تبلیغات
کلام من القلب الی القلب
علی مع الحق والحق مع علی

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صلی على محمد و على ال محمد وعجل فرجهم



مواقف من حیاة الامام علی بن ابی طالب

كیف كانت عبادة الامام من ناحیة الروحانیة

حدث مرة ان الامام اصیب بسهم فی قدمه خلال احدى المعاركه مع قوى الشرك و النفاق و كانت الاصابة شدیدة بحیث كان اخراج السهم من قدم الامام یسبب الما شدیدا له فبقی السهم مكانه .

و فكر الامام الحسن علیه السلام ماذا یفعل ؟ كیف ینزع السهم من رجل الامام دون ان تسبب له ذالك الالم , و فجاة اتته الفكرة التی سرعان ما ترجمها الى مجموعة من الاعمال .

طلب جراحا و انتظر حتى قام ابوه الامام علی الى صلاته ثم امره ان یخرج السهم من قدم الامام

و بصعوبة استطاع الجراح ان یخرج السهم المتعنت من مكانه فانبثقت الدماء غزیرة من رجل الامام .

ولقد فوجیء الامام بعد انتهاءه من صلاته ببقع الدم حوالیه ة بالسهم منزوعا من مكانه وتسال بدهشة : متى ؟ و كیف حدث هذا ؟

لم یشعر الامام بكل ماحدث كان كیانه كله ذاب فی رحاب الله انقطع عن الدنیا وحلقت روحه بعیدا فی ملكوت الله .


هذه لقطه فیكیفیة العبادة عند الامام علیه علیه السلام



خوف الامام علی من الله

یقول احد اصحاب الامام ما معناه : كنت اتمشى ذات لیلة داخل احدى البساتین و اذا بهمهمات مبهمة تتناهى الى سمعی فاتجهت ناحیة الصوت واذا بی اجد سیدی ومولای علی بن ابی طالب علیه السلام وقد تهرب عن اعین الناس و اختفى و راء الاشجار حتى لا یراه احد و هو یئن من خوف الله :

الهی

كم من موبقة حلمت عن مقابلتها بنقمتك , وكم من جریرة تكرمت عن كشفها بكرمك ؟

الهی

اذا طال فی عصیانك عمری , و عظم فی الصحف ذنبی , فما انا مؤمل غیر غفرانك , ولا انا براج غیر رضوانك .

ثم یضج ساجدا :

( اه من نار تنضج الاكباد و الكلى .

( اه من نار نزاعة للشوى .

( اه من غمرة من ملهبات لظى .

یقول الراوی ثم انقطع الصوت فظننت ان الامام قد ادركه التعب فنام فاتیت الیه و حركته فاذا به كالخشبة الیابسة فقلت فی نفسی انا لله وانا الیه راجعون قد مات والله سیدی و مولای

ثم هرولت باكیا الى الزهراء علیها السلام وقلت لها : اجرك الله فی ابی الحسن . ثم نقلت لها الحكایة , فقالت : لیس الذی ذهبت , انها حالت تعرض علیه كلما تذكر الله و النار و الاخرة فاذهب و رش علیه قلیلا من الماء سیستفیق

و قد ذهب الصحابی فعلا و رش على وجه الامام قلیلا من الماء فاستفاق من غشیته وكان هذا استعراضا سریعا للجانب العبادی من حیاة الامام


الان كیف كانت حیاة الناس عند وفاة الامام علی علیه السلام

كان الموكب حزین یخترق شوارع الكوفة وازقتها صوب دار الامام علی علیه السلام

كان المقدمة : الامام الحسن علیه السلام

و بعده الامام الحسین ثم بقیة العائلة من رجال و نساء الذین فرغوا لتوهم لتوهم من دفن الامام علی علیه السلام

الحزن كان یترتسم على ملامحهم والالم یعصر قلوبهم .

وفجاة تناهت الى اذان الامام الحسن علیه السلام همهمة غامضة , ما لبثت ان ازدادت وضوحا لتكشف عن تاوهات حزینة تنطلق من بیت مهدم .

ماذا هناك ؟ لابد من معرفة حقیقة الخبر فقد یكون هناك فقیرا او مسكین او یتیم یحتاج الى العون و المساعدة .

وتحرك الامام الحسن نحو خربة كان الظلام یلف كل شیء تحسس الطریق باقدامه حتى وصل الى مصدر تلك التاوهات الحزینة .

كان رجلا عجوزا قد اكل علیه الدهر وشرب وكان مطرحا فی زاویة الخربة لایقدر ان یعمل او یتحرك . ساله الامام الحسن علیه السلام ما بك ؟

اجابه العجوز بصوت مرتعش : انا رجل عجوز فقدت بصری منذ فترة وكان هناك رجل كریم یاتی الى هنا كل لیلة یخدمنی یاتینی بالماءو الطعام و یحدثنی , و یبدد عنی ظلام الوحدة ولكننی فقدته منذ ثلاة ایام . اقد انقطع عنی ولا اعلم لماذا

ازدادت خفقات الامام الحسن و ساله , حدثنا عنه و عن اوصافه
فاخذ الرجل العجوز یتحدث عن اوصاف ذالك الرجل المحسن وفجا انفجر الامام الحسن باكیا وهو یقول : انه ابی انه علی بن ابی طالب

انبهر العجوز علی بن ابی طالب یاتی و یخدمه دون ان یشعر هو بذالك

تسال العجوز این هو الان ؟

اجابه الامام : لقد جربه عبد الرحمن بم ملجم قبل ثلاثة ایام وقد فرغنا من دفنه قبل قلیل و هذا سر انقطاعه عنك هذه الایام .




طبقه بندی: علــــــــیٌ مَعَ الحَــــــــــــــق والحَــــــــــــــق مَـــعَ علــــــــــــــــی (ع)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 11 خرداد 1393 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | اکتب تعلیقاً ()
السلام علیكم ورحمه الله وبركآإته

كیف حآإلكم إن شاء الله بخیر


الموضوع باین من عنوانه


تلاحظوون فی الآونه الاخیره كثرة العلاقات بین الشاب والفتآإه عن طریق

 الانترنت


ومنهم من یصل بینهم الحب



لكن هذا الحب هل سیدووم علیهم وهل سیبقون للابد یحبوون بعضهم


هنآإك من یقوول تدووم هذا العلاقه


وهنآإك من یقوول ممكن تدوم لفتره بسیطه وبعدها ینتهی كل شیء


مع انه كثر الخداع فی الانترنت كثیر ممكن یقول الشاب انا احبك لكن تجده

 یحب اكثرمن بنت


وهذا هو الخداع وایضا كثره المصالح عن طریق الانترنت


ممكن الشاب یستفید من البنت اذا خلص من حاجته خلاص رماها والعكس

 صحیح



فمن منكم یؤید هذی الفكره


وهی الحب عن طریق الانترنت یدووم


ام لا


انتظر ارائكم وتفاعلكم فی هذا الموضوع

اضقط علی ( نظرات )





طبقه بندی: حکایات + احادیث+ واخبار متفرقة، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

اطراف ناحیه چشم معمولاً در سنین 25 تا 35سالگی حالت فرورفتگی به خود گرفته و افتادگی زیر چشم در سنین 30تا40 سالگی شایع است. خستگی، استعمال دخانیات، ژنتیك، مشكلات آب و هوایی عوامل ایجاد پف یا سیاهی دور چشم هستند. گاهی مشكلات كم خوابی یا پرخوابی و خستگی روزمره باعث ایجاد این مشكلات هستند، با كمك چند روش طبیعی كه در زیر به آنها اشاره می‌شود تخفیف علائم امكان پذیر است.

چند روش برای برطرف كردن گودی و پف زیر چشم
چای كیسه‌ای
روش قدیمی استفاده از چای برای از بین بردن پف و یا سیاهی زیر چشم است. تعداد بسیاری از محصولات ضدپف چشم حاوی چای هستند چرا كه باعث بهتر شدن جریان خون زیر چشم می‌شود. برای مصرف پیشنهاد می‌شود دو بسته چای مصرف‌شده را به مدت 10 دقیقه در یخچال قرار داده سپس به حالت خوابیده بر روی چشم‌های بسته قرار دهید. این روش بسیار مناسب برای روزهایی است كه از كم‌خوابی یا پرخوابی زیر چشم پف می‌كند.

پوست خیار
خیار حاوی ویتامین «كا» و مناسب فعال‌سازی جریان خون است. بنابرا ین راهی مناسب برای برطرف كردن سیاهی زیر چشم است.
دو برش دایره‌ای خیار را به مدت 10 دقیقه در یخچال گذاشته سپس به مدت 10 دقیقه روی چشمهای بسته قرار دهید.

ورزش دادن چشم
چند حركت ورزشی ساده خستگی چشم‌ها را برطرف می‌كند. جریان خون اطراف چشم با ماساژ فعال می‌شود در زمان خستگی و یا هنگام صبح با دو انگشت سبابه بینی و سپس ابروها را طی كرده، ماساژ دهید. سپس با سه انگشت به اطراف چشم ضربه بزنید و چند بار این عمل را تكرار كنید.

یخ
سرما نیز جریان خون اطراف چشم و به طبع جریان مویرگ‌های زیر چشم را نیز فعال می‌كند. البته اثربخشی یخ و سرما سریع است اما پایدار نیست و حدوداً بیست دقیقه بیشتر طول نمی‌كشد. كمی یخ را در دستكش، لیف و یا كیسه قرار داده به مدت 10 دقیقه روی زیر چشم ها قرار دهید.

محصولات ضدپف چشم
برخی محصولات آرایشی درمانی در درمان پف زیر چشم مؤثر هستند. پس از توجه به استانداردها و مارك‌های شناخته شده بهتر است از محصولاتی كه از بلوط هندی برای فعال كردن جریان مویرگ ها و محصولاتی از گیاه آرنیكا برای هیدراته كردن و روشن كردن رنگدانه‌های زیر چشم استفاده شود.

استفاده از ژلها بخصوص ژل‌های خنك كننده بهتر از كرم‌ها است.
روز قبل محصول درمانی را در یخچال قرار داده سپس به مدت ده دقیقه اطراف چشم‌ها را ماساژ دهید. بهتر است نوع ماساژ به صورت ضربه‌های بسیار ریز از گوشه چشم به سمت بالا و خارج و از گوشه خارجی‌تر چشم به سمت بینی صورت گیرد.
sahar.parnevis.com





طبقه بندی: حکایات + احادیث+ واخبار متفرقة، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

اخیراً با اس ام اس یا ایمیل اذکاری ارسال می‌کنند که مثلاً 8 یا 9 بار بگویید و برای 8 یا 9 نفر بفرستید، 9 روز دیگر یک خبر خوش می‌شنوید و اگر انجام ندهید یک بلا می‌بینید؟ آیا صحت دارد؟

در بزرگراه اینترنت رهایش نکنید

قبل از پاسخ به سؤالی که ذکر شد و ذهن بسیاری از ما را مشغول کرده است بهتر است حکایتی برایتان نقل کنم تا ببینیم برخی عواقب نابخردانه این کارهای بدون عقل و منطق را.

بنده هرگز از مشق نوشتن خوشم نمی‌آمد و از هر معلمی که زیاد تکلیف می‌داد طبق طبیعت کودکی بیزاری می جستیم،روزی در عالم کودکی خوشحال و خندان از اینکه معلمانان تکلیف زیادی نداده است لی لی کنان عرض کوچه را به سمت خانه طی می‌کردم و برای بازی‌های مختلف نقشه می‌کشیدم که ...متوجه شدم کاغذی به ماشین پدرم چسبانده‌اند بازش کردم و خواندمش با خطی بدتر از خط خرچنگ قورباغه خودم نوشته بود این دعا را 19 بار بخوانید و این یادداشت را بنویسید و به نوزده نفر بدهید اگر این کار را نکنید اتفاق هولناکی برای شما یا یکی از اعضای خانوادیتان می‌افتد، دلم را وحشتی عظیم گرفت و دل گیرا نه با خود زمزمه کردم بیا اینم از مشق امروز آخه این همه عربی رو من چطور بنویسم ؟من اصلا نمی‌خواهم آرزویم به این سختی برآورده شود؟ اما اگر پدرم تصادف کرد چی؟اگر برادر کوچکم مرد چی؟تمام ذهنم را این خیالات ترسناک پر کرد و عالم کودکانه‌ام را وحشتی عظیم سیاه کرد که و این تصور در ذهنم نقش بست که خدا چقدر بدجنس است من نمی‌خواهم مشق بنویسم تهدیدم می‌کند آن روز تا آخر شب نوشتم و نوشتم از درس و مشق خود را فراموش کردم ،خودم را پطرسی می دیدم که دارم خانواده‌ام را نجات می‌دهم از آن اتفاق موهوم ،دیگر بماند تا نوزده تا ما چه کشیدیم و بماند تنبیه شدنمان در مدرسه و دردسر پخش آن محموله پر خوف و خطر ،

از ترس گرفتار شدن در این وادی ترسناک ذکر و حاجت،دیگر به کاغذی بجز کتاب و دفترهایم دست نزدم و هنوز که هنوز است از باز کردن بعضی نامه‌ها در هراسم.
این روش ترویج خرافه گرایی در زمان‌های گذشته که تکنولوژی ارتباطات فاقد پیشرفت امروز بود و بالطبع گستردگی ارتباط و فرافکنی بسیار محدودتر بود نیز رایج بود. بدین صورت که در کاغذی می‌نوشتند: کسی چنین و چنان خواب دید، پس از روی این نوشته ده بار بنویسید و به ده نفر بدهید و اگر ندهید چنین می‌شود و اگر ندهید چنان خواهد شد

اما می‌دیدم که در امام زاده‌ها گاه کاغذهایی در بسته‌های کوچک رد و بدل می‌شود ما که برای به دست آوردن چند تا نقل مشکل گشا سر و دست می شکاندیم از ترس عقوبت آن چوب جادوی آمال و آرزوها شیرینی نقل را فراموش کرده و از خیرش گذشتیم ؛ تا مبادا با تلخی تهدید جایگزین شود. و از هرچه مسجد و امام زاده بود فراری و گریزان شدیم.

اما هر چه ما بزرگ‌تر شدیم و برای خودمان مثلاً اهل فن،آن کابوس کذایی هم رشد کرده به دنالمان روان...

شاید برای خیلی از شما کابوس نباشد و خیلی هم خوشایند باشد و هدیه‌ای از طرف خدا و یا ائمه علیهم السلام بدانید اما باور بفرمایید بنده هنوز آن نامه نفرت انگیز و عواقبش را فراموش نکرده‌ام .

حتماً برای شما عزیزان هم پیش آمده که بعد از ساعت‌ها و شاید هم روزها قضای روزگار مساعدت می‌کند و صدای هشدار پیامک تلفن همراهتان غافلگیرتان می‌کند منهای مواقعی که پیام‌های تبلیغاتی است ،از دوستان عزیز با هزاران ادب و احترام و سفارش و البته تهدید که :خوب و با دقت به خون و حتماً انجام بده این ذکر رو بگو و برای ... بفرست،تا آخر هفته ،آخر ماه، فردا و ...حاجتت را خواهی گرفت،اتفاق خوبی هم به رایت می‌افتد ،گم شده‌ات پیدا می‌شود» و .... صدها پیامک و ایمیل این چنینی شما را به خدا ، اگر ما نخواهیم حاجتمان برآورده شود چه کس را باید ببینیم؟؟؟

تازه گاهی اوقات هم ما را در محذوریت می‌گذارند و شرمندیمان می‌کنند و اهداف متعالی برای این عمل ...در نظر دارند مثلاً : چهارده تا صلوات به نیت چهارده معصوم بفرستید و هدیه کنید به آقا امام زمان برای سلامتیشان و برای چهارده نفر بفرستید. خب حالا ما می‌مانیم و ترس و ابهام از ثواب و عقاب و نزاع بین ارزش ها و ضد ارزش ها .
10 چیزی كه اینترنت نابودشان كرد

ما هم که دیدیم این پیام‌ها تمامی ندارد و برای انجامشان باید گوشه عزلت گزید و تارک دنیا شد تا از پسشان برآییم دنبال راه چاره به این در و آن در زدیم و به مطلبی بر خوردیم که شد راه نجات ما برای شما عزیزان هم نقل می‌کنیم باشد که در این عصر سرگردانی و فتنه انگیزی صراط مستقیم را گم نکنیم و راه به بیراهه نپیماییم.

این روش ترویج خرافه گرایی در زمان‌های گذشته که تکنولوژی ارتباطات فاقد پیشرفت امروز بود و بالطبع گستردگی ارتباط و فرافکنی بسیار محدودتر بود نیز رایج بود. بدین صورت که در کاغذی می‌نوشتند: کسی چنین و چنان خواب دید، پس از روی این نوشته ده بار بنویسید و به ده نفر بدهید و اگر ندهید چنین می‌شود و اگر ندهید چنان خواهد شد.

در اطراف امام‌زاده صالح (ع) در تجریش – تهران، شخصی را دیدیم که یک پایش در گچ بود و با یک دسته کاغذ ایستاده بود و به هر کس که رد می‌شد کاغذی می‌داد. در این کاغذ نوشته شده بود که مدت 9 روز صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید، آرام و آهسته بگویید: «خدایا دوستت دارم و ادامه دهید یا فاطمه (ع) به قلبم بیا». هر کس این را به 9 نفر بدهد بعد از 9 روز خبر خوش می‌گیرد و هر کس ندهد بلا می‌بیند. توزیع کننده گفت: من چون پخش نکردم، پایم شکست. (البته این هم یک ترفند تبلیغاتی دیگر است).

جالب‌تر آن که اگر دقت کرده باشید، امروزه در مسیر تکاملی این خرافه پروری و دین زدایی، پخش گفتارها و اذکاری از بت‌پرستانی چون بودا یا دالایی لاما و ... نیز رایج شده است (؟!)
حتی اذکار و اعدای که انتخاب می‌شوند، همه حساب شده و برنامه‌ریزی شده است. بپرسید چرا 9 بار؟ حالا اگر 8 یا 20 بار بگویم چه می‌شود؟ بپرسید: منبع این نقل شما از کجاست؟ آیا به شما وحی شده است، یا حدیثی یافتید که در این 1400 سال هیچ شخص دیگری از عالم تا عادی نخوانده بود؟ یا آن که عالم و عارفی شناخته شده به کشف و شهودی رسیده و به شما گفته است؟ یا آن که منبع این ذکر شما، اگر سفارش صهیونیسم و بهائیت نباشد، لابد خواب و رؤیای عمه جان و خاله‌جانتان است

در گذشته به این‌گونه خرافه‌ها، «اسرائیلی‌ات» می‌گفتند که توسط یهودی‌ها به اذهان عمومی و فرهنگ مسلمین القاء می‌شد، اما شک و تردیدی نیست که این مزخرفات که بستر آن جهل، عوامی و خرافه گرایی برخی از مردم می‌باشد، امروزه یکی از حربه‌های جنگ نرم بر علیه اسلام نابی است که فقط دعوت به معرفت (شناخت)، ایمان و عمل صالح می‌نماید. اسلامی که سعادت دنیوی و اخروی انسان را مرهون تعقل، تفکر، تدبر، مطالعه، کسب علم و عمل صالح می‌داند.

اسلام ناب و اسلام فقاهتی، یعنی اسلامی که راهی برای نفوذ خرافه، ورد، جادو، رمل و اسطرلاب، وهم و خیال، عبادات یا اذکار و روش‌های من درآوردی ... ندارد و خلاصه راه‌های نفوذ شیاطین انس و جن به عقل و قلب آدمی را مسدود کرده است. لذا نه تنها هیچ وقعی برای آن‌ها قائل نگردید، بلکه هر کجا دیدید با شجاعت و سماجت تمام، تکذیب و مقابله نمایید.

باور و یا حتی احتمال درست بودن این خرافه‌ها، نشان از عدم شناخت، ایمان و نیز جهل مخاطب دارد. انسان عاقل و مؤمن هر لحظه خدا را دوست دارد و به عقل، زبان و عمل خود به آن گواهی می‌دهد و معصوم (ع) هر لحظه در قلب مؤمن است، پس «به قلبم بیا» و این گونه سخن‌های سخیف، اهانت به شعور خود و شأن آن بزرگان و تضعیف اسلام ناب است.

در خاتمه به یک روایت اشاره می‌شود: از معصوم خواستند که در مورد قبور خود سخنی بفرمایند. فرمودند: «قبورنا فی قلوب شیعتنا». یعنی قبرهای ما در قلب‌های شیعیان ماست. یعنی مؤمن واقعی هر وقت به قلبش مراجعه کند، هر وقت به عقل و معرفتش مراجعه کند، هر وقت حجاب‌های ظلمانی جهل و تعلقات دنیایی را کنار بزند، نظر به «وجه الله» می‌کند، می‌فهمد که هر آن در محضر خداست و در هر آن مشهود اهل عصمت (ع) است. و نیازی به این خرافه‌ها نیست.

جالب آن که همان‌هایی که این‌گونه خرافه‌ها را پخش می‌کنند، وقتش که برسد به تداوم در زیارت عاشورا یا دعای عهد ... و سایر ادعیه و اذکاری که از معصوم (ع) رسیده است و سرتاسر معرفت و عشق و ذکر (یادآوری) است، ایراد وارد می‌کنند!
بخش دین تبیان
منبع : سایت شبهه (مرکز پاسخگویی به شبهات




طبقه بندی: ضرب المثل + حکایات + رسائل قصیرة - باللغة الفارسیة والعربیة، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

معجونی برای بعد از بند انداختن صورت

یک خیار متوسط را به همراه ۱۰۰ گرم نعناع داخل مخلوط کن ریخته ومخلوط نمایید تا خمیر یک دستی حاصل 

گردد. این معجون را به پوست خود مالیده و پس از ۲۰ دقیقه پوست خود را شستشو دهید


اگر میخواهید پوستتان سفت و مستحکم شود به مخلوط کن یک سفیده تخم مرغ نیز بیفزایید.



زیبا شو






طبقه بندی: حکایات + احادیث+ واخبار متفرقة، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

یک نکته عجیب راجع به نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا

خطر خوردن آب سرد بعد از غذا
آیا می دانید به چه دلیل گفته می شود خوردن آب سرد بعد از غذا خطرناک است؟ خوردن آب سرد بعد از غذا یعنی خوش آمدگفتن به سرطان!
شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده اید را سفت میکند روند هضم غذا را کند می‌کند.
دکتر استفان مارک، بیمارهای سرطانی در مرحله آخر را با استفاده از روش های “نامتعارف” درمان کرده است و بسیاری از آنها بهبود یافتند او به درمان طبیعی درمقابل با بیماری‌ها معتقد است.
شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده اید را سفت میکند روند هضم غذا را کند می‌کند زمانی که این رسوب‌ها با اسید واکنش نشان می‌دهند و شکسته می‌شوند و سریعتر از غذاهای جامد، توسط روده جذب می‌شوند بسیار سریع این امر موجب چاقی و سپس سرطان می‌شود بهتر این است که بعد از غذا، سوپ گرم و یا آب ولرم مصرف کنید.

isatice.com





طبقه بندی: حکایات + احادیث+ واخبار متفرقة، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:107)      ...   79   80   81   82   83   84   85   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار