تبلیغات
کلام من القلب الی القلب
علی مع الحق والحق مع علی
چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

 5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن الله تبارک وتعالی اصطفانی واختارنی وجعلنی رسولاً وأنزل علیّ سید الکتب، فقلت: إلهی، وسیدی! إنک أرسلت موسی إلی فرعون فسألک أن تجعل معه أخاه هارون وزیراً، یشد به عضده و یصدق به قوله، و إنی أسألک یا سیدی و إلهی، أن تجعل لی من أهلی وزیراً تشد به عضدی، فاجعل لی علیاً وزیراً وأخاً، واجعل الشجاعه فی قلبه وألبسه الهیبه علی عدوه، وهو أول من آمن بی و صدقنی، وأول من وحد الله معی، و إنی سألت ذلک ربی عزوجل فأعطانیه، فهو سید الأوصیاء، اللحوق به سعاده و الموت فی طاعته شهاده، و اسمه فی التوراه مقرون إلی اسمی، و زوجته الصدیقه الکبری ابنتی، و ابناه سیدا شباب أهل الجنه ابنای، وهو وهما و الأئمه من بعدهم حجج الله علی خلقه بعد النبیین، و هم أبواب العلم فی أُمتی من تبعهم نجا من النار، و من اقتدی بهم هدی إلی صراط مستقیم، لم یهب الله محبتهم لعبد إلا أدخله الله الجنه. (ینابیع الموده: ص74 )
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی مرا برگزید و اختیار نمود و رسول گردانید و سیّد کتاب ها را بر من نازل فرمود، پس عرض کردم: ای خدا و سیّد و معبود من، تو موسی را به سوی فرعون فرستادی و او از تو درخواست نمود که برادرش هارون را با او همراه کنی تا وزیرش باشد و بازویش را بدو قوی گردانی و سخن او را به وی تصدیق کنی، من نیز ای خدا و سرورم از تو می خواهم از خاندانم وزیری برای من قرار دهی که بازوی مرا بدو قوی گردانی! پس علی را وزیر و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل وی افکن و در برابر دشمنش با هیبت گردان و او نخستین کسی است که به من ایمان آورده تصدیقم نمود و اولین کسی است که به همراه من خدا را به یکتایی می پرستید.
 من او را از پروردگارم عزّوجل در خواست نمودم و او وی را به من عطا فرمود. او سیّد اوصیاست و همراهی با او سعادت، و مرگ در راه فرمانبرداریش شهادت است و در تورات نامش مقرون نام من است و همسرش صدّیقه کبری دخت من است و دو پسرش دو سرور جوانان اهل بهشت پسران منند، او و آن ها و امامان بعد از ایشان حجّت های خدا بر خلق او پس از پیامبرانند و آن¬ها دروازه¬های علم در اُمّت منند، هرکس دنباله رو آن ها باشد از آتش نجات می یابد و آن که به ایشان اقتدا کند، به سوی صراط مستقیم رهنمون گردد، و خدای عزّوجل مهر آن ها را در دل بنده ای نیندازد مگر اینکه او را وارد بهشت کند.

 6. قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی: أنت أول من آمن بی وأنت أول من یصافحنی یوم القیامه وأنت الصدیق الأکبر وأنت الفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل وأنت یعسوب المسلمین والمال یعسوب الکفار.  (ینابیع  الموده: ص73)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ خطاب به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: تو اولین کسی بودی که به من ایمان آوردی و اولین کسی هستی که در روز قیامت با من مصافحه خواهی کرد. تو صدّیق اکبر و فاروقی هستی که حق را از باطل جدا می کنی. تو پیشوای مؤمنان و مال پیشوای کافران است. 

 7. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی! أنت صاحب حوضی وصاحب لوائی، وحبیب قلبی ووصیی ووارث علمی، وأنت مستودع مواریث الأنبیاء من قبلی، وأنت أمین الله علی أرضه، وحجه الله علی بریته، وأنت رکن الإیمان وعمود الإسلام، وأنت مصباح الدجی ومنار الهدی، والعلم المرفوع لأهل الدنیا. یا علی! من اتّبعک نجا ومن تخلف عنک هلک، وأنت الطریق الواضح والصراط المستقیم، وأنت قائد الغر المحجلین ویعسوب المؤمنین، وأنت مولی من أنا مولاه، وأنا مولی کل مؤمن ومؤمنه، لایحبک إلاّ طاهر الولاده، ولا یبغضک إلاّ خبیث الولاده، وما عرجنی ربی عزوجل إلی السماء وکلمنی ربی إلاّ قال: یا محمد اقرأ علیاً منی السلام، وعرِّفه أنه إمام أولیائی، ونور أهل طاعتی، وهنیئاً لک هذه الکرامه. (ینابیع  الموده: ص158)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ فرمود: یا علی، تو صاحب حوض و پرچمدار منی و محبوب دل و وصیّ و وارث علم منی، و تو خزانه میراث پیامبران از سوی من و امین خدا بر روی زمین وی هستی و حجّت خدا بر خلق اویی و تو رکن ایمان و ستون (خیمه) اسلام و چراغ شب دیجور و مناره هدایتی و تویی آن پرچم برافراشته برای اهل دنیا؛ هر که از تو پیروی کرد نجات یافت و آن که از تو باز ماند هلاک گشت، و تو آن راه روشن و صراط مستقیمی، و تو جلودار رو سپیدان و بزرگ مؤمنانی، و تو مولای هرکسی هستی که من مولای اویم و من مولای هر مرد و زن مؤمنم، جز پاکیزه زاد تو را دوست نمی¬دارد و جز پلید زاد از تو نفرت ندارد، و هرگز پروردگارم مرا به آسمان نبُرد و با من سخن نگفت مگر اینکه به من فرمود: ای محمّد، سلام مرا به علی برسان و آگاهش کن که او پیشوای اولیای من و نور اهل طاعت من است، پس ای علی، این کرامت بر تو گوارا باد !

    8.  قال رسول الله صلی الله علیه واله: نزل جبرائیل صبیحه یوم فرحاً مستبشراً وقال: قرت عینی بما أکرم الله أخاک ووصیک وإمام أُمتک علیّ بن أبی طالب! قلت: وبما أکرم الله أخی؟ قال: باهی الله سبحانه بعبادته البارحه ملائکته وحمله عرشه وقال: یا ملائکتی! انظروا إلی حجتی فی أرضی کیف عفر خده فی التراب تواضعاً لعظمتی، أُشهدکم أنه إمام خلقی ومولی بریتی. (ینابیع  الموده: ص92)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: یک روز صبح جبرئیل نزد من فرود آمد و گفت: به آنچه خداوند در حقّ برادر و وصیّ تو و امام امّتت علی بن ابیطالب اکرام فرمود چشمانم روشن شد. گفتم: پروردگار، برادرم را به چه چیز اکرام بخشید؟ گفت: با عبادتی که دیشب انجام داد بر فرشتگان و حاملان عرشش، مباهات و افتخار کرد. و فرمود: ای فرشتگانم! به حجّت من (پس از پیامبرم) در زمین بنگرید که چگونه صورتش را برای اظهار فروتنی در مقابل عظمتم به خاک مالید. شما را گواه می¬گیرم که او امام مخلوقاتم و مولای آفریدگانم است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

    9. قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی! أنت أخی وأنا أخوک، أنا المصطفی للنبوه وأنت المجتبی للإمامه، أنا وأنت أبوا هذه الأمه، وأنت وصیی و وارثی وأبو ولدی، أتباعک أتباعی وأولیاؤک أولیائی وأعداؤک أعدائی، وأنت صاحبی علی الحوض، وصاحبی فی المقام المحمود، وصاحب لوائی فی الآخره، کما أنت صاحب لوائی فی الدنیا، لقد سعد من تولاک وشقی من عاداک، وإن الملائکه لتتقرب إلی الله بمحبتک وولایتک، وإن أهل مودتک فی السماء أکثر من أهل الأرض! یا علی أنت حجه الله علی الناس بعدی، قولک قولی، أمرک أمری، نهیک نهیی، وطاعتک طاعتی ومعصیتک معصیتی، وحزبک حزبی حزب الله، ثم قرأ «ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون» (مائده : 56.)  (ینابیع  الموده : ص146- 147)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای نبوّت برگزیده شده¬ام و تو برای امامت انتخاب شده ای، من و تو پدران این اُمّت هستیم، ای علی، تو وصی و جانشین، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی، شیعه تو شیعه من است و یاران تو یاران منند و دوستدارانت دوستداران منند و دشمنان تو دشمنان منند. ای علی، فردای قیامت، تو در کنار حوض کوثر همراه منی و تو در مقام ستوده همراه منی و تو پرچمدار من در آخرتی همان¬طور که در دنیا پرچمدار من هستی. خوشبخت کسی است که ولایت تو را پذیرفته باشد و بدبخت آن ¬که با تو به دشمنی برخاست، و قطعاً فرشتگان با محبّت و ولایت تو به خداوند ـ عز و جل ـ تقرّب می¬جویند، به خدا سوگند که دوستداران تو در آسمان بیشتر از زمین است. ای علی، تو بعد از  من حجّت خدا بر مردم هستی، سخن تو سخن من و فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من و اطاعت از تو اطاعت من است، نافرمانی تو نافرمانی من و حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون‏» (مائده : 56)(و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‏اند ولیّ خود بداند [پیروز است، چرا که‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)

10. حدثنا عمرو ابن میمون، قال: إنی لجالس إلی ابن عباس إذ أتاه تسعه رهط فقالوا: یا أبا عباس إما أن تقوم معنا وإما أن یخلونا هؤلاء، قال: فقال ابن عباس: بل أقوم معکم، قال وهو یومئذ صحیح قبل أن یعمی، قال: فابتدءوا فتحدثوا فلا ندری ما قالوا، قال فجاء ینفض ثوبه ویقول أف وتف وقعوا فی رجل له عشر: وقعوا فی رجل قال له النبی صلی الله علیه واله: لأبعثن رجلا لایخزیه الله أبدا یحب الله ورسوله، قال: فاستشرف لها من استشرف، قال: أین علی؟ قالوا: هو فی الرحل یطحن، قال: وما کان أحدکم لیطحن، قال: فجاء و هو أرمد لایکاد یبصر، قال: فنفث صلی الله علیه واله فی عینیه ثم هز الرایه ثلاثا فأعطاها إیاه فجاء بصفیه بنت حیی. قال: ثم بعث صلی الله علیه واله فلانا بسوره التوبه فبعث علیا خلفه فأخذها منه قال: لایذهب بها إلا رجل منی وأنا منه.  قال و قال صلی الله علیه واله لبنی عمه: أیکم یوالینی فی الدنیا والآخره، قال: وعلی معه جالس فأبوا، فقال علی: أنا أوالیک فی الدنیا والآخره، قال صلی الله علیه واله: أنت ولیی فی الدنیا والآخره، قال فترکه ثم أقبل علی رجل منهم فقال أیکم یوالینی فی الدنیا والآخره، فأبوا، قال فقال علی: أنا أوالیک فی الدنیا والآخره، فقال صلی الله علیه واله :أنت ولیی فی الدنیا والآخره. قال: وکان أول من أسلم من الناس بعد خدیجه. قال: وأخذ رسول الله صلی الله علیه واله ثوبه فوضعه علی علی و فاطمه و حسن و حسین فقال: إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا (احزاب: 33)  قال: وشری علی نفسه لبس ثوب النبی صلی الله علیه واله ثم نام مکانه، قال: وکان المشرکون یرمون رسول الله فجاء أبو بکر وعلی نائم، قال و أبو بکر یحسب أنه نبی الله، قال فقال: یا نبی الله، قال فقال له علی: إن نبی الله قد انطلق نحو بئر میمون فأدرکه، قال فانطلق أبو بکر فدخل معه الغار، قال: وجعل علی یرمی بالحجاره کما کان یرمی نبی الله وهو یتضور قد لف رأسه فی الثوب لا یخرجه حتی أصبح ثم کشف عن رأسه، فقالوا: إنک للئیم کان صاحبک نرمیه فلا یتضور وأنت تتضور و قد استنکرنا ذلک.  قال و خرج بالناس فی غزوه تبوک قال فقال له علی: أخرج معک؟ قال فقال له نبی الله صلی الله علیه واله : لا، فبکی علی، فقال له: أما ترضی أن تکون منی بمنزله هارون من موسی إلا أنک لست بنبی إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی. قال: وقال له رسول الله صلی الله علیه واله: أنت ولیی فی کل مؤمن بعدی. وقال: سدوا أبواب المسجد غیر باب علی، فقال: فیدخل المسجد جنبا وهو طریقه لیس له طریق غیره. قال وقال صلی الله علیه واله: من کنت مولاه فإن مولاه علی. ( مسند احمد: ج1 ص331 )
مسند احمد بن حنبل از عمرو بن میمون روایت کرده است که گفت: من در کنار ابن عباس نشسته بودم که گروهی نُه نفره نزد وی آمده و گفتند: ای ابن عباس، یا با ما بیا و یا اینکه ما را تنها بگذارید. ابن عباس گفت: من با شما خواهم آمد. راوی گوید: و در آن روز وی سالم بود و هنوز نابینا نشده بود. راوی گوید: سپس آن ها با هم به گفتگو پرداختند بی¬آنکه بدانیم باهم چه گفته اند. سپس ابن عباس در حالی آمد که پیراهن خویش را می تکاند و می گفت: اُف و تف بر آنان که به مردی ناسزا می گویند و خرده می گیرند که از ده خصلت برخوردار است. از مردی عیب جویی می کنند که پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ در باره وی فرمود: «مردی را روانه میدان جنگ می¬کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می¬دارد.» پس خیلی¬ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می¬برد و تقریباً چیزی را نمی¬دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به اهتزاز در آورده، آن را به علی علیه السّلام داد و با همسرش صفیه بازگشت.
ابن عباس گوید: سپس فلانی (ابوبکر) را با سوره توبه فرستاد تا آن را ابلاغ کند، لیکن علی علیه السّلام را در پی وی فرستاد که آن را از او گرفته و خود مأموریت را انجام دهد و به علی فرمود: «این سوره را کسی جز من یا مردی که او از من باشد و من از او، نباید ابلاغ کند»
گوید: و به عموزادگانش فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟ و در آنجا علی علیه السلام با آن¬ها نشسته بود اما همه از پاسخ دادن امتناع کردند، سپس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود. اما پیامبر توجهی به وی نفرمود، پس رو به یکی از آن¬ها کرده و فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهد بود؟ همه امتناع کردند، پس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود، آن¬گاه پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: تو دوست و همراه من در دنیا و آخرت هستی.
گوید: و او نخستین کسی از میان مردم بود که بعد از خدیجه اسلام آورد.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـجامه خود را گرفته و روی علی، فاطمه، حسن و حسین ـ صلوات الله علیهم ـ انداخته، سپس فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)
گوید: و علی علیه السلام جانِ خود را با خدا معامله کرد، جامه پیامبر را بر تن نمود سپس در جای وی خوابید؛ مشرکان قصد رسول خدا را داشتند. پس در حالی که علی خوابیده بود، ابوبکر آمد در حالی که گمان می¬کرد او پیامبر خداست؛ پس علی علیه السّلام به وی فرمود: پیامبر به طرف چاه میمون رهسپار گشته، خود را به وی برسان؛ پس ابوبکر روانه گشت و با پیامبر وارد غار گردید. و مشرکان شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف علی همان طور که به سوی پیامبر پرت می¬کردند و علی نیز بر خود می¬پیچید در حالی که سرخود را تا صبح پنهان کرده بود و آن را بیرون نمی آورد و چون صبح شد سر خود را بیرون آورد، پس مشرکان به وی گفتند: به راستی که تو پستی، دوست تو را سنگ می¬زدیم بر خود نمی پیچید لیکن چون تو بر خود می¬پیچیدی این کار بر ما غریب بود.
گوید: و مردم عازم جنگ تبوک شدند، پس علی علیه السّلام به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ عرض کرد: با شما بیایم؟ پس نبی خدا به وی فرمود: نه، پس علی بگریست. پیامبر به وی فرمود: آیا خوشنود نمی-شوی که نزد من منزلت هارون از موسی را داشته باشی با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ نمی¬توانم بروم مگر اینکه تو را جانشین خود (بر مدینه) کرده باشم.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به وی فرمود: تو پس از من ولیّ هر مرد و زن مؤمنی هستی.
گوید: و درِ خانه¬هایی را که به مسجد باز می¬شدند بست مگر درِ خانه علی علیه السّلام را و علی تنها کسی بود که می¬توانست در حال جنابت از مسجد النبی بگذرد چون راه دیگری جز این راه نداشت.
گوید: و آن حضرت ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: «هرکس من مولایش بوده¬ام، بی¬شک علی مولای اوست.»
  11. قال رسول الله صلی الله علیه واله: إنّ وصیّی وخلیفتی وخیر من أترک بعدی ینجز موعدی ویقضی دینی علیّ بن أبی طالب. (شواهد التنزیل حافظ حسکانی: ج1 ص98)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا وصیّ من و جانشین من و بهترین کسی که بعد از من می ماند، وعده ام را به انجام می رساند و بدهی مرا می پردازد، علی بن ابی طالب است.
12. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ إن علیاّ منّی وأنا منه و هو ولیّ کل مؤمن بعدی.  (سنن الترمذی: ج5 ص632)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: از علی چه می خواهید؟ از علی چه می خواهید؟  از علی چه می خواهید؟ همانا علی از من و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت  

  13. عن ابن عباس قال: تصدّق علیّ علیه السلام بخاتمه وهو راکع، فقال النبیّ صلی الله علیه واله للسّائل: من أعطاک هذا الخاتم؟ قال: ذاک الراکع، فأنزل الله: إنما ولیّکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون. (سوره مائده : 55)   (الدر المنثور، للسیوطی: ج2 ص93.)
ابن عباس روایت می کند که علی علیه السلام در حال رکوع انگشترش را صدقه داد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از فقیر پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو داد؟ فقیر گفت: این کس که در رکوع است. در این هنگام خداوند این آیه را نازل کرد: ولیّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‏اند: همان کسانی که نماز برپا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏ دهند.

  14. قال رسول الله صلی الله علیه واله: إن الله قد فرض علیکم طاعتی ونهاکم عن معصیتی، وفرض علیکم طاعه علی بعدی و نهاکم عن معصیته، وهو وصیی ووارثی، وهو منی وأنا منه، حبه إیمان وبغضه کفر، محبه محبی ومبغضه مبغضی، وهو مولی من أنا مولاه، وأنا مولی کل مسلم ومسلمه، وأنا وهو أبوا هذه الأمه. (ینابیع  الموده: ص146)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند اطاعت از من را بر شما واجب و از نافرمانی من بازداشته است و نیز بر شما اطاعت از علی را بعد از من واجب کرده و از نافرمانی او بازداشته است. علی وصیّ و وارث من است. او از من و من از اویم. دوستی با او ایمان و دشمنی با او کفر است. دوستدار او دوستدار من و نفرت از او نفرت از من است. او مولای هر کسی است که من مولای او هستم و من مولای هر مرد و زن مسلمانم. من و علی پدران این امت هستیم.

   15. قال رسول الله صلی الله علیه واله: کنت أنا وعلی نوراً بین یدی الله عزّ وجلّ، یسبّح الله ذلک النور و یقدّسه قبل أن یخلق الله آدم بألف عام، فلمّا خلق الله آدم رکب ذلک النور فی صلبه، فلم یزل فی شیء واحد، حتی افترقنا فی صلب عبد المطلب فَفِیَّ النبوه وفی علیّ الخلافه. (مناقب علیّ بن ابی طالب…، ابن المغازلی شافعی : ص87 ـ 88 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: من و علی هزار سال قبل از آفرینش آدم نوری در برابر خدای عزّوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. چون خداوند آدم را خلق کرد این نور را در پشت او قرار داد. ما پیوسته یکی بودیم تا اینکه در صلب عبدالمطلّب از هم جدا گشتیم که نبوّت در من و خلافت در علی قرار گرفت.
  16. إن فی علی خصالاً لو کانت واحده منها فی رجل اکتفی بها فضلاً وشرفاً: قوله صلی الله علیه واله: من کنت مولاه فعلی مولاه، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی کهارون من موسی، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی وأنا منه، وقوله صلی الله علیه واله: علی منی کنفسی طاعته طاعتی ومعصیته معصیتی، وقوله صلی الله علیه واله: حرب علی حرب الله وسلم علی سلم الله، وقوله صلی الله علیه واله: ولی علی ولی الله وعدو علی عدو الله، وقوله صلی الله علیه واله: علی حجه الله علی عباده، وقوله صلی الله علیه واله: حب علی إیمان وبغضه کفر، وقوله صلی الله علیه واله: حزب علی حزب الله وحزب أعدائه حزب الشیطان، وقوله صلی الله علیه واله: علی مع الحق والحق معه لا یفترقان، وقوله صلی الله علیه واله: علی قسیم الجنه والنار، وقوله صلی الله علیه واله: من فارق علیاً فقد فارقنی ومن فارقنی فقد فارق الله، وقوله صلی الله علیه واله: شیعه علی هم الفائزون یوم القیامه. (ینابیع  الموده: ص 65 ب7)
قندوزی حنفی در کتاب خود ینابیع الموده می نویسد: در علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ویژگی هایی است که اگر یکی از آنها در فردی باشد برای فضیلت و شرافت او کافی است. این فضیلتها عبارتند از: این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ که: هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست. و این سخن پیامبر: نسبت علی با من مانند نسبت هارون با موسی است. و این سخن پیامبر: علی از من است و من از علی هستم. و این سخن پیامبر: علی مانند نفس من است، اطاعت او اطاعت من و نافرمانی او نافرمانی من است. و این سخن پیامبر: جنگ با علی جنگ با خداست و صلح با علی صلح با خداست. و این سخن پیامبر: دوست علی دوست خدا و دشمن علی دشمن خداست و این سخن پیامبر: علی حجت خداوند بر بندگانش است و این سخن پیامبر: دوستی علی ایمان و دشمنی با او کفر است. و این سخن پیامبر: حزب علی حزب الله و حزب دشمنان علی حزب شیطان است. و این سخن پیامبر: علی با حق است و حق با علی است که هرگز از هم جدا نمی شوند. و این سخن پیامبر: علی تقسیم کننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر: آن کس از علی جدا شود از من جدا شده است و هر کس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و این سخن پیامبر: علی و شیعیانش در قیامت رستگارانند.

   17. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ستکون من بعدی فتنه، فإذا کان ذلک فالزموا علیّ بن أبی طالب، فإنّه أوّل من یرانی وأول من یصافحنی یوم القیامه وهو معی فی السماء الأعلی وهو الفاروق بین الحق والباطل. (تاریخ دمشق لابن عساکر، ج42 ص450)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: پس از من فتنه ای رخ خواهد داد، پس هر گاه چنین شد با علی بن ابی طالب همراه شوید. او اولین کسی است در قیامت مرا می بیند و با من مصافحه می کند. او با من در آسمان اعلی است. او جدا کننده بین حق و باطل است.

   18. عن أبی ثابت مولی أبی ذر قال: کنت مع علیّ علیه السلام یوم الجمل فلمّا رأیت عائشه واقفه دخلنی بعض ما یدخل الناس، فکشف الله عنّی ذلک عند صلاه الظهر، فقاتلت مع أمیر المؤمنین علیه السلام فلمّا فرغ ذهبت إلی المدینه، فأتیت أمّ سلمه فقلت: إنّی والله ما جئت أسأل طعاماً ولا شراباً ولکنّی مولی لأبی ذر. فقالت: مرحباً، فقصصت علیها قصّتی، فقالت: أین کنت حین طارت القلوب مطائرها؟ قلت: إلی حیث کشف الله ذلک عنّی عند زوال الشمس. قالت: أحسنت، سمعت رسول الله صلی الله علیه واله یقول: علیّ مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرّقا حتی یردا علیّ الحوض (المستدرک علی الصحیحین: ج3 ص124)
از ثابت غلام ابوذر روایت شده است که گفت: با امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل حاضر شدم. چون عایشه را در پیش صف مخالفان دیدم شکی در دل من پیدا شد چنانکه اکثر مردم به آن سبب در شک افتاده بودند. هنگام نماز ظهر حق تعالی پرده شک را از دل من برداشت و در لشکر امیرالمؤمنین مشغول جنگ با مخالفان شدم. بعد از آن به نزد ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ آمدم و به او گفتم سوگند به خدا برای خوردنی و نوشیدنی نزد شما نیامده ام. من غلام ابوذر هستم. ام سلمه گفت: خوش آمدی. آن گاه قصه خود را برای او نقل کردم. پس گفت: در وقتی که مرغ دلها از آشیانه های خود پرواز کرده بودند چه کردی؟ گفتم: هنگام زوال خورشید و نماز ظهر خداوند آن حجاب تردید را از دلم برداشت. ام سلمه گفت: کار خوبی کردی. من از رسول خدا شنیدم که می‏گفت: علی با قرآن است و قرآن با علی واین دو از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا در حوض کوثر به نزد من آیند.

19. قال رسول الله صلی الله علیه واله فی مرض موته: أیّها الناس یوشک أن أقبض قبضاً سریعاً فینطلق بی وقد قدمت إلیکم القول معذره إلیکم، ألا إنی مخلّف فیکم کتاب ربّی عزّوجلّ وعترتی أهل بیتی، ثمّ أخذ بید علیّ علیه السلام فرفعها فقال: هذا علیّ مع القرآن والقرآن مع علیّ لایفترقان حتی یردا علیَّ الحوض فاسألهما ما خلفت فیهما. (الصواعق المحرقه، ابن حجر: ص75)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در بیماری آخر خود که به رحلت آن حضرت انجامید، فرمود: ای مردم! به زودی خداوند روح مرا خواهد گرفت و از میان شما خواهم رفت. این سخن را برای اتمام عذر و حجت با شما در میان نهادم. بدانید که من پس از خود، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را به جا می گذارم. سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی. این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. من از این دو (قرآن و علی) درباره برخوردی که با آنها شده است خواهم پرسید.

    20. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلیّ علیه السلام: جعلتک علماً فیما بینی وبین أمتی، فمن لم یتبعک فقد کفر. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص388)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علی علیه السلام فرمود: من تو را پرچم (هدایت) بین خود و امتم قرار دادم، پس هر کس از تو پیروی نکند، کافر شده است.

  21.  قال رسول الله صلی الله علیه واله: من أطاعنی فقد أطاع الله، ومن عصانی فقد عصی الله، ومن أطاع علیّاً فقد أطاعنی، ومن عصی علیّاً فقد عصانی. (المستدرک علی الصحیحین: ج3 ص121)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن کس که از من اطاعت کند، خداوند را اطاعت کرده است و آن کس که از من نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است و آن کس که علی را اطاعت کند، از من اطاعت کرده است و آن کس که از علی نافرمانی کند، از من نافرمانی کرده است.

  22. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من آمن بی وصدّقنیّ فلیتولّ علیّ بن أبی طالب علیه السلام فإنّ ولایته ولایتی وولایتی ولایه الله. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص 239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است باید به ولایت علی بن ابی طالب گردن نهد چرا که ولایت او ولایت من است و ولایت من ولایت خداوند است.

  23. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من سرّه أن یحیی حیاتی ویموت مماتی ویسکن جنات عدن التی غرس فیها قضیباً ربی، فلیوال علیاً ولیوال ولیه، ولیقتد بالأئمه من ولده من بعده، فإنهم عترتی خلقوا من طینتی، ورزقوا فهماً وعلماً، وویل للمکذبین بفضلهم من أُمتی، القاطعین فیهم صلتی، لا أنالهم الله شفاعتی. (ینابیع  الموده: ص151)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر که خوشحال می‌شود به زندگی من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنی شود که درخت آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و دوست او را دوست بدارد و به ائمه بعد از او که از نسل او هستند، اقتدا کند، زیرا ایشان عترت منند که از سرشت من خلق شده‌اند و فهم و علم روزیشان شده است. وای بر تکذیب کنندگان فضایلشان از امت من و قطع کنندگان رابطه من! خداوند شفاعت مرا به ایشان نرساند.

  24. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلی علیه السلام: إذا کان یوم القیامه، یؤتی بک یا علی بسریر من نور، وعلی رأسک تاج، قد أضاء نوره وکاد یخطف أبصار أهل الموقف، فیأتی النداء من عند الله جل جلاله: أین وصی محمد رسول الله؟ فتقول: ها أنا ذا. فینادی المنادی: أدخل من أحبک الجنه وأدخل من عاداک فی النار، فأنت قسیم الجنه والنار. (ینابیع  الموده: ص96)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی هنگامه قیامت بر پا شود تو را با تختی از نور حاضر می کنند در حالی که بر سرت تاجی از نور است که نور آن چنان تابناک است که نزدیک است چشمان اهل محشر را خیره و تار کند. پس صدایی از جانب خداوند می پرسد: جانشین محمد رسول خدا کجاست؟ تو می گویی: من اینجایم. آن گاه منادی ندا می دهد که هر کسی را که دوستت دارد به بهشت ببر و هر کس را با تو دشمنی ورزیده است به جهنم ببر که تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی.

  25. نظر النبی صلی الله علیه واله إلی علی علیه السلام فقال: هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامه. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص333)
پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام نظر کرد و فرمود: تنها علی و شیعه او رستگاران در روز قیامتند. 

   26. قال رسول الله صلی الله علیه واله: أوصی من آمن بی و صدّقنی بولایه علیّ بن أبی طالب، فمن تولاّه تولاّنی، ومن تولاّنی تولّی الله. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، به ولایت علی بن ابی طالب سفارش می کنم. پس هر کس ولایت علی را بپذیرد ولایت من را پذیرفته و پذیرش ولایت من به معنای پذیرش ولایت خداوند است.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
 

    27. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ خیر البشر، من أبی فقد کفر. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص372)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ بهترین انسان است، هر کس از پذیرش ولایت او سرباز زند، کافر است.

   28. وعن عائشه، قالت: قال رسول الله صلی الله علیه واله وهو فی بیتها لما حضره الموت: أدعوا لی حبیبی، فدعوت له أبابکر، فنظر إلیه ثم وضع رأسه، ثمّ قال: ادعوا لی حبیبی، فدعوا له عمر، فلمّا نظر إلیه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فقلت: ویلکم ادعوا له علیّ بن أبی طالب، فوالله ما یرید غیره، [فدعوا علیّاً فأتاه] فلمّا رآه أفرد الثوب الذی کان علیه ثم أدخله فیه، فلم یزل یحتضنه حتّی قبض صلی الله علیه واله ویده علیه (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42)
 از عائشه روایت شده که گفت: چون وقت وفات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرا رسید در حالی که در خانه اش بود، فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. پس ابوبکر را صدا زدم. پیامبر نگاهی به ابوبکر انداخت سرش را برگرداند و دوباره فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. عمر را صدا زدند و چون نگاهش به عمر افتاد، دوباره فرمود: دوستم را به نزد من فرا بخوانید. پس من گفتم: وای بر شما. علی بن ابی طالب را صدا بزنید. به خدا قسم منظور پیامبر کسی غیر او نیست. چون علی ـ علیه السلام ـ را دید جامه ای که بر رویش بود به روی او کشید و او را وارد آن کرد و پیوسته در کنار پیامبر بود تا اینکه پیامبر جان داد در حالی که دست پیامبر بر بدن امیرالمؤمنین بود.

    29. قال رسول الله صلی الله علیه واله: ضربه علی یوم الخندق أفضل من أعمال أُمتی إلی یوم القیامه. (ینابیع الموده: ص163)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ضربت علی در روز نبرد خندق از همه اعمال (نیک) امت من تا روز قیامت با فضیلت تر است.

  30. عن البراء بن عازب قال: أقبلنا مع رسول الله صلی الله علیه واله فی حجته التی حج فنزل فی بعض الطریق فأمر الصلاه جامعه فأخذ بید علی علیه السلام فقال: ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم، قالوا: بلی، قال: ألست أولی بکل مؤمن من نفسه، قالوا: بلی، قال: فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه (سنن ابن ماجه: ج1 ص43 ـ مسند احمد، حدیث: 906)
براء بن عازب روایت می کند که ما در حجه الوداع با رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بودیم که در میانه راه فرود آمد و فرمود تا همه حاجیان همراه او جمع شوند. آنگاه دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و بلند کرد و فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ جمعیت فریاد زد: بله، باز حضرت فرمود: آیا من سزاوارتر به هر مؤمنی از خودش نیستم؟ همه پاسخ دادند: بله چنین است. آنگاه فرمود: این (علی) ولیّ هر کسی است که من مولای او هستم. خدایا با هر که با او دوستی کرد (و ولایت او را پذیرفت)، دوستی کن و با هر که با او دشمنی کرد، دشمنی کن.

  31. قال رسول الله صلی الله علیه واله: من آذی علیا فقد آذانی  (مسند أحمد: حدیث 15394)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس علی را بیازارد من را آزرده است.

 32. عن أم سلمه: أن النبی صلی الله علیه واله جلل علی علی وحسن وحسین وفاطمه کساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی اللهم أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا، فقالت أم سلمه: یا رسول الله أنا منهم؟ قال: إنک إلی خیر. (مسند احمد: حدیث 25383)
ام سلمه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله عبایی را بر علی و حسن و حسین و فاطمه ـ صلوات الله علیهم ـ افکند و فرمود: خداوندا! اینان اهل بیت و برترین افراد من هستند. خدایا از آنان پلیدی را ببر و به بهترین شکل پاکیزه شان گردان. ام سلمه می گوید: به رسول خدا عرض کردم: آیا من هم از آنها هستم. حضرت فرمود: نه اما تو در مسیر خیر و هدایت هستی.

  33. عن أمّ سلمه قالت: والذی أحلف به أن کان علیّ لأقرب الناس عهداً برسول الله صلی الله علیه واله قالت: عدنا رسول الله صلی الله علیه واله غداه بعد غداه، یقول: جاء علیّ؟ مراراً وأظنّه کان بعثه فی حاجه فقالت: فجاء بعد فظننا أنّ له إلیه حاجه فخرجنا من البیت فقعدنا عند الباب فکنت من أدناهم إلی الباب فأکبّ علیه علیّ فجعل یساره و یناجیه ثمّ قبض صلی الله علیه واله  من یومه ذلک، فکان أقرب الناس به عهداً (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص394)
از اُمّ¬سلمه روایت شده که گفت: سوگند به آنکه به وی سوگند یاد می¬کنم علی نزدیک¬ترین فرد از مردم به رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. هر روز صبح که رسول الله را ملاقات می کردیم می¬فرمود: علی آمد؟ و بارها آن را تکرار می¬فرمود. گمان می کردم که وی را در پی کاری فرستاده است. سپس آن روز علی آمد، پس گمان کردم که با وی کاری شخصی دارد از این رو از خانه خارج شدیم و کنار در نشستیم. و من از همه به در نزدیک¬تر بودم. پس علی علیه السّلام به طرف وی خم گشت و سپس رسول خدا شروع کرد در گوشی با وی سخن گفتن تا اینکه رسول خدا در همان حال از دنیا رفت و بدین ترتیب وی نزدیک¬ترین مردم به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود.

 34. قال رسول الله صلی الله علیه واله لعلیّ: أما ترضی أن تکون منّی بمنزله هارون من موسی إلاّ أنّه لا نبیّ بعدی و لو کان لکنته (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص176)
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا خشنود نمی شوی که جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد جز آن که بعد از من پیامبری نیست که البته اگر بود، آن پیامبر تو بودی.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت


  35. قال رسول الله صلی الله علیه واله: مثلی و مثل علیّ مثل شجره، أنا أصلها وعلیّ فرعها والحسن والحسین ثمرها، والشیعه ورقها، فهل خرج من الطیّب إلاّ الطیّب؟ (تاریخ دمشق ابن عساکر: ج42 ص384 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مثل من و مثل علی مثل درختی است که من ریشه (و تنه) آن و علی شاخه آن و حسن و حسین میوه آن و شیعه برگهای آنند. پس آیا از پاکیزه جز پاکیزه به دست می آید؟

36. قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی، أنا مدینه العلم وأنت بابها، ولن تُؤتی المدینه إلا من قبل الباب، وکذب من زعم أنه یحبنی و یبغضک، لأنک منی وأنا منک، لحمک من لحمی، ودمک من دمی، وروحک من روحی، و سریرتک من سریرتی، وعلانیتک من علانیتی، سعد من أطاعک وشقی من عصاک، وربح من تولاک وخسر من عاداک، فاز من لزمک وهلک من فارقک، مثلک ومثل الأئمه من ولدک بعدی مثل سفینه نوح، من رکبها نجا ومن تخلف عنها غرق، ومثلکم کمثل النجوم کلما غاب نجم طلع نجم إلی یوم القیامه. (ینابیع  الموده: ص36)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ای علی! من شهر علمم و تو درِِ آن هستی و هرگز وارد شهر جز از درِ آن نمی توان شد. دروغ می گوید آن که گمان می برد من را دوست دارد اما با تو دشمن است. چون تو از منی و من از توام. گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است. روح تو از روح من و باطن تو باطن من و آشکار و ظاهر تو ظاهر من است. سعادتمند شد آن که از تو اطاعت کرد و بدبخت شد آن که نافرمانی ات کرد. سود برد آن که ولایت و دوستی تو را پذیرفت و زیان کرد آن که با تو دشمنی ورزید. آن کس که همراه تو شد، رستگار شد و آن کس که از تو جدا شد، هلاک شد. مَثل تو و مَثل امامان از نسل تو بعد از من مثل سفینه نوح است که هر کس در آن در آمد نجات یافت و هر کس از آن جا ماند، غرق شد. همچنین مَثل شما مثل ستارگان است که هر ستاره ای غائب شود ستاره ای دیگر طلوع می کند و این تا روز قیامت ادامه دارد. 

 37. وعن أنس بن مالک قال: کنت جالساً مع النبیّ صلی الله علیه واله إذ أقبل علیّ ابن أبی طالب علیه السلام فقال النبیّ صلی الله علیه واله: یا أنس أنا وهذا حجّه الله علی خلقه. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص308)
انس بن مالک می گوید: من نزد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته بودم که علی بن ابی طالب آمد. پیامبر فرمود: ای انس! من و این (علی) حجت خداوند بر مخلوقاتش هستیم.

  38. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ منّی مثل رأسی من بدنی (مناقب علیّ بن أبی طالب : ص92)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی نسبت به من مانند سر من نسبت به بدنم است.

  39. قال رسول الله صلی الله علیه واله: عنوان صحیفه المؤمن حب علی بن أبی طالب. (ینابیع الموده: ص105)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: عنوان صحیفه مؤمن دوستی علی ابن ابی طالب است.

  40. قال رسول الله صلی الله علیه واله: علیّ علیه السلام أقضی أمتی بکتاب الله، فمن أحبنی فلیحبّه، فإن العبد لا ینال ولایتی إلاّ بحبّ علیّ علیه السلام. (تاریخ دمشق ابن عساکر، ج42 ص241)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ مسلط ترین و آگاه ترین فرد نسبت به قران است. پس هر که من را دوست دارد باید او را نیز دوست داشته باشد. همانا هیچ بنده ای به ولایت من دست پیدا نمی کند مگر با دوست داشتن علی.




طبقه بندی: علــــــــیٌ مَعَ الحَــــــــــــــق والحَــــــــــــــق مَـــعَ علــــــــــــــــی (ع)، 
نگارش در تاریخ جمعه 20 اسفند 1395 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | اکتب تعلیق ()

«زن و شوهر باید مانند دو رفیق دلسوز برای یکدیگر باشند

قرآن کریم با صراحت از سرپرستی مردان بر زنان در امور خانوادگی سخن گفته و آن را با ویژگی‌

تکوینی مردان مرتبط دانسته است. (الرجال قوامون علی النساء)* . آموزه‌های متعدد روایی نیز با

صراحت به مسئولیت‌های زن و مرد در این رابطه توجه کرده‌اند. البته واگذاری این مسئولیت به دلیل

ارزشمندی و کرامت مرد نیست زیرا هر محیطی از مدرسه تا تیم فوتبال نیاز به سرپرست دارد . از

آنجا که صنف مردان در مقابل حوادث و شرایط سخت حفاظ قوی تری محسوب می شوند این

مدیریت را به صنف مردان سپرده است . در زمان ما زن که

شاغل است در خیابان که پنچر می شود فورا" با همسر تماس می گیرد و از او کمک می طلبد این

نشان دهنده نیاز زن به یک تکیه گاه است که قرآن این تکیه گاه را مشخص نموده است .

ولی مرد نمی‌تواند بار مدیریت خانواده را از دوش خود بردارد وخود را در این جهت آزاد فرض نماید.

مرد علاوه بر آن که مسئول تأمین هزینه‌های خانواده است، مدیریت اقتصادی خانواده را هم عهده

دار است . اما اعمال این مدیریت از نوع مدیریت مالک و مملوک نیست ، ظرافتها و لطافتها و

آموزشهای لازم را می طلبد . زن و شوهر علاوه بر نسبت زوجیت باید مانند دو رفیق دلسوز برای

یکدیگر باشند . اگر در زندگی صرفا" مدیریت مطرح باشد و رفاقت و دلسوزی نسبت به یکدیگر نباشد

زندگی زناشویی مشکل می شود . اگر در محیط خانواده قانون مطلق و به تنهایی حاکم باشد آثار

مطلوبی در پی نخواهد داشت . اگر در محیط خانواده صرف عاطفه هم باشد مفاسد و مشکلاتی را

به دنبال خواهد داشت . باید قانون و عاطفه و محبت و صمیمیت و عقلانیت همراه باشند تا زندگی

زیبا باشد . در روایت داریم که روزی رسول خدا به منزل فاطمه (ع) آمدند دیدند علی (ع) مشغول

پاک کردن عدس هستند از این کار خیلی شاد شدند ، فرمودند یا علی کسی که در کار منزل به

همسرش کمک کند ثواب حج عمره دارد . »

* سورة نساء آیه 34




طبقه بندی: مســـائل جنســــــی و زناشــــوئی در دین مبین اســلام ، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

تن همه موجودات عالم تسبیح گوست

عرفا و اولیاء الهی بر این باورند که عشق به محبوب و خالق عالم مختص به انسان نیست . گرچه انسان از عشق الهی در او دمیده شده و خلیفه الهی شده و همه عالم مفتون او و ساجد اوست و قبل از این که آگاه و عالم شود عاشق شد، اما عشقش افزون بر همه مخلوقات است . گرچه در راه عشق بازی از مسیر حقیقت خارج شده و در جاده مجاز قدم بر می دارد اما در حقیقت مجنون حقیقی هستی انسان است و لیلی حقیقی موجودات جهان انسان کامل و از طریق او به هو مرتبط اند .
اما اینکه گفتم عشق موجودات، زیرا عشق مختص به انسان نیست بلکه در همه موجودات عالم ساری و جاری است . به تعبیرعرفا و فلاسفه، در مفارقات و غیر مفارقات و فلکیات عنصریه و در معدنیات و نباتات و نفوس حیوانات و در تمامی هویات و بسائط غیر حی و درنفوس الهیه و جود دارد . آنان در باره کیفیت و چگونگی عشق در همه موجودات عالم تعابیر ژرف و حکمت ها یی را بیان داشته اند . در این عشق ورزی انواع مخلوقات قابل دقت و تامل هستند و از زوایای متعدد می توان عشق آنها را مورد بررسی قرار داد یا تشبیه و تمثیلی از عشق آنها را بیان نمود . مثلا در همین عالم نباتات همه موجودات آن مثال بسیار خوبی در مقوله عشقند که می توان با انسان هم قیاس نمود .
اگر در گل آفتابگردان بعنوان مخلوقی از مخلوقات خدا نگاه کنیم ظاهرش سرتاسر عشق به آفتاب است . جمالش همانند خورشیدی کوچک در زمین است و هر کس که او را می بیند ناخودآگاه به یاد خورشید می افتد . کشاورزی که دانه آن را کشت می کند می داند بعد از سر برآوردن از خاک بدنبال خورشید است و یک روزی خورشید را پیدا می کند . او هیچ نوری را با خورشید اشتباه نمی گیرد و راهش را بلد است و مسیر توجه خود را می داند . آفتابگردان فقط خورشید را دوست دارد و گلبرگهایش هم همانند و همرنگ شعله های خورشید است او جز نگاه کردن به خورشید به چیز دیگری نمی اندیشد . شب ظلمانی برای او سخت است ، صبح زود به انتظار طلوع خورشید از مشرق زمین است . سینه خود را آماده گرمای خورشید نموده و خود را وقف دریافت گرمای خورشید کرده است و به او که دست میگیری تنش تب گرمای خورشید می دهد و عطرش عطر خورشید است . او عاشق است ، البته این ظاهر عشق اوست و باطن عشق او فراتر از توجه ماست . با چسم ظاهر بین ما چنین می بینیم اما با چشم باطن بین چیزی دیگری از عشق این گل آفتابگردان است که اهل حقیقت عشق به خدا را می بینند و او راتسبیح و تقدیس گوی خورشید جهان می دانند .
تن همه موجودات عالم تسبیح گوست ، این تشبیهی است که در رابطه با انسان الهی هم وجود دارد . انسان توحیدی همه وجودش خدا، خدا می کند . تب عشق الهی او را آتش زده و در راه این عشق همه هستی خود را به حراج می گذارد و در نهایت جان خود را به او تقدیم می کند . این عشق به او در حقیقت عشقی است که اول از او سرزده و قبل از اینکه انسان بفهمد و بداند عاشق او شده و صدها شورش و مستی در مسیر این عشق از او سر می زند . همه مستی های انسان در دنیا از عشق انسان سرمی زند با این تفاوت که معشوق حقیقی را گم می کند و معشوق های مجازی را به جای حقیقی می نشاند و فرقش با گل آفتابگردان در این است که نور و حقیقت و و راه را دچار اشتباه می شود و مسیر الهی را گم می کند .




طبقه بندی: آیا میـــــــدانی كه ...............؟، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

دعا و اعمال ماه محرم

از کتاب شریف مفاتیح الجنان خاتم المحدثین شیخ عباس قمی (ره)


اعمال مشترک :

روزه گرفتن در تمام ماه ، به جز عاشورا که ثواب این روزه آمرزش تمام گناهان است.

اعمال دهه اول ماه محرم :

1. شیخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اول محرم و لكن روز عاشورا امساك نماید از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر كمى تربت تناول نماید.

اعمال روز اول :

1. از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله روز اول محرم دو ركعت نماز مى ‏كرد و چون فارغ مى ‏شد دستها را بلند مى ‏كرد و این دعا را سه دفعه مى ‏خواند :

اللَّهُمَّ أَنتَ الْإِلَهُ الْقَدِیمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِیدَةٌ فَأَسْأَلُكَ فِیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیْطَانِ‏ * وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ  بِالسُّوءِ وَ الاِشْتِغَالَ بِمَا یُقَرِّبُنِی إِلَیْكَ یَا كَرِیمُ‏ * یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ یَا عِمَادَ مَنْ لاَ عِمَادَ لَهُ یَا ذَخِیرَةَ مَنْ لاَ ذَخِیرَةَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لاَ حِرْزَ لَهُ‏ * یَا غِیَاثَ مَنْ لاَ غِیَاثَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لاَ سَنَدَ لَهُ یَا كَنْزَ مَنْ لاَ كَنْزَ لَهُ‏ * یَا حَسَنَ الْبَلاَءِ یَا عَظِیمَ الرَّجَاءِ یَا عِزَّ الضُّعَفَاءِ * یَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى(ا) یَا مُنْجِیَ الْهَلْكَى یَا مُنْعِمُ  یَا مُجْمِلُ  یَا مُفْضِلُ  یَا مُحْسِنُ‏ * أَنتَ الَّذِی سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّیْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ‏ * وَ دَوِیُّ الْمَاءِ وَ حَفِیفُ الشَّجَرِ یَا اللَّهُ لاَ شَرِیكَ لَكَ‏.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لاَ یَعْلَمُونَ وَ لاَ تُؤاخِذ ْ نَا بِمَا یَقُولُونَ‏ حَسْبِیَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏ * آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا یَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَابِ‏ * رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذ ْ هَدَیْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُ نكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب.

خدایا تو معبود قدیمى و این است سال تازه ‏اى ؛ پس از تو در آن درخواست حفظ از شیطان و نیرو و قوت بر این نفس اماره بدخواه دارم و نیز اشتغال بدانچه مرا (در عمل) به تو نزدیك گرداند.
اى كریم !
اى صاحب جلال و بزرگوارى !
اى پشتیبان كسى که نگهدارنده و پشتبانى ندارد.
اى ذخیره كسى که ذخیره‏ اى ندارد.
اى پناه بى ‏پناهان ! اى دادرس بى ‏كسان اى پشتوان بى ‏پشتوانان اى گنجینه بى ‏گنجان !
اى نیك آزمایش اى بزرگ امیدوارى و از عز و شكوه ناتوانان
اى نجات دهنده غریقان اى نجات بخش هالكان اى نعمت ده اى نیكو اى بخشنده اى خوشرفتار ! تویى كه ‏براى تو سیاهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشید و شرشر آب و صداى درخت سجده كرد.
اى خدا انبازى براى تو نیست ! بار خدایا ما را به از آنچه گمان برند بگردان و آنچه از (بدی هاى) ما ندانند بیامرز و بدانچه گویند از ما بازخواست مفرماى .
بس است مرا خداى نیست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ ! به او گرویدیم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و یاد آور نشود جز صاحبان خرد.
پروردگارا كج مكن دلهاى ما را پس از آنكه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پیش خودت رحمت زیرا كه تویى پر بخشش.

اعمال روز نهم :

1. اگر كسى را توفیق شامل حال شود در این شب در كربلا باشد و زیارت امام حسین علیه السلام كند و بیتوته نزد آن جناب نماید تا صبح خدا او را محشور فرماید آلوده به خون امام حسین علیه السلام در جمله شهدا با آن حضرت.

2. روز دهم روز شهادت ابو عبد الله الحسین علیه السلام و روز مصیبت و حزن ائمه اطهار علیهم السلام و شیعیان ایشان است و شایسته است كه شیعیان در این روز مشغول كارى از كارهاى دنیا نگردند و از براى خانه خود چیزى ذخیره نكنند و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشند و تعزیت حضرت امام حسین علیه السلام را اقامه نمایند و به ماتم اشتغال نمایند به نحوى كه در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود اشتغال مى ‏نمایند و زیارت كنند آن حضرت را به زیارت عاشورا كه بعد از این بیاید إن شاء الله تعالى‏

3. و سعى كنند در نفرین و لعن بر قاتلان آن حضرت و یكدیگر را تعزیت گویند در مصیبت آن جناب و بگویند :

أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ (عَلَیْهِ) السَّلاَمُ‏

و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یكدیگر را بگریانند.
روایت شده كه چون حضرت موسى علیه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلم از او اول چیزى كه در وقت ملاقات بین ایشان مذاكره شد آن بود كه آن عالم حدیث نمود براى حضرت موسى مصیبت‏ ها و بلاهایى كه بر آل محمد علیهم السلام وارد مى‏ شود پس گریستند هر دو و سخت شد گریستن ایشان و روایت شده از ابن عباس كه گفت در ذیقار خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسیدم صحیفه‏ اى بیرون آورد به خط خود و املاى پیغمبر صلى الله علیه و آله و خواند براى من از آن و در آن صحیفه بود مقتل امام حسین علیه السلام و آنكه چگونه كشته مى ‏شود و كى مى ‏كشد او را و كى یارى مى‏ كند او را و كى با او شهید مى ‏شود پس گریه كرد آن حضرت گریه سختى و مرا به گریه درآورد.
فقیر گوید كه اگر مقام را گنجایش بود مختصر مقتلى در اینجا ذكر مى ‏كردم لكن محل را گنجایش نیست هر كه خواهد رجوع كند به كتب ما در مقتل و بالجملة اگر كسى در این روز نزد قبر امام حسین علیه السلام باشد و مردم را آب دهد مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد.

4. و در فضیلت احیاى این شب روایت كرده كه مثل آن است كه عبادت كرده باشد به عبادت جمیع ملائكه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است‏.
شیخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اول محرم و لكن روز عاشورا امساك نماید از طعام و شراب تا بعد از عصر آن وقت به قدر كمى تربت تناول نماید.

5. علامه مجلسى در زاد المعاد فرموده و بهتر آن است كه روز نهم و دهم را روزه ندارد زیرا كه بنى امیه این دو روز را براى بركت و شماتت بر قتل آن حضرت روزه مى ‏داشتند و احادیث بسیار در فضیلت این دو روز و روزه آنها بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله بسته ‏اند و از طریق اهل بیت علیهم السلام احادیث بسیار در مذمت روزه این دو روز خصوصا روز عاشورا وارد شده است‏.

6. چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحید و این نماز مطابق است با نماز امیر المؤمنین علیه السلام كه فضیلت بسیار دارد و بعد از نماز فرموده ذكر خدا بسیار كند و صلوات بسیار بفرستد بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و لعن كند بر دشمنان ایشان آنچه مى ‏تواند.

7. چهار ركعت در آخر شب در هر ركعت بعد از حمد هر یك از آیة الكرسى و توحید و فلق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحید بخواند.

8. شب دهم شب عاشورا است و سید در اقبال از براى این شب دعا و نمازهاى بسیار با فضیلت هاى بسیار نقل كرده از جمله صد ركعت نماز هر ركعت به حمد و سه مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و بعد از فراغ از جمیع بگوید :

سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ‏
وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ‏

هفتاد مرتبه‏ ؛ و در روایت دیگر بعد از العلی العظیم استغفار نیز ذكر شده.

اعمال روز دهم :

1. پس مى ‏خوانى بعد از این به دعاى حسین علیه السلام و این آخر دعاى آن حضرت است در روزى كه بسیار شده بود دشمنان او یعنی روز عاشورا :

اللَّهُمَّ أَنتَ مُتَعَالِی الْمَكَانِ عَظِیمُ الْجَبَرُوتِ شَدِیدُ الْمِحَالِ غَنِیٌّ عَنِ الْخَلاَئِقِ عَرِیضُ الْكِبْرِیَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِیبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَءِ قَرِیبٌ إِذَا دُعِیتَ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ  لِمَنْ تَابَ إِلَیْكَ‏ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ‏
أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَیْكَ فَقِیراً وَ أَفْزَعُ إِلَیْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِی إِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ أَسْتَعِینُ بِكَ ضَعِیفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَیْكَ كَافِیاً
احْكُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا (بِالْحَقِّ) فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَلَدُ (وُلْدُ) حَبِیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْیِكَ‏
فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏

اى خداى بلند مقام با جلال و جبروت محكم تدبیر بى ‏نیاز از خلق كه ملك كبریایى او پهناور ؛ و قدرتت به هر چیز شامل و رحمتت به همه نزدیك وعده ‏ات صدق و حقیقت نعمتت فراوان امتحانت نیكو .
هر كس تو را بخواند به او نزدیك خواهى بود و هر كه به درگاهت توبه كند مى ‏پذیرى .
هر چه بخواهى توانى كرد هر چه طلبى بیابى به شكرگزاران پاداش مى ‏دهى و هر كه به یاد تو باشد از او یاد مى ‏كنى .
من اى خدا با فقر و احتیاج تو را مى ‏خوانم و از بینوایى به درگاهت با شوق مى ‏آیم و با خوف و هراس به درگاهت مى ‏نالم و از رنج و آلام عالم مى‏ گریم ؛ و از تو بر ضعف و ناتوانیم مدد مى ‏طلبم و براى كفایت امورم بر تو توكل مى ‏كنم .
پس خدایا تو میان ما و قوم ما به حق حكم فرما كه این قوم ما را مغرور ساخته و با ما خدعه كردند و ما را ترك گفته و یارى نكردند و به مكر و فریب ما را شهید كردند ؛ در صورتى كه ما عترت پیغمبر تو بودیم و فرزندان حبیب تو محمد بن عبد الله كه تو او را به رسالت برگزیدى و بر وحى خود امین قرار دادى .
اى خدا پس در امور ما گشایش و آسایش عطا فرما به حق رحمت بى ‏پایانت اى مهربانترین مهربانان عالم.

ابن عیاش گفت شنیدم از حسین بن على بن سفیان بزوفرى كه مى ‏گفت حضرت صادق علیه السلام مى ‏خواند این دعا را در این روز و فرموده كه این دعا از دعاهاى روز سوم شعبان است و آن روز ولادت حسین علیه السلام است.

2. و نیز شایسته است كه شیعیان در این روز امساك كنند از خوردن و آشامیدن بى آنكه قصد روزه كنند و در آخر روز بعد از عصر افطار كنند به غذایى كه اهل مصیبت مى‏ خورند مثل ماست یا شیر و امثال آنها نه مثل غذاهاى لذیذه و آنكه جامه‏ هاى پاكیزه بپوشند و بندها را بگشایند و آستین ‏ها را بالا كنند به هیئت صاحبان مصیبت‏.

3. و ایضا بنى امیه علیهم اللعنة از براى بركت آذوقه سال را در روز عاشورا در خانه ذخیره مى ‏كرده ‏اند لهذا از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است كه هر كه ترك كند سعى در حوایج خود را در روز عاشورا و پى كارى نرود حق تعالى حوایج دنیا و آخرت او را برآورد و هر كه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد حق تعالى روز قیامت را روز فرح و سرور و شادى او گرداند و دیده ‏اش در بهشت به ما روشن گردد و هر كه روز عاشورا را روز بركت نامد و از براى منزل خود در آن روز چیزى ذخیره كند خدا آن ذخیره را براى او مبارك نگرداند و در روز قیامت با یزید و عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد علیهم اللعنة محشور گردد پس باید كه در روز عاشورا آدمى مشغول كارى از كارهاى دنیا نگردد و مشغول گریه و نوحه و مصیبت باشد و امر كند اهل خانه خود را كه تعزیه آن حضرت را بدارند و مشغول ماتم باشند چنانكه در ماتم عزیزترین اولاد و اقارب خود مى ‏باشند و در آن روز امساك كند از خوردن و آشامیدن بى آنكه قصد روزه كند و در آخر روز بعد از عصر افطار كند اگر چه به شربت آبى باشد و روزه تمام ندارد مگر آنكه در خصوص آن روز روزه واجبى داشته باشد كه به نذر یا مثل آن بر او واجب شده باشد كه آن روز را روزه باید بگیرد و در آن روز آذوقه در خانه ذخیره نكند و نخندد و مشغول لهو و لعب نگردد.

و هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت كند و بگوید :

اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏

4. و خواندن هزار مرتبه توحید در این روز فضیلت دارد و روایت شده كه خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او كند.

5. و سید براى این روز دعایى نقل كرده است شبیه به دعاى عشرات بلكه ظاهر آن است كه خود آن دعا باشد موافق بعضى روایات آن

6. أول زیارت عاشوراء معروفه است كه خوانده مى ‏شود از نزدیك و دور و شرح آن چنانكه شیخ ابو جعفر طوسى در مصباح ذكر فرموده چنین است :

روایت كرده محمد بن اسمعیل بن بزیع از صالح بن عقبه از پدرش از حضرت امام محمد باقر علیه السلام كه فرمود هر كه زیارت كند حسین بن على علیهما السلام را در روز دهم محرم تا آنكه نزد قبر آن حضرت گریان شود ملاقات كند خدا را در روز قیامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد كه ثواب آنها مثل ثواب كسى باشد كه حج و عمره و جهاد كند در خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام.
راوى گفت : گفتم فدایت شوم چه ثواب است از براى كسى كه بوده باشد در شهرهاى دور از كربلا و ممكن نباشد او را رفتن بسوى قبر آن حضرت در مثل این روز فرمود : هر گاه چنین باشد بیرون رود بسوى صحرا یا بالا رود بر بام بلندى در خانه خود و اشاره كند بسوى آن حضرت به سلام و جهد كند در نفرین كردن بر قاتلین آن حضرت و بعد از آن دو ركعت نماز كند و بكند این كار را در اوایل روز پیش از زوال آفتاب پس ندبه كند بر حسین علیه السلام و بگرید بر او و امر كند كسانى را كه در خانه ‏اش هستند هر گاه از ایشان تقیه نمى ‏كند به گریستن بر آن حضرت و برپا دارد در خانه خود مصیبتى به اظهار كردن جزع بر آن حضرت و تعزیت بگویند یكدیگر را به مصیبت ایشان به حسین علیه السلام و من ضامنم براى ایشان بر خدا هرگاه بیاورند این عمل را جمیع آن ثوابها را گفتم فداى تو شوم ضامن مى ‏شوى این ثوابها را براى ایشان و كفیل مى ‏شوى این ثوابها را ؟
فرمود كه بلى من ضامنم و كفیلم از براى كسى كه این عمل را بجا آورد.
گفتم كه چگونه یكدیگر را تعزیت بگویند فرمود كه مى ‏گویند :

أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَ نَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ علیه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

یعنى : بزرگ فرماید خداوند اجرهاى ما را به مصیبت ما به حسین علیه السلام و قرار دهد ما و شما را از خواهندگان خون او با ولی او امام مهدى از آل محمد علیهم السلام.

و اگر بتوانی كه بیرون نروى آن روز را در پى حاجتى چنان كن زیرا كه آن روز نحسى است كه برآورده نمى ‏شود در آن حاجت مؤمن و اگر برآورده شود مبارك نخواهد بود از براى او و نخواهد دید در آن خیرى و رشدى و ذخیره نكند البته هیچیك از شما براى منزلش در آن روز چیزى را پس هر كه ذخیره كند در آن روز چیزى را بركت نخواهد دید در آن چیزى كه ذخیره نموده و مبارك نخواهد بود از براى او در اهلش كه ذخیره براى آنها نهاده پس هر گاه بجا آوردند این عمل را بنویسد حق تعالى براى ایشان ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد كه همه را با رسول خدا صلى الله علیه و آله كرده باشد و از براى او است مزد و ثواب مصیبت هر پیغمبرى و رسولی و وصى و صدیق و شهیدى كه مرده باشد یا كشته شده باشد از زمانى كه خلق فرموده حق تعالى دنیا را تا زمانى كه بپاى شود قیامت.
صالح بن عقبه و سیف بن عمیره گفته‏ اند كه گفت علقمه بن محمد حضرمى كه گفتم به حضرت باقر علیه السلام كه تعلیم بفرما مرا دعایى كه بخوانم آن را در این روز هر گاه زیارت كنم آن جناب را از نزدیك و دعایى كه بخوانم آن را هر گاه زیارت نكنم او را از نزدیك و بخواهم اشاره كنم به سلام بسوى او از شهرهاى دور و از خانه ‏ام فرمود به من اى علقمه هر گاه تو بجا آوردى آن دو ركعت نماز را بعد از آنكه اشاره كنى بسوى آن حضرت به سلام پس بگو در وقت اشاره به آن حضرت بعد از گفتن تكبیر این قول را یعنى زیارت آتیه را پس بدرستیكه تو هر گاه گفتى این قول را بتحقیق كه دعا كرده ‏اى به آن چیزى كه دعا مى ‏كند به آن زائران آن حضرت از ملائكه و بنویسد خداوند از براى تو صد هزار هزار درجه و بوده باشى مثل كسى كه شهید شده باشد با امام حسین علیه السلام تا مشاركت كنى ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوى مگر در جمله شهیدانى كه شهید شده ‏اند با آن حضرت و نوشته شود براى تو ثواب زیارت هر پیغمبرى و رسولى و ثواب زیارت هر كه زیارت كرده حسین علیه السلام را از روزى كه شهید شده است سلام خدا بر آن حضرت و بر اهل بیتش مى ‏گویى‏ ... ادامه در متن زیارت ؛ زیارت عاشورا و دعای علقمه

7. خواندن زیارت وارث :
بالجمله در آخر روز عاشورا سزاوار است كه یاد آورى از حال حرم امام حسین علیه السلام و دختران و اطفال آن حضرت كه در این وقت در كربلا اسیر اعداء و مشغول به حزن و بكاء بودند و مصیبت هایى بر ایشان گذشته كه در خاطر هیچ آفریده خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد «و لقد أجاد من قال فاجعة إن أردت أكتبهامجملة ذكرة لمدكر ج جرت دموعی فحال حائلهاما بین لحظ الجفون و الزبر ج و قال قلبی بقیا علی فلاو الله ما قد طبعت من حجر ج بكت لها الارض و السماء و مابینهما فی مدامع حمر ج»
من از تحریر این غم ناتوانم‏ كه تصویرش زده آتش به جانم‏ ترا طاقت نباشد از شنیدن ؛ ‏شنیدن كى بود مانند دیدن ؛ پس برخیز و سلام كن بر رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهراء و حسن مجتبى و سایر امامان از ذریه سید الشهداء علیه السلام و ایشان را تعزیت بگو بر این مصائب عظیمه با دل بریان و چشم گریان‏ و بخوان زیارت وارث را. < زیارت وارث >

اعمال روز دوازدهم :

1. زیارت ائمه بقیع : زیارت ائمه بقیع علیهم السلام یعنى حضرت امام حسن مجتبى و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام چون خواستى زیارت كنى این بزرگواران را باید به عمل آورى آنچه در آداب زیارات ذكر شد از غسل و طهارت و پوشیدن جامه‏ هاى پاك و پاكیزه و استعمال بوى خوش و رخصت طلبیدن در دخول و نحو اینها و بگو نیز :

یَا مَوَالِیَّ  یَا أَبْنَاءَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُكُمْ وَ ابْنُ أَمَتِكُمُ الذَّلِیلُ بَیْنَ أَیْدِیكُمْ‏ وَ الْمُضْعِفُ (الْمُضْعَفُ) فِی عُلُوِّ قَدْرِكُمْ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ جَاءَكُمْ مُسْتَجِیراً بِكُمْ قَاصِداً إِلَى حَرَمِكُمْ‏ مُتَقَرِّباً إِلَى مَقَامِكُمْ مُتَوَسِّلاً إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكُمْ أَ أَدْخُلُ یَا مَوَالِیَ‏ ، أَ أَدْخُلُ یَا أَوْلِیَاءَ اللَّهِ ، أَ أَدْخُلُ یَا مَلاَئِكَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ بِهَذَا الْمَشْهَدِ

و بعد از خشوع و خضوع و رقت داخل شو و پاى راست را مقدم دار و بگو :

اللَّهُ أَكْبَرُ كَبِیراً وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِیراً وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَ أَصِیلاً وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِالْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِ الَّذِی مَنَّ بِطَوْلِهِ وَ سَهَّلَ زِیَارَةَ سَادَاتِی بِإِحْسَانِهِ‏
وَ لَمْ یَجْعَلْنِی عَنْ زِیَارَتِهِمْ مَمْنُوعاً بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ‏

پس نزدیك قبور مقدسه ایشان برو و پشت به قبله و رو به قبر ایشان كن و بگو :

السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ التَّقْوَى‏ * السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَیُّهَا الْحُجَجُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا * السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَیُّهَا الْقُوَّامُ فِی الْبَرِیَّةِ  بِالْقِسْطِ * السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الصَّفْوَةِ السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ آلَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ النَّجْوَى‏ * أَشْهَدُ أَنَّ كُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فِی ذَاتِ اللَّهِ وَ كُذِّ بْتُمْ وَ أُسِی‏ءَ إِلَیْكُمْ فَغَفَرْتُمْ‏ * وَ أَشْهَدُ أَن َّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ وَ أَنَّ طَاعَتَكُمْ مَفْرُوضَةٌ وَ أَنَّ قَوْلَكُمُ الصِّدْقُ‏ * وَ أَنَّ كُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجَابُوا وَ أَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطَاعُوا * وَ أَنَّ كُمْ دَعَائِمُ الدِّینِ وَ أَرْكَانُ الْأَرْضِ لَمْ تَزَالُوا بِعَیْنِ اللَّهِ‏ * یَنْسَخُكُمْ مِنْ أَصْلاَبِ كُلِّ مُطَهَّرٍ وَ یَنْقُلُكُمْ مِنْ أَرْحَامِ الْمُطَهَّرَاتِ‏ * لَمْ تُدَ نِّسْكُمُ الْجَاهِلِیَّةُ الْجَهْلاَءُ وَ لَمْ تَشْرَكْ فِیكُمْ فِتَنُ الْأَهْوَاءِ * طِبْتُمْ وَ طَابَ مَنْبِتُكُمْ مَنَّ بِكُمْ عَلَیْنَا دَیَّانُ الدِّینِ فَجَعَلَكُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ‏ * وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا عَلَیْكُمْ رَحْمَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا إِذِ اخْتَارَكُمُ اللَّهُ لَنَا * وَ طَیَّبَ خَلْقَنَا بِمَا مَنَّ عَلَیْنَا مِنْ وِلاَیَتِكُمْ وَ كُنَّا عِنْدَهُ مُسَمِّینَ بِعِلْمِكُمْ مُعْتَرِفِینَ بِتَصْدِیقِنَا إِیَّاكُمْ‏ * وَ هَذَا مَقَامُ مَنْ أَسْرَفَ وَ أَخْطَأَ وَ اسْتَكَانَ وَ أَقَرَّ بِمَا جَنَى‏ * وَ رَجَا بِمَقَامِهِ الْخَلاَصَ وَ أَنْ یَسْتَنْقِذَهُ بِكُمْ مُسْتَنْقِذُ الْهَلْكَى مِنَ الرَّدَى‏ * فَكُونُوا لِی شُفَعَاءَ فَقَدْ وَفَدْتُ إِلَیْكُمْ إِذْ رَغِبَ عَنْكُمْ أَهْلُ الدُّنْیَا وَ اتَّخَذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْهَا

و در اینجا سر بالا كن و بگو :

یَا مَنْ هُوَ قَائِمٌ  لاَ یَسْهُو وَ دَائِمٌ  لاَ یَلْهُو وَ مُحِیطٌ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ * لَكَ الْمَنُّ بِمَا وَفَّقْتَنِی وَ عَرَّفْتَنِی بِمَا أَقَمْتَنِی عَلَیْهِ‏ * إِذ ْ صَدَّ عَنْهُ عِبَادُكَ وَ جَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ وَ اسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ وَ مَالُوا إِلَى سِوَاهُ‏ * فَكَانَتِ الْمِنَّةُ مِنْكَ عَلَیَّ مَعَ أَقْوَامٍ خَصَصْتَهُمْ بِمَا خَصَصْتَنِی بِهِ‏ * فَلَكَ الْحَمْدُ إِذ ْ كُنْتُ عِنْدَكَ فِی مَقَامِی هَذَا مَذ ْكُوراً مَكْتُوباً فَلاَ تَحْرِمْنِی مَا رَجَوْتُ‏ * وَ لاَ تُخَیِّبْنِی فِیمَا دَعَوْتُ بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

پس دعا كن از براى خود به هر چه خواهى و شیخ طوسى رحمة الله علیه در تهذیب فرموده كه بعد از آن هشت ركعت نماز زیارت بكن یعنى از براى هر امامى دو ركعت و شیخ طوسى و سید بن طاوس گفته‏ اند كه چون خواهى ایشان را وداع كنى بگو :

السَّلاَمُ عَلَیْكُمْ أَئِمَّةَ الْهُدَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْكُمُ السَّلاَمُ‏ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتُمْ بِهِ وَ دَلَلْتُمْ عَلَیْهِ ، اللَّهُمَّ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ‏

پس دعا بسیار كن و از خدا سؤال كن كه دیگر ترا به زیارت ایشان برگرداند و آخر عهد تو نباشد از زیارت ایشان.

اعمال روز بیست و پنجم :

1. زیارت ائمه بقیع که در بالا شرحش گذشت.


منبع: سایت مناجات


ادامه مطلب
طبقه بندی: الأئمـــــــــــــــة الاثنــــــــــــــــی عشـــــــــــــــــر ( علیهم الســــلام)، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

  طریقة عمل الفول المصرى الاصلى




یؤكد دكتور مصطفى نوفل، أستاذ علوم الأغذیة بجامعة الأزهر، هذا الرأی بقوله: «یعتقد البعض خطأ أن تناول الفول یؤثر سلبا على الحالة العقلیة للإنسان، ویصیبه بنوع من الخمول والعكس صحیح. فقد أثبتت الدراسات الحدیثة أن المخ یقوم بإرسال عدد كبیر من المواد الكیمیائیة الحیویة للجسم، بعد تناوله، وهی ما یسمى بالموصلات العصبیة تساعد على ظهور مشاعر السعادة والنشاط، لأن الجسم یحصل على تغذیة متكاملة تضمن له كل ما یحتاجه، الأمر الذی ینعكس ایضا على مزاجه الذی یتحسن».
ویتابع الدكتور نوفل «من أكثر وأنجع هذه الموصلات العصبیة (مادة السیروتونین) التی تنظم فترات النوم وتقلل من حالات القلق، إلى جانب مادة (استییل كولین) التی تساعد على تكوین الذاكرة والمحافظة على قوتها، ومادة (دوبامین وادرینالین) التی تعمل على التحكم فی حالات التوتر والقلق.

ومن هنا تأتی أهمیة طبق الفول المدمس الذی تتوافر فیه العناصر الثلاثة لضمان مساعدة الجسم على تكوین موصلات السعادة وتحقیق قوة الأداء والتقلیل من سرعة الشعور بالإجهاد والتوتر».
ویؤكد نوفل أن تناول الفول المدمس مع الطحینة أو البیض یزید من الأهمیة الغذائیة لهذه الوجبة وبخاصة لدى الأطفال الذین یبذلون مجهودا كبیرا فی الدراسة واللعب.
لیس هذا فقط «بل ان تناول كوب من العصیر بعد وجبة الفول یرفع من معدلات السعادة التی یشعر بها الإنسان مع هذه الوجبة، لأنه فی هذا الحالة، یحصل على وجبة غذائیة متكاملة، تولد لدیه كمیة عالیة من الطاقة و تزید من إحساسه بالانتعاش».



بین المصریین والفول عشق یعود تاریخه إلى آلاف السنین، والیوم نجدهم ینوعون ویتفننون فیه. فهناك الفول بالبیض والفول بالطماطم والصلصة، والفول باللحمة المفرومة، والفول بالسمن والثوم وغیرها إلى جانب الأطباق التی یدخل فیها الفول
كمكون أساسی مثل الطعمیة والفول النابت.. وهلم جرا




طریقة تدمیس الفول
الطریقة
------

یغسل الفول جیدا وینقع من اللیل الى الصبح
أو یوضع فی ماء ساخن لمدة ساعتین





لا حظی حجم الفول بعد النقع



ثم یزال عنه هذا الماء ویوضع فی الحلة أو قدرة الفول ( الدماسة)ویوضع على نار عالیة فی البدایة ونتركة یغلی 3 دقائق تقریبا ثم نوطی النار ونغطی الحلة طبعا أو الدماسة و النار تكون هادیة جدا






إذا كان الفول من النوع الذی ینضج بسرعة إذن بعد 3 أو 4 ساعات سیكون فی تمام النضج أما إذا كان من النوع الذی لا ینضج بسرعة إذن سیظل على النار لمدة 9 أو 10 ساعات, وإذا إحتاج ماء نغلی بعض الماء ونضعه علیه



ممكن إضافة ملعقة كبیرة من العدس الأصفر معه, وإذا إستخدمتی العدس یفضل ألا تضعیه من البدایه بل فی منتصف مدة إستواء الفول لأن ذلك یساعد على إضافة لون جذاب للفول أكثر مما لو وضع من البدایة

وبالهنا والشفا



أو


الفول المدمس




المقادیر:
كمیة من الفول
كبشة قمح
كبشة عدس أصفر
ملعقة صلصة
1 بصلة صغیرة مقطعة نصفین .

الطریقة:
ینقع الفول فى الماء وینقع العدس معه وینقع القمح فى اناء أخر قبل التدمیس بلیلة.

یغلى القمح فى حلة ونتركه على النار الى النضوج وبعد ذلك نضع الفول مع العدس والقمح الناضج والبصلة وملعقة الصلصة فى قدر الضغط ونضع ماء یغطى الفول ویقلب مرة ثم یقفل القدر بأحكام ونتركه على النار حوالى نصف ساعة بعد تهدئة النار.

وبعد ذلك نفتح القدر بعد خروج البخار منها ونأخذ فولة بین الأصبعین ونضغط علیها أذا اتهرست یبقى الفول نضج أما أذا كانت ناشفة وقاسیة فتعاد الى النار مرة أخرى ویجب ان لا نفتح الغطاء كثیرا ومدة طویلة حتى لایغمق الفول فهو لابد أن یكون كهرمانى اللون وأذا لم یوجد قدر ضغط ممكن فى قدر عادی على نار هادئة الى أن ینضج أو على الدماسة الكهرباء.

ولكن هذه الطریقتین تأخذ وقت أطول وبعد ذلك یقسم على أكیاس ویوضع فى الفریزر وهذا أفضل من المعلبات لوجود مادة حافظة لحفظ الفول فى المعلب.






الفول باللحمة المفرومة

مقادیر


أربع ملاعق كبیرة لحم مفروم.
عشر ملاعق فول ناضج ومهروس.
ملعقتا زیت ذرة .
ملعقتا صلصة.
حبة فلفل اخضر مقطعة إلى شرائح.
ملعقة صغیرة توم مهروس.
ملح وفلفل وقلیل من الشطة حسب الرغبة.


الطریقة

یوضع الزیت على النار ومعه شرائح الفلفل الأخضر والثوم وتقلب حتى یصفر لونها. ثم توضع ملعقتا الصلصة بعد تذویبها فی قلیل من الماء مع الملح والفلفل والشطة الحمراء ثم یضاف اللحم المفروم ویترك المزیج لمدة عشر دقائق على نار هادئة حتى یتماسك قوامه. بعد ذلك یوضع الفول المهروس على المزیج ویخلط جیدا لمدة خمس دقائق، ویقدم مع بطاطس محمرة وسلطة خضراء.








الفول بالبیض

مقادیر


عشر ملاعق من الفول الناضج المهروس
بیضتان
ملعقة زیت ذرة. ملح وفلفل أسود وقلیل من الشطة الحمراء حسب الرغبة


الطریقة

یقلى البیض فی السمن أو زیت الذرة حسب الرغبة.ویسخن الفول المهروس ویتم وضع البیض المقلی علیه مع تتبیله بالملح والفلفل والشطة الحمراء لمن یرید. ویقدم مع السلطة الخضراء والبطاطس البوریه.









الفول المصری

مقادیر

عشر ملاعق فول ناضج ومهروس
ملعقتا زیت بذرة الكتان أ وكمون وملح وشطة حمراء وعصیر لیمونه
قلیل من المقدونس (البقدونس) المفروم


الطریقة

یسخن الفول المهروس ویتم تتبیله بالزیت الحار والكمون والملح والشطة الحمراء وعصیر اللیمون والمقدونس المفروم وتقلب المكونات مع بعضها ویقدم ساخنا مع السلطة الخضراء




الطریقه البارده لاعداد الفول

علبه حمص حب - علبه فول - فص او نص فص ثوم مهروس - ملعقه او ملعقتین طحینه - عصیر لیمونه وشویه خل - بقدونس مفروم - طماط مفروم - زیت زیتون


- تضیفین عصیر اللیمون والخل للثوم المهروس وتتركینه یتنقع شوی
- تهرسین الفول هرس خشن بعد ما تصفینه من ماءه وتخلطین معه ملعقه او ملعقتین طحینه على حسب درجه اللون الی تحبینه لانه الفول راح یفتح لونه
- صفی الحمص الحب من الماء
- فی ماعون خلطی الحمص مع الفول ومع نص مقدار عصیر اللیمون والخل والثوم


- تحطینه بماعون التقدیم وترشین على سطحه المقدار الباقی من عصیر اللیمون والخل
والثوم

وبعدین تصبین فوقه زیت الزیتون وتزینیه بالطماط المقطع والبقدونس





فول بالسجق

یقطع السجق الى شرائح بسمك 2/1 سم . یسخن الزیت ویضاف إلیه السجق ویحمر لمدة 5 دقائق فى إناء متوسط.
یضاف الفول وبعض الماء والملح والفلفل ویطهى لمدة 5 دقائق . یرفع عن النار ویضاف عصیر اللیمون . یقدم معه خبز بلدی وسلطة طحینة






فول بالخضروات المحمره


یسخن السمن أو الزیت فی إناء متوسط و یحمر البصل حتى یصفر. یضاف الثوم والبقدونس والفلفل الأخضر ویقلب لمدة 3 دقائق.
یضاف الفلفل الحار وبعد دقیقة واحدة تضاف الطماطم ومعجون الطماطم ویقلب الخلیط حتى یمتزج جیدا . یترك لمدة 5-7 دقائق.
. یضاف الفول والملح والفلفل ویقلب لیختلط الفول بالخضراوات . یضاف بعض الماء ویترك لمدة عشر دقائق أخرى





فول بالبشامیل

یوضع الفول مع بعض الماء فى إناء متوسط على نار متوسطة لمدة 5 دقائق ویتبل بالملح والفلفل.
تذاب الزبد فی إناء متوسط على نار عالیة ثم یضاف الدقیق مع التقلیب المستمر لمدة دقیقة واحدة .
یضاف اللبن ویخفق جیدا حتى یصبح المزیج أملس. یضاف الملح والفلفل الأبیض ویترك لیغلی لمدة 5-8 دقائق. یرفع من على النار ویضاف البیض ویمزج جیدا مع الباشامیل .
یوضع الفول فى صینیة للفرن متوسطة لا تلصق ثم یغطى بالباشامیل. توضع الصینیة فى الفرن لمدة 20- 25 دقیقة أو حتى یصبح الباشامیل ذهبى اللون ویقدم ساخنا.



طریقة عمل فول بالطماطم

المقادیر:

5 أكواب من الفول المدمس
4 حبات طماطم متوسطة مقطعة
لیمونة كبیرة "حامض"
نصف فنجان قهوة زیت
ربع ملعقة طعام ثوم مفروم
نصف ملعقة طعام كمون
شطة "حسب الرغبه"
ملح "حسب الرغبه"
3 ملاعق كبیرة طحینة سادة "مطحون السمسم"

الطریقة:

- یوضع الزیت فى الطاسة ثم یضاف إلیه الثوم ویوضع على النار مع التقلیب حتى یتغیر لون الثوم.
- یضاف الكمون والملح (والشطة) ویقلب مع الثوم حتى یختلطوا جیدا.
- تضاف قطع الطماطم مع التقلیب حتى تذبل.
- یضاف الفول ویقلب جیدا مع الخلیط ویترك قلیلا على النار الهادیة.
- یضاف الطحینة وعصیر اللیمونة ویقلب الجمیع جیدا.
- یقدم ساخن مع الخبز الأسمر و حاذر أثناء الأكل من أن تأكل أصابعك وبألف هنا وشفا.









فطایر الفول




المقادیر


علبة فول


بصله


طمامه


جزر


بقدونس


رشه ملح + فلفل اسود + كمون


زیت زیتون


كیس صمون المطاحن الصغیر



الطریقه


1- تقصصون البصل طوال طوال یعنی شرایح وتحمرونه بالدهن


2- نحط الطمام فوق البصل وتحمسه شویه


3- نحط الفول فوقه ونحمسه معاه وبعدین نهرسه


4- ما ننسى نرش فوقه الفلفل والملح والكمون وشویه لیمون


5- اسكر النار من علیه واضیف علیه زیت زیتون


6- الحین احشیه بالصمون ومن فوق ازیین بالبقدونس والجزر






الفول بالخلطة

المقادیر:

2 علبة من الفول (ای نوع)
1 حبة بصلة
زیت زیتون
زبده
خل ابیض
ملح اللیمون
1 مكعب ماجی
فلفل اسود , ابیض

- للزینة :

1 حبة طماطم مفرومة
بقدونس


الطریقة:

- قطعی البصل قطع صغیره ثم احمسیه بالزبدة .
- اضیفی الفول و القلیل من زیت الزیتون و قلبی , اضیفی الماجی و الخل و ملح اللیمون و تبلی بالملح و البهارات و دعی الفول على النار حتى ینضج .
- ضعی الفول فی طبق التقدیم و زینی بالطماطم و البقدونس و زیت الزیتون , و قدمیه ساخناً .



عجة الفول المدمس

المقادیر

4 بیضات
بصلة صغیرة مبشورة
مثلا كوب فول مدمس
معلقة صغیرة زیت
معلقة صغیرة بقدونس مفروم
ملح – فلفل – كمون


الطریقة

شیلى القشرة بتاعة الفول واهرسیة كویس بالشوكة او صفیة
حمرى البصلة فى الزیت
اضربى البیض بالشوكة كویس وعلیة الملح والفلفل والكمون
و البصلة المحمرة والبقدونس وضعى علیهم الفول المصفى
نضع معلقة زیت فى المقلایة ونضع فیها الخلیط كله ونستنى لحد ما القاع یمسك وبعدین نقلبها على الوش التانى
لحد ما یمسك وتستوى نقلب العجة فى طبق التقدیم
وبالف هنا وشفا




فول بالزبدة والثوم


المقادیر:

فول مدمس
2 معلقة صغیرة ثوم
معلقة كبیرة زبدة
معلقة عصیر لیمون
ملح وفلفل وكمون

الطریقة

ضعى الزبدة على النار وحمرى فیها الثوم ثم ضعى عصیر اللیمون وقلبیهم
ثم ضعیهم على الفول وهو سخن وتبللى بالملح والفلفل والكمون
ویغرف وبالهنا والشفا




صینیة الفول بالبیض فی الفرن

نفس الخطوات السابقة ننفذها و بعدین نضع الفول الساخن فی صینیة الفرن و نكسر عدد البیضات اللی نحبه علیه بحیث یكون الصفار سلیم و بعدین ندخله الفرن ونولعه من تحت شویة لحد ما البیض یستوی و بعدین نولع الشوایة من فوق شویة لحد مالوجه یكون ذهبی.





الفول بالزیت و الكمون

المقادیر


یضاف للفول عصیر لیمون و ملح و كمون و زیت





الفول بالدقة

تجهز دقة من ثوم مدقوق و ملح و كمون و كركم و لیمون و نضیفها علیه مع زیت و ممكن نضیفله طحینة.




الفول بالسلطة

تقطع طماطم مكعبات صغیرة و بصل و فلفل أخضر برضه مكعبات صغیرة و نضیف لهم ملح و كمون و خل و لیمون و نضیفهم للفول و نحط زیت و طحینة حسب الرغبة.





الفول بالطماطم

تقطع الطاطم مكعبات صغیرة و لما الفول یسخن نضیفها و نتركها إلى أن تذبل ثم نضیف اللیمون و الملح و الكمون و الزیت.




الفول بالسمنة أو الزبدة

نضیف للفول سمن أو زبدة حسب الطلب و بدل الكمون بنضع فلفل أسود و ملح.




الفول بالبیض

نقلی البیض عادی و بعدین نضیف له الفول و ملح و فلفل أسود.



الفول بالثوم و الطماطم

نقطع فصوص الثوم بالسكین شرائح بالعرض و نقلبها فی السمن أو الزبدة حتى یصیر اللون ذهبی و بعدین نضیف الطماطم المقطعة مكعبات و نضع ملح و فلفل اسود و بهارات و لما الطماطم تذبل نضیف الفول و نقلبه كویس.



فول بالطحینة

المقادیر

فول مدمس
طماطمایة
معلقة كبیرة بقدونس مغسول ومفروم
نص معلقة صغیرة ثوم مهروس
معلقة كبیرة طحینة
معلقة خل
معلقة عصیر لیمون
معلقتین كبار زیت
ملح و كمون

الطریقة

سخنى الفول واهرسیة بالشوكة وقطعى علیة الطماطمایة قطع صغیرة
ضعى فى طبق الطحینة والخل والزیت والثوم و البقدونس واخلطیهم كلهم مع بعض
وبعدین ضعیهم على الفول وتبلى بالملح والكمون
وبالهنا والشفا



فول بالفلفل الاخضر

المقادیر


فول مدمس
نص معلقة صغیرة ثوم مهروس
واحدة فلفل رومى
كوب عصیر طماطم
ملح وفلفل وكمون
2 معلقة زیت اوزبدة

الطریقة

ضعى الزیت او الزبدة على النار وحمرى فیه الثوم لحد ما یصفر
ضعى علیة عصیر الطماطم وخلیها على النار لحد ما تتسبك
ثم ضعى الفول وشویة میاة صغیرین
قطعى الفلفل مكعبات صغیرة وضعیة على الفول و تبلى بالملح والكمون
یغلو غلوة مع بعض
واغرفیة بالهنا والشفا



طبقه بندی: آشپزخانه ایرانی + خلیجی ( المطبـخ الایرانی + الخلیجـــی )، 
نگارش در تاریخ شنبه 5 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

ترجمه آیه الکرسی به زبان انگلیسی و فارسی

ترجمه آیه الکرسی به انگلیسی و فارسی




In the name of Allah, the Merciful, the Compassionate



“Allah! There is no god but He – the Living, The Self-subsisting, Eternal. No slumber can seize Him Nor Sleep.

His are all things In the heavens and on earth. Who is there can intercede In His presence except As

hepermitteth? He knoweth What (appeareth to His creatures As) Before or After or Behind them. Nor shall

they compass Aught of his knowledge Except as He willeth. His throne doth extend Over the heavens And

on earth, and He feeleth No fatigue in guarding And preserving them, For He is the Most High, The Supreme (in glory).”

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدا یکتاست که جز او خدایی نیست زنده و پاینده است. هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود.

اوست مالک آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است. که را این جرات است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد. مگر به

فرمان و اجازه او! علم ازلی او محیط است به انچه از ازل پیش نظر خلق بوجود آمده است، و آنچه سپس تا ابد موجود

خواهد شد و خلق به هیچ مرتبه علم او احاطه نتواند کرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمان و زمین فراتر و

نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی زحمت است

www.fungozar.irمنبع




طبقه بندی: الأئمـــــــــــــــة الاثنــــــــــــــــی عشـــــــــــــــــر ( علیهم الســــلام)، 
نگارش در تاریخ شنبه 5 آذر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:125)      ...   79   80   81   82   83   84   85   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار