلک ومثل الأئمه من ولدک بعدی مثل سفینه نوح، من رکبها نجا ومن تخلف عنها غرق، ومثلکم کمثل النجوم کلما غاب نجم طلع نجم إلی یوم القیامه. (ینابیع  الموده: ص36)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ای علی! من شهر علمم و تو درِِ آن هستی و هرگز وارد شهر جز از درِ آن نمی توان شد. دروغ می گوید آن که گمان می برد من را دوست دارد اما با تو دشمن است. چون تو از منی و من از توام. گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است. روح تو از روح من و باطن تو باطن من و آشکار و ظاهر تو ظاهر من است. سعادتمند شد آن که از تو اطاعت کرد و بدبخت شد آن که نافرمانی ات کرد. سود برد آن که ولایت و دوستی تو را پذیرفت و زیان کرد آن که با تو دشمنی ورزید. آن کس که همراه تو شد، رستگار شد و آن کس که از تو جدا شد، هلاک شد. مَثل تو و مَثل امامان از نسل تو بعد از من مثل سفینه نوح است که هر کس در آن در آمد نجات یافت و هر کس از آن جا ماند، غرق شد. همچنین مَثل شما مثل ستارگان است که هر ستاره ای غائب شود ستاره ای دیگر طلوع می کند و این تا روز قیامت ادامه دارد. 

 37. وعن أنس بن مالک قال: کنت جالساً مع النبیّ صلی الله علیه واله إذ أقبل علیّ ابن أبی طالب علیه السلام فقال النبیّ صلی الله علیه واله: یا أنس أنا وهذا حجّه الله علی خلقه. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص308)
انس بن مالک می گوید: من نزد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته بودم که علی بن ابی طالب آمد. پیامبر فرمود: ای انس! من و این (علی) حجت خداوند بر مخلوقاتش هستیم.

  38. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ منّی مثل رأسی من بدنی (مناقب علیّ بن أبی طالب : ص92)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی نسبت به من مانند سر من نسبت به بدنم است.

  39. قال رسول الله صلی الله علیه واله: عنوان صحیفه المؤمن حب علی بن أبی طالب. (ینابیع الموده: ص105)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: عنوان صحیفه مؤمن دوستی علی ابن ابی طالب است.

  40. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ علیه السلام أقضی أمتی بکتاب الله، فمن أحبنی فلیحبّه، فإن العبد لا ینال ولایتی إلاّ بحبّ علیّ علیه السلام. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص241)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ مسلط ترین و آگاه ترین فرد نسبت به قران است. پس هر که من را دوست دارد باید او را نیز دوست داشته باشد. همانا هیچ بنده ای به ولایت من دست پیدا نمی کند مگر با دوست داشتن علی.




طبقه بندی: علــــــــیٌ مَعَ الحَــــــــــــــق والحَــــــــــــــق مَـــعَ علــــــــــــــــی (ع)، 
نگارش در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | اکتب تعلیق ()
نام آهنگ : سواح

خواننده: عبدالحلیم حافظ



سواح
آواره


سواح وماشی فی البلاد سواح والخطوة بینی وبین حبیبی براح

مشوار بعید وأنا فیه غریب واللیل یقرب والنهار رواح

آواره تو حومه شهر پرسه میزنه و فاصله من و عشقم بیشتر میشه

دوردست، جایی که من یه غریبم، شب میاد و روز میره

وان لقاکم حبیبی سلموا لی علیه

طمنونی الأسمرانی عامله إیه الغربة فیه

اگه عشق منو دیدی سلام منو بهش برسون

منو از حال و روز و سلامتیش تو غربت با خبر کن

سواح وأنا ماشی لیالی سواح ولا داری بحالی سواح

من الفرقة یا غالی سواح إیه اللی جرى لی سواح

آواره توی شب پرسه میزنم و نمیدونم دارم چیکار میکنم

این جدایی از عشقم داره با من چیکار میکنه

وسنین وأنا دایب شوق وحنین

عایز أعرف بس طریقه منین

سالها از شور و شوق و اشتیاق سوختم

فقط میخوام بدونم راه رسیدن به اون چیه

یا عیونی آه یا عیونی إیه جرى لک فین إنت وبتعمل إیه

یا ظنونی آه یا ظنونی ما تسیبونی مش ناقص أنا حیرة علیه

لا أنا عارف أرتاح وأنا تایه سواح

آه چشم من، آه عشق من، کجایی؟ چه اتفاقی برات افتاده، چکار داری میکنی؟

نگرانی من، آه، دلشوره من، از من دور شو، دیگه نمیفهمم چه خبره

دیگه نمیتونم راحت باشم، نمیتونم آروم بگیرم

گم شدم، آواره شدم

یا قمر یا ناسینی رسینی عاللی غایب

نور لی ورینی سکة الحبایب

وصیتک وصیة یا شاهد علیا

تحکی له عاللی بیه واللی قاسیته فی لیالیا

آه ای ماه، تو که منو فراموش کردی، منو پیش کسی ببر که نیست

نور ببخش و رد پای عشق منو نشونم بده

با آخرین امید و آرزو همراهت شدم و تو شاهد منی

بهش بگو داره به من چی میگذره و چه زجری توی این شبها میکشم
--------------------------------------------



نام آهنگ : کامل الأوصاف

خواننده: عبدالحلیم حافظ




کامل الأوصاف
کاملترین( وصف مفرد) زن

کامل الأوصاف فتنی والعیون السود خدونی

من هواهم رحت أغنی آه یا لیلی آه یا عینی
یا لیل
کاملترین زن مرا جذب کرد و چشمان سیاهش مرا گرفت

از ترانه عاشقانه فرار کردم، آه ای شب من، آی ای چشم من

ای شب

العیون السود رموشهم لیل

لیل بیحلم باللی غایب والعیون السود خدونی

آه یا قلبی یاللی دایب علموک تسهر تغنی

علموک شوق الحبایب

لیه یا قلبی لیه لیه خدونی لیه

توهونی غربونی

العیون السود

لیه لیه خدونی

چشمان سیاه و مژگانش که چون شبست

شبی که دلتنگیها به رویا می آید و چشمان سیاه مرا میگیرد

آه ای دل من، تو که میسوزی، به تو می آموزند چگونه بیدار بمانی و بخوانی

به تو شور و شوق عشاق را می آموزند

چرا دل من چرا؟ چرا مرا گرفتند؟

مرا گم کردند و راندند

چشمان سیاه

چرا چرا مرا گرفتند

قالوا الصبر بحوره بعیده

قالوا شفایفه نایات بتقول تنهیده

وسهرت أستنى والنجم معایا

دوبنی ودبنا فی عیون نسایه

لیه یا قلبی لیه لیه خدونی لیه

توهونی غربونی

العیون السود

لیه لیه خدونی

گفتند صبور باش که دریایش بیکرانست

میگفتند که از لبهایش ناله اش شنید میشد

و من با ستاره ای که همراهم بود بیدار منتظر ماندم

در چشمانی که باعث میشد فراموش کنی ما رو سوزاند و سوختیم

چرا دل من چرا؟ چرا مرا گرفتند؟

مرا گم کردند و راندند

چشمان سیاه

چرا چرا مرا گرفتند


----------------------------

نام آهنگ : ایه ذنبی ایه

خواننده: عبدالحلیم حافظ



ایه ذنبی ایه

گناه من چیه

إیه ذنبی إیه ما تقوللی علیه تخاصمنی لیه لما انت حبیبی

الروح ویاک والقلب معاک ولإمتى جفاک لما انت حبیبی

من غیر ما تقوللی تهجرنی وتفوتنی لحیرتی وشجونی

عاتبنی یمکن تعذرنی یمکن عذالی ظلمونی

وانت وأنا ما لناش هنا غیر بعضنا

گناه من چیه؟ نگفتی! چرا این همه ساز مخالف میزنی عشق من؟

روح و جانم همراه تو و دلم با توئه

این سختی و آزار من تا کی ادامه داره عشق من؟

بدون تو؟ به من میگی که ترکم میکنی؟ منو سردرگم و مضطرب رها میکنی؟

به من طعنه و سرکوفت میزنی اما شاید بتونی منو ببخشی

شاید سرکوفت و طعنه به من ظالمانه و دور از عدالت باشه

درست وقتی من و تو کسی رو جز هم نداریم

إیه ذنبی إیه ما تقوللی علیه تخاصمنی لیه لما أنت حبیبی

فکرنی هجرتک امتى وعملت اللی انت عملته

طول عمری بحبک انت وغرامک عمری ما خنته

وحیاتک عندی ح افضل على عهدی باقی على ودی

لیه بس نضیع أیامنا فی خصامک وحنینی إلیک

لیالینا اشتاقت لکلامنا وعینی وحشتها عنیک

وحیاتک عندی ح أفضل على عهدی باقی على ودی

وانت وأنا ما لناش هنا غیر بعضنا

گناه من چیه؟ نگفتی! چرا این همه ساز مخالف میزنی عشق من؟

کی میخوای از جداشدن و رفتن و کارهایی که کردی با من حرف بزنی؟

همه عمرم عاشقت بودم و هرگز به عشقت خیانت نکردم

در همه زمانی که با من خواهی بود به قول و قرارم وفادار خواهم بود و مهربان خواهم ماند

چرا ما روزهامون رو با عشق و شور من به تو و خصومت تو به من از دست میدیم؟

شبهامون مشتاق واژه هامون و چشمهام مشتاق چشمهای تو هستن

در همه زمانی که با من خواهی بود به قول و قرارم وفادار خواهم بود و مهربان خواهم ماند

درست وقتی من و تو کسی رو جز هم نداریم

إیه ذنبی إیه ما تقوللی علیه تخاصمنی لیه لما أنت حبیبی

الروح ویاک والقلب معاک ولإمتى جفاک لما انت حبیبی

گناه من چیه؟ نگفتی! چرا این همه ساز مخالف میزنی عشق من؟

روح و جانم همراه تو و دلم با توئه

این سختی و آزار من تا کی ادامه داره عشق من؟


-------------------------------------------





طبقه بندی: آیا میـــــــدانی كه ...............؟، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 3 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

عبدالحلیم حافظ … اغانی منفرده … الحب جمیل

نام ترانه: الحب جمیل
خواننده: عبدالحلیم حافظ


الحب جمیل
عشق زیباست

الحب جمیل اللی عایش فیه
عشق که در آن به سر میبریم زیباست



له ألف دلیل أسألونی علیه
هزار دلیل دارد، از من بپرس



بیفوت ع العین ویصحیها من عز النوم
سنگینترین خوابها را از چشم میرباید و بیدارش میکند



ویفوت ع الروح ویطیر بیها الدنیا فی یوم
روح و جان را در بیدار میکند و یک روزه در همه دنیا به گردش در می آورد



ولما القلب یجی یفرح ساعة ما ألاقیک قاعد جنبی
و وقتی به خواسته دل میرسد و من کنارت مینشینم شاد میشود



أمالی الحلوة تتمرجح فی دقة قلبک مع قلبی
رویاهای زیبایم همراه با تپش قلبت در قلب تو و من چرخ میزند



وإن فات حبیبی یوم أو غاب أنا والظنون دایما فی عتاب
و اگر فقط یک روز عشقم نباشد من و افکارم بر آستانه در به انتظار خواهیم ماند



واللی انشغل بهوى الأحباب عذابه راحة وراحته عذاب
و او که گرفتار عشق عشاق است سختیش راحتی و راحتیش سختی خواهد بود



لا اللی صفا له حبیبه باله هدی وارتاح
نه او که عشقش به خاطر او از همه بدیها زدوده شد و فکرش راحتی و آرامش به دنبال دارد



ولا اللی فاته نصیبه نامت فی قلبه جراح
نه او که تقدریش از او گذر کرد و زخمها در دلش خفته اند



لما یخاصمنی بأفرح وأصور فرحة لقاه لو یوم جانی
وقتی با من میجنگد به وجد می آیم و روزی را تصور میکنم که به او برسم



وإن جه صالحنی أبکی وأفکر من خوفی لیخاصم تانی
و وقتی با من نرمی میکند میگریم و از لحظه برخوردش میترسم

لینك ترانه عبدالحلیم حافظ الحب جمیل

http://www.4shared.com/audio/-lREqKac/_______.html



ام کلثوم … شعرترانه… یا لیلة العید

نام ترانه: یا لیلة العید


خواننده: ام کلثوم



یا لیلة العید
آه شب عید


یا لیلة العید أنستینا و جددت الأمل فینا


یا لیلة العید هلالک هل لعینینا فرحنا له وغنینا


و قلنا السعد حا یجینا


على قدومک یا لیلة العید

ترجمه



آه شب عید، چشممان را روشن و امید را در دلهایمان زنده کردی


آه شب عید ماه تو در برابر چشمانمان پدیدار شد و ما را سرشار از شادی و ترانه کرد


و ما گفتیم که خوشبختی به ما رسیده است


با آمدن تو ای شب عید




جمعتی الأنس ع الخلان ودار الکأس ع الندمان


وغنى الطیر على الأغصان


یحیی الفجر لیلة العید


تو همه دوستان نزدیک را دور هم جمع کردی و جام بین دوستان رد و بدل شد


و پرندگان تا شب عید به صبح برسد ترانه خواندند




حبیبی مرکبه تجرى وروحی بالنسیم تسرى


قولوا له یا جمیل بدری


حرام النوم فی لیلة العید




تا وقتی عشق من مثل بادبان کشتی میمونه، روح من با باد سفر میکنه
بهش بگو ای ماه زیبای من
خواب تو شب عید حرام شده



یا نیلنا میتک سکر و زرعک فی الغیطان نور
تعیش یا نیل و نتهنا
و نحیی لک لیالی العید



آه نیل، آبهای تو زیباست و نورت همه سرزمین رو فرا گرفته
ای کاش همیشه زنده باشی ای نیل
و شبهای عید زیادی رو تجربه کنی

لینك ترانه لیلة العید ام كلثوم mp3

http://www.4shared.com/audio/y4wE7VU-/___.html




طبقه بندی: آیا میـــــــدانی كه ...............؟، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 3 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
حقوق زن و شوهر

1. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه - : أحسَنُ النّاسِ إیماناً أحسَنُهُم خُلُقاً و ألطَفُهُم بِأهِلهِ.
«بحار الأنوار، ج 71، ص 387»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: نیكوترین مردم از نظر ایمان، خوش اخلاق ترینِ آنها و مهرورزترین شان با خانواده خود است.
2. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه - : جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِیالِهِ أحَبُّ إلَی اللَّهِ مِنِ اعْتِکافٍ فی مَسجِدی هذا.
«تنبیه الخواطر، ج 2، ص 122»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: نشستن مرد پیش زن و فرزندنش، نزد خداوند محبوب تر است از اعتکاف در این مسجد من.
3. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلی الله علیه و آله - : إذا حَمَلَتْ الْمَرْئَةُ کانَتْ بِمَنْزِلِهِ الصَّائِمِ الْقائِّمِ الْمُجاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مالِهِ فِی سَبِیلِ اللهِ فَإذا وَضَعَتْ کانَ لَها مِنَ الْأجْرِ ما لا یَدْریِ أحَدٌ ما هُوَ لِعِظَمِهِ ... .
«وسائل الشیعه، ج 15، ص 175»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: آنگاه که زن حامله شود چنان است که با دهان روزه به جهاد مالی و جسمی در راه خدا بپردازد و هنگامی که زایمان کند، برای او اجر و پاداش عظیمی است كه کسی قادر به محاسبه آن نخواهد بود و آنگاه که به شیر دادن فرزند می پردازد، در هر مرتبه چنان است که بنده ای از اولاد اسماعیل پیامبر را در راه خدا آزاد کرده باشد و آنگاه که بچه را از شیر گرفت، فرشته ای به پهلویش می زند و می گوید: همه گناهانت آمرزیده شد.
4. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه - : أیَّما اِمرَأةٍ حَمَلَتهُ عَلی ما لایَقدِرُ عَلَیهِ وما لا یُطیقُ لَم تُقبَلَ مِنها حَسَنَةٌ.
«مکارم الأخلاق، ص 215»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: زنی که شوهر خود را بر انجام کارهایی وادار کند که او توانایی انجام دادن آنها را ندارد، هیچ یک از کارهای نیک او پذیرفته نخواهد شد.
5. قال الامام السجاد - عَلَیْهِ السَّلامُ - : إنَّ أرضاکم عِندَاللَّهِ أسبَغُکم عَلی عِیالِهِ.
«بحار الأنوار، ج 78، ص 136»

امام سجّاد - علیه السلام - فرمود: خداوند از آن کس خشنودتر است که خانواده خود را بیشتر در آسایش و نعمت قرار دهد.
6. قال الامام السجاد - عَلَیْهِ السَّلامُ - : لَأن أدخُلَ السُّوقَ و مَعی دِرهَمٌ أبتاعُ بِهِ لَحماً لِعِیالی و قَد قَرِمُوا إلیهِ أحَبُّ إلَی مِن أن اعتِقَ نَسَمَةً.
«وسائل الشیعه، ج 21، ص 543»

امام سجّاد - علیه السلام - فرمود: چنان چه وارد بازار شوم و درهمی داشته باشم و با آن برای خانواده ام گوشتی بخرم که بدان رغبت کرده اند، برای من محبوب تر است از این که بنده ای را آزاد کنم.
7. قال الامام الصادق - عَلَیْهِ السَّلام - : إنَّ المَرءَ یَحتاجُ فی مَنزِلِهِ و عیالِهِ إلی ثَلاثِ خِصالٍ یَتَکلَّفُها و إن لَم یَکن فی طَبعِهِ ذلِک: مُعاشَرَةٍ جَمیلَةٍ و سَعَةٍ بِتَقدیرٍ و غَیرَةٍ بِتَحَصُّنٍ.
«تحف العقول، ص 322»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: مرد برای اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نیاز دارد كه حتی اگر در طبیعت او نباشد، (باید خود را به آنها وادارد)، آن خصلت ها عبارتند از: خوش رفتاری، گشاده دستی سنجیده و غیرت برای حفاظت از آنها.
8. قال الامام الصادق - عَلَیْهِ السَّلامُ - : لاغنی بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَةِ أشیاء فیما بَینَهُ و بَینَ زوجَتِهِ و هِی: المُوافَقَةُ لِیَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها و حُسنُ خُلقِهِ مَعَها وَ استِعمالُهُ استِمالَةَ قَلبِها بِالهَیئَةِ الحَسَنَةِ فی عَینِها و تَوسِعَتِهِ عَلَیها.
«میزان الحکمه، ح 7876»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چیز بی نیاز نیست: سازگاری با او تا به این وسیله سازگاری و محبت و عشق او را به خود جلب کند و خوش خویی با او و دلبری از او با آراستن خود برای وی و فراهم آوردن امکانات آسایش او.
9. قال الامام الصادق - عَلَیْهِ السَّلامُ - : مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فی عُمرِهِ.
«الکافی، ج 2، ص 105»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: هر کس به خانواده اش نیکی کند، بر عمرش افزوده شود.
10. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه - : لَو أمَرتُ أحَداً أن یَسجُدَ لأِحَدٍ لأَمَرتُ المَرأةَ أن تَسجُدَ لِزَوجِها.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 246»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند، به زن دستور می دادم تا برای شوهرش سجده کند.
11. قال الامام الباقر - عَلَیْهِ السَّلامُ - : لاشَفیعَ لِلمَرأَةِ أنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها.
«میزان الحکمه، ح 7864»

امام باقر - علیه السلام - فرمود: برای زن نزد پروردگارش، هیچ شفیعی کارسازتر از رضایت شوهرش نیست.
12. قال الامام الصادق - عَلَیْهِ السَّلامُ - : لاغِنی بِالزَّوجَةِ فیما بَینَها و بَینَ زَوجِها المُرافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصالٍ و هُنَّ: صِیانَةُ نَفسِها عَن کلِّ دَنَسٍ حَتّی یَطمَئِنَّ قَلبُهُ إلَی الثِّقَةِ بِها فی حالِ المَحبوبِ والمَکروهِ ... .
«بحار الأنوار، ج 78، ص 237»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: زن در رابطه به شوهر سازگار خود از رعایت سه خصلت بی نیاز نیست: حفظ کردن خود از هر گناه و آلودگی تا شوهرش در هر حال، خوشایند یا ناخوشایند، در دل به او اطمینان داشته باشد؛ مراقبت از او و زندگی اش تا شوهرش در صورتی که لغزشی از او سرزند با او مهربانی کند و اظهار عشق به او با عشوه و دلبری و ظاهر مناسب و خوشایند در نظر او.
13. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ویل لامرأة أغضبت زوجها، و طوبی لامرأة رضی عنها زوجها.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 245»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد.
14. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : ما زال جبرئیل یوصینی بالمرأة حتی ظننت أنه لا ینبغی طلاقها إلا من فاحشة مبینة.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 253»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: جبرئیل پیوسته مرا درباره زن سفارش می کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.
15. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : حق المرأة علی زوجها أن یسد جوعتها وأن یستر عورتها ولا یقبح لها وجها.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 254»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حقّ زن به شوهرش این است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند و برای او هیچگاه روی درهم نکشد.
16. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : قول الرجل للمرأة إنی أحبک لا یذهب من قلبها أبدا.
«الکافی، ج 5، ص 569»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: این سخن مرد به زن که دوستت دارم هرگز از دل زن بیرون نمی رود.
17. عن الحسن بن جهم قال: رأیت أبا الحسن - علیه السلام - اختضب، فقلت: جعلت فداک اختضبت؟ فقال: نعم، إن التهیئة مما یزید فی عفة النساء، ولقد ترک النساء العفة بترک أزواجهن التهیئة ... .
«الکافی، ج 5، ص 567»

حسن بن جهم می گوید: ابوالحسن - علیه السلام - را دیدم که خضاب کرده است، عرض کردم: فدایت شوم! خضاب کرده اید؟ فرمود: آری! آراستگی بر عفت زنان می افزاید؛ به راستی زنان ترک عفت کرده اند، چون شوهرانشان آراستگی را ترک نموده اند. سپس فرمود: اگر آراسته نباشی آیا خوش داری که همسرت را نیز مانند خودت ببینی؟ عرض کردم: نه! فرمود: او نیز چنین است.
18. قال الإمام الصادق - علیه السلام - : سألت ام سلمة رسول الله - صلی الله علیه و آله - عن فضل النساء فی خدمة أزواجهن، فقال: أیما امرأة رفعت من بیت زوجها شیئا من موضع إلی موضع ترید به صلاحا ... ..
«بحار الأنوار، ج 103، ص 251»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: ام سلمه از رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - درباره فضیلت خدمت کردن زنان به شوهرانشان پرسید، آن حضرت فرمود: هر زنی که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چیزی را جا به جا کند، خداوند به او نظر افکند و هر که را خداوند به او نظر کند، عذابش نمی كند.
19. قال الإمام الکاظم - علیه السلام - : جهاد المرأة حسن التبعل.
«الکافی، ج 5، ص 507»

امام کاظم - علیه السّلام - فرمود: جهاد زن، خوب شوهرداری است.
20. قال الإمام الباقر - علیه السلام - : أیما امرأة خدمت زوجها سبعة أیام أغلق الله عنها سبعة أبواب النار وفتح لها ثمانیة أبواب الجنة تدخل من أیها شاءت. وقال - علیه السلام - : ما من امرأة تسقی زوجها شربة من ماء ... .
«وسائل الشیعه، ج 14، ص 123»

امام باقر - علیه السّلام - فرمود: هر زنی که هفت روز شوهرش را خدمت کند، خداوند هفت در دوزخ را به روی او ببندد و هشت در بهشت را به رویش بگشاید، تا از هر در که خواهد وارد شود و فرمود: هیچ زنی نیست که جرعه ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شبهایش را به عبادت سپری کند.
21. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : لا یخدم العیال إلا صدیق أو شهید أو رجل یرید الله به خیر الدنیا والآخرة.
«بحار الأنوار، ج 104، ص 132»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: به زن خود خدمت نکند مگر صدیق یا شهید یا مردی که خداوند خیر دنیا و آخرت او را بخواهد.
22. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اتقوا الله فی الضعیفین: الیتیم و المرأة فإن خیارکم، خیارکم لأهله.
«بحار الأنوار، ج 79، ص 268»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: از خدا درباره دو ناتوان بترسید: یتیم و زن؛ به درستی كه بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد.
23. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : إن الرجل لیؤجر فی رفع اللقمة إلی فی امرأته.
«المحجة البیضاء، ج 3، ص 70»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: مردی که به طرف دهان همسرش لقمه ای بالا برد، پاداش برد.
24. قال الإمام الصادق - علیه السلام - : ملعونة ملعونة امرأة تؤذی زوجها وتغمه، وسعیدة سعیدة امرأة تکرم زوجها ولا تؤذیه وتطیعه فی جمیع أحواله.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 253»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: معلون است، ملعون است آن زنی که شوهر خود را بیازارد و غمگین کند و خوشبخت است، خوشبخت است آن زنی که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال (غیر از امور حرام) از وی فرمان برد.
25. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : من کان له امرأة تؤذیه لم یقبل الله صلاتها ولا حسنة من عملها حتی تعینه وترضیه وإن صامت الدهر ... وعلی الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب إذا کان لها مؤذیا ظالما.
«وسائل الشیعه، ج 14، ص 116»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هر که زنی داشته باشد که آن زن وی را بیازارد، خداوند نه نماز آن زن را قبول کند و نه کار نیکش را، هر چند همه عمر روزه بگیرد تا زمانی که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد، مرد نیز اگر زن خود را بیازارد و به او ستم کند همین گناه و عذاب را دارد.
26. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : إنی لأتعجب ممن یضرب امرأته و هو بالضرب أولی منها.
«جامع الأخبار، ص 447»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: من درشگفتم از کسی که زنش را کتک می زند، در حالی که خودش به کتک خوردن سزاوارتر از اوست.
27. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : من صبر علی سوء خلق امرأته و احتسبه أعطاه الله تعالی بکل مره یصبر علیها من الثواب ما أعطی أیوب - علیه السلام - علی بلائه، و کان علیها من الوزر فی کل یوم و لیلة مثل رمل عالج.
«ثواب الأعمال، ص 287»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هر مردی که به خاطر خدا و به امید پاداش او در برابر بداخلاقی همسرش صبر کند، خدای متعال برای هر مرتبه ای که شکیبایی می ورزد، همان ثوابی را به او دهد که به ایوب - علیه السّلام - در قبال بلایی که دید عطا کرد و گناه زن نیز در هر روز و شب به اندازه ریگهای ریگستان می باشد.
28. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : من صبرت علی سوء خلق زوجها أعطاها مثل (ثواب) آسیة بنت مزاحم.
«بحار الأنوار، ج 103، ص 247»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هر زنی که در برابر بداخلاقی شوهرش شکیبایی ورزد، خداوند همانند (ثواب) آسیه دختر مزاحم به او عطا کند.
29. قال الامام السجاد - عَلَیْهِ السَّلامُ - : و أمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَأن تَعلَمَ أنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَها لک سَکنَاً واُنساً، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِک نِعمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَیک فَتُکرِمَها و تَرفُقَ بِها.
«بحار الأنوار، ج 74، ص 5»

امام سجّاد - علیه السلام - فرمود: حقّ زن این است که بدانی خداوند او را مایه آرامش و انس تو قرار داده است و بدانی این نعمتی است که خداوند به تو داده؛ پس باید او را گرامی داری و با وی نرمی كنی.
30. قال الامام الباقر - علیه السلام - : إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ کتَبَ عَلَی الرِّجالِ الْجِهادَ وَ عَلَی النِّساءِ الْجِهادَ فَجِهادُ الرَّجُلِ أنْ یَبْذُلَ مالَهُ وَ دَمَهُ حَتّی یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ جِهادُ الْمَرْأةُ أنْ تَصْبِرَ عَلی ماتَری مِنْ أذی زَوْجِها وَ غِیرَتِهِ.
«وسائل الشیعه، ج 20، ص 157»

امام باقر - علیه السلام - فرمود: خداوند متعال برای مردان جهاد را مقرّر داشت و برای زنان نیز جهاد را منظور داشت و جهاد مردان آنست که مال و جان خویش را در راه خدا ایثارکنند. ولی جهاد زنان آنست که بر اذیت های شوهر و غیرت ورزیهای او صبر کنند.
31. قال الامام الصادق - علیه السلام - : لا یَنْبَغِی لِلْمَرْأةِ أنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَو أنْ تُعَلِّقَ فی عُنُقِها قِلادَةً.
«وسائل الشیعه، ج 20، ص 166»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: سزاوار نیست برای زن كه خویشتن را برای شوهرش نیاراید، گرچه به آویختن چیزی بگردن خود.
32. قالَ الامام الصَّادِقُ - علیه السلام - : أیُّما إمْرَأةٍ باتَتْ وَ زَوْجُها عَلَیْها ساخِطٌ فی حَقٍ لَمْ تُقْبَلْ مِنْها صَلوةٌ حَتّی یَرْضی عَنْها.
«مسند امام رضا - علیه السلام -، ج 2، ص 256»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: هر زنی بخوابد در حالیکه شوهرش بر او خشمگین باشد نماز وی قبول نخواهد شد مگر اینکه رضایت شوهر خود را جلب کند.
33. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلی الله علیه و آله - : أیُّما إمْرَأةٍ خَرَجَتْ مِنْ بَیْتِها بِغَیْرِ إذْنِ زَوْجِها فَلا نَفَقَةَ لَها حَتّی تَرْجِع.
«الکافی، ج 5، ص 506»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: زنی که بدون اجازه شوهرش از منزل خارج گردد، نفقه او بر شوهر واجب نیست تا آنکه باز گردد.
34. عَنْ الامام زَیْنِ الْعابِدینَ - علیه السلام - قالَ: ... إنَّ أقْرَبَکمْ مِنَ اللهِ أوْسَعُکمْ خُلْقاً وَ إنَّ أرْضاکم عِنْدَاللهِ أسْبَغُکمْ عَلی عِیالِهِ.
«تحف العقول، ص 201»

امام سجاد - علیه السلام - فرمود: نزدیکترین شما به خدا کسی است که نسبت به اهل منزلش خوش رفتارتر باشد و کسی در پیشگاه خدا بیشتر مورد رضایت است که نسبت به خانواده خود نیکوکارتر و با محبت تر باشد.
35. عَنِ الامام الصَّادِقِ - علیه السلام - قالَ: أیُّما أهْلِ بَیْتٍ أعْطُوا حَظّهُمْ مِنَ الرِّفْقِ فَقَدْ وَسَّعَ اللهُ عَلَیْهِمْ فِی الرِّزْقِ.
«وسائل الشیعه، ج 14، ص 123»

امام صادق - علیه السلام - فرمود: هر خانواده ای که با هم دیگر با رفق و مدارا برخورد کنند، خداوند نیز به رزق و روزی آنان وسعت می بخشد.
36. مِنْ وَصِیَّةِ أمِیرِالمومنین - علیه السلام - لِوَلَدِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّةِ: فَدارِها عَلی کلِّ حالٍ وَ أحْسِنِ الْصُّحْبَةَ لَها لِیَصْفُوَ عَیْشُک.
«وسائل الشیعه، ج 14، ص 110»

امیرالمومنین - علیه السلام - در سفارشی به پسرش محمد بن حنیفه فرمود: درهر حال با همسر خود مدارا و ملاطفت و خوش رفتاری کن تا زندگی ات بر تو گوارا باشد.
37. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلی الله علیه و آله - : ثَلاثَةٌ مِنَ الْجَفاء أنْ یَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلُ فَلا یَسْئَلُهُ عَنْ إسْمِهِ وَ کنْیَتِهِ وَ أنْ یدْعَی الرَّجُلُ إلی طَعامٍ فَلا یُجیبُ أَوْ یُجیبُ فَلا یَأکلُ وَ مَواقَعَةِ الرَّجُلُ أهْلَهُ قَبْلَ الْمُلاعَبَةِ.
«وسائل الشیعه، ج 12، ص 145»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: سه چیز از جفا کاریست: کسی که با کسی همسفر باشد ولی از اسم و کنیه اش جویا نشود و کسی را به غذا دعوت کنند ولی نپذیرد و یا بپذیرد اما از آن غذا نخورد و مردی که قبل از ملاعبه با همسرش همبستر شود.
38. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلی الله علیه و آله - : یا علیُّ خِدمَةُ الْعِیالِ کفَّارَةٌ لِلْکبائِِرِ وَ تُطْفِی غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِالْعِینِ.
«جامع السعادات، ج 2، ص 142»

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: یا علی خدمت به خانواده, کفاره گناهان کبیره است و مایه فرونشاندن غضب پرودگار و مهریه حوریان بهشتی خواهد بود.
39. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : إذا سقی الرجل امرأته أجر.
«کنز العمال، ح 44435»

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هر گاه مرد به زن خود آبی بنوشاند، پاداش برد.
40. قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : أعظم الناس حقا علی المرأة زوجها، و أعظم الناس حقا علی الرجل امه.
«کنز العمال، ح 44771»



طبقه بندی: مســـائل جنســــــی و زناشــــوئی در دین مبین اســلام ، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()


شاید لازم باشد که در صحت و سقم این خبر کمی تحقیق شود...



1390/5/22
وایتکس در ایران کاربرد تازه ای پیدا کرده است: استفاده در گاوداری ها برای ماندگار کردن شیر.
سلامت نیوز نوشته است: سئوال اینجاست که چرا بعضی از شیرهای پاستوریزه که بیشتر از 5 روز ماندگاری ندارند با وجود گذشت دو هفته همچنان سالم مانده و فاسد نمی شوند؟ آیا از بار میکروبی شیرهای ایرانی کاسته شده است و یا کارخانه های تولید کننده این شیرها چنان پیشرفت کرده اند که چنین شیرهایی را تولید می کنند؟
یک منبع آگاه به سلامت نیوز گفته است: «سال گذشته اداره استاندارد و تحقیقات شهر اصفهان با مسئله عجیبی در خصوص شیرهای پاستوریزه روبرو شد.»
«جریان از این قرار بود که شیرهای پاستوریزه بعد از حتی باز کردن درب آنها تا حدود 3 هفته ماندگاری داشتند و فاسد نمی شدند. با بررسی هایی که اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی استان اصفهان به عمل آورد متوجه شدند که برخی از گاوداری ها از وایتکس برای ماندگاری بیشتر شیرهایشان استفاده می کنند و به دلیل اینکه وایتکس یک ضدعفونی کننده بسیار قوی است مانع فاسد شدن شیرهای پاستوریزه شده است.»
«این ماده ضدعفونی کننده به شدت سرطان زا است و مصرف کنندگان این شیرها به عوارض آن دچار می شوند.»
حال این سوال پیش می آید آیا نظارت کامل بر گاوداری ها و کارخانجات تولید کننده شیر پاستوریزه وجود دارد؟ آیا بعضی از شیرهای پاستوریزه ای که به مدت طولانی تر از 5 روز ماندگاری دارند از وایتکس در نگهداری آن ها استفاده می شود؟
من هم به عنوان یك دامپزشك با این مسئله بارها برخورد كرده ام
آزمایشات معمول كارخانجات پاستوریزه هم توانایی ردیابی ضدعفونی كننده های كلره ( مانند وایتكس) را ندارن.
گزارش سلامت نیوز كاملا دقیق می باشد.
وقتی بیش ار 5 سال است لیستین خوراكی وارد ایران نشده و فقط لیستین صنعتی كه سرطانزا ومخصوص صنعت می باشد وارد می شود و تمام شكلات ها و شیرینی های ما با حاوی لیستین است می خواهید دامدار ما از چه كسی اخلاق كاری بیاموزد ؟!!
 
 




طبقه بندی: آیا میـــــــدانی كه ...............؟، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 2 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

 

چشم

 

 

بر اساس مطالعات صورت گرفته در دنیا حدود ۳۱۴ میلیون انسان در سراسر جهان با نقایص شدید بینایی زندگی می كنند كه از این میان ۴۵ میلیون نفر به طور كامل نابینا هستند.

 

تعداد ۱۴۵ میلیون مورد از این نقایص مربوط به عیوب انكساری (نزدیك بینی، دوربینی و آستیگماتیسم) است كه در افراد معمولی با استفاده از عینك به راحتی برطرف می شود.

 

آب مروارید (كاتاراكت) با شیوع ۹/۴۷ درصد همچنان به عنوان مهم ترین علت نابینایی در سراسر جهان محسوب می شود و پس از آن آب سیاه (گلوكوم) با شیوع ۳/۱۲ درصد، تحلیل ماكولا به علت كهولت سن با شیوع ۷/۸ درصد، كدورت قرنیه با شیوع ۱/۵ درصد، نابینایی در سنین كودكی با شیوع ۹/۳ درصد و تراخم با شیوع ۶/۳ درصد به ترتیب سایر علل نابینایی در جهان را شامل می شوند.

 

 

● ۶۴ درصد نابینایان دنیا «زن» هستند

طبق آمارهای جهانی، زنان نسبت به مردان درمعرض خطر بالاتری از ابتلا به نابینایی قرار دارند تا جایی كه دو سوم (۶۴ درصد) از نابینایان سراسر جهان را زنان و دختران تشكیل می دهند.

 

بر اساس اعلام مركز تحقیقات چشم دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی، طبق مطالعات انجام شده در ایران نیز نتایج مشابه جهان به دست آمده است.

 

بر این اساس طبق مطالعه ای كه در سال ۱۳۸۴ در شهر تهران انجام شد، زنان درصد بالاتری از نابینایی و كم بینایی را نسبت به مردان به خود اختصاص داده بودند (۶۶/۵ درصد مقابل ۲۸/۴ درصد).

 

در مطالعه ای مشابه كه در شهرستان زاهدان انجام شد نیز زنان بالای ۶۰ سال درصد بالاتری از نقصان بینایی را نسبت به مردان داشتند (۵۸ درصد مقابل ۴۸ درصد). در مطالعه دیگر كه سال ۸۸ توسط مركز تحقیقات چشم دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی در شهرستان ورامین انجام شد، زنان بالای ۵۰ سال بیش از ۵/۱ برابر مردان به نقص شدید بینایی مبتلا بودند.

 

 

● چرا زنان بیشتر از مردان نابینا می شوند؟

▪ در بسیاری از جوامع طول عمر زنان بیشتر از مردان است و در نتیجه در معرض خطر بالاتری از نظر بیماری های مرتبط با سن مانند گلوكوم (آب سیاه) و تحلیل ماكولا به علت كهولت سن (ARMD) قرار دارند.

 

▪ زنان و دختران بیشتر در معرض ابتلا به برخی بیماری ها از جمله كاتاراكت و تراخم قرار می گیرند.

 

▪ دختران و زنان دسترسی كمتری به خدمات و مراقبت های چشم پزشكی دارند؛ چرا كه برخی خانواده ها ترجیح می دهند بودجه محدود خود را صرف سلامت فرزند پسر كنند تا دختر.

 

▪ زنان غالبا زمانی اقدام به درمان می كنند كه بینایی خود را از دست داده اند. در این شرایط با محدودیت ها و موانع بیشتری برای درمان مواجه می شوند.

 

▪ از آنجا كه در اغلب موارد، منابع مالی در اختیار مرد خانوار است، تصمیم گیری در زمینه درمان و پیگیری بیماری های زنان از اولویت كم تری برخوردار است.

 

همچنین با توجه به بالا بودن طول عمر زنان، زنان بیوه درصد قابل توجهی از جمعیت را در بر می گیرند.

 

زنان بیوه برای درمان و مراقبت نیاز به اجازه و حمایت عضو دیگری از خانوار دارند از این رو دسترسی به خدمات برای این گروه مشكل تر خواهد بود.

 

▪ همچنین زنان بعضا برای رفت و آمدهای بیرون از خانه نیازمند همراه می باشند كه این خود مانعی برای دسترسی به خدمات چشم پزشكی است.

 

در پایان باید گفت: چشم حساس ترین عضو بدن است و در عین حساسیت زیاد در معرض تهدیدات محیطی فراوانی است.

 

مواظبت از چشم جهت جلوگیری از بیماری، کاری بسیار آسانتر و کم هزینه تر از درمان بیماری است که متاسفانه بدون آنکه متوجه باشیم وقتی دچار بیماری چشم می شویم که هزینه زیادی را برای درمان آن باید بپردازیم و ممکن است که مقداری از بینایی خود را نیز از دست بدهیم.

 

در حالی که بیش از ۷۰ درصد اطلاعات زندگی ها از طریق چشم دریافت می شود و اعضای دیگر فقط تا حدودی امکان جایگزینی چشم را دارند همانند گوش و یا حس لامسه، به همین دلیل توجه به بهداشت چشم جهت داشتن چشمی سالم یک امر بسیار مهم است .

منبع:aftab.ir



ادامه مطلب
طبقه بندی: نعمت بینائی = نعمت البصر، 
نگارش در تاریخ شنبه 28 آبان 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:124)      ...   79   80   81   82   83   84   85   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار