تبلیغات
کلام من القلب الی القلب
علی مع الحق والحق مع علی

بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم صلی على محمد و على ال محمد وعجل فرجهم



مواقف من حیاة الامام علی بن ابی طالب

كیف كانت عبادة الامام من ناحیة الروحانیة

حدث مرة ان الامام اصیب بسهم فی قدمه خلال احدى المعاركه مع قوى الشرك و النفاق و كانت الاصابة شدیدة بحیث كان اخراج السهم من قدم الامام یسبب الما شدیدا له فبقی السهم مكانه .

و فكر الامام الحسن علیه السلام ماذا یفعل ؟ كیف ینزع السهم من رجل الامام دون ان تسبب له ذالك الالم , و فجاة اتته الفكرة التی سرعان ما ترجمها الى مجموعة من الاعمال .

طلب جراحا و انتظر حتى قام ابوه الامام علی الى صلاته ثم امره ان یخرج السهم من قدم الامام

و بصعوبة استطاع الجراح ان یخرج السهم المتعنت من مكانه فانبثقت الدماء غزیرة من رجل الامام .

ولقد فوجیء الامام بعد انتهاءه من صلاته ببقع الدم حوالیه ة بالسهم منزوعا من مكانه وتسال بدهشة : متى ؟ و كیف حدث هذا ؟

لم یشعر الامام بكل ماحدث كان كیانه كله ذاب فی رحاب الله انقطع عن الدنیا وحلقت روحه بعیدا فی ملكوت الله .


هذه لقطه فیكیفیة العبادة عند الامام علیه علیه السلام



خوف الامام علی من الله

یقول احد اصحاب الامام ما معناه : كنت اتمشى ذات لیلة داخل احدى البساتین و اذا بهمهمات مبهمة تتناهى الى سمعی فاتجهت ناحیة الصوت واذا بی اجد سیدی ومولای علی بن ابی طالب علیه السلام وقد تهرب عن اعین الناس و اختفى و راء الاشجار حتى لا یراه احد و هو یئن من خوف الله :

الهی

كم من موبقة حلمت عن مقابلتها بنقمتك , وكم من جریرة تكرمت عن كشفها بكرمك ؟

الهی

اذا طال فی عصیانك عمری , و عظم فی الصحف ذنبی , فما انا مؤمل غیر غفرانك , ولا انا براج غیر رضوانك .

ثم یضج ساجدا :

( اه من نار تنضج الاكباد و الكلى .

( اه من نار نزاعة للشوى .

( اه من غمرة من ملهبات لظى .

یقول الراوی ثم انقطع الصوت فظننت ان الامام قد ادركه التعب فنام فاتیت الیه و حركته فاذا به كالخشبة الیابسة فقلت فی نفسی انا لله وانا الیه راجعون قد مات والله سیدی و مولای

ثم هرولت باكیا الى الزهراء علیها السلام وقلت لها : اجرك الله فی ابی الحسن . ثم نقلت لها الحكایة , فقالت : لیس الذی ذهبت , انها حالت تعرض علیه كلما تذكر الله و النار و الاخرة فاذهب و رش علیه قلیلا من الماء سیستفیق

و قد ذهب الصحابی فعلا و رش على وجه الامام قلیلا من الماء فاستفاق من غشیته وكان هذا استعراضا سریعا للجانب العبادی من حیاة الامام


الان كیف كانت حیاة الناس عند وفاة الامام علی علیه السلام

كان الموكب حزین یخترق شوارع الكوفة وازقتها صوب دار الامام علی علیه السلام

كان المقدمة : الامام الحسن علیه السلام

و بعده الامام الحسین ثم بقیة العائلة من رجال و نساء الذین فرغوا لتوهم لتوهم من دفن الامام علی علیه السلام

الحزن كان یترتسم على ملامحهم والالم یعصر قلوبهم .

وفجاة تناهت الى اذان الامام الحسن علیه السلام همهمة غامضة , ما لبثت ان ازدادت وضوحا لتكشف عن تاوهات حزینة تنطلق من بیت مهدم .

ماذا هناك ؟ لابد من معرفة حقیقة الخبر فقد یكون هناك فقیرا او مسكین او یتیم یحتاج الى العون و المساعدة .

وتحرك الامام الحسن نحو خربة كان الظلام یلف كل شیء تحسس الطریق باقدامه حتى وصل الى مصدر تلك التاوهات الحزینة .

كان رجلا عجوزا قد اكل علیه الدهر وشرب وكان مطرحا فی زاویة الخربة لایقدر ان یعمل او یتحرك . ساله الامام الحسن علیه السلام ما بك ؟

اجابه العجوز بصوت مرتعش : انا رجل عجوز فقدت بصری منذ فترة وكان هناك رجل كریم یاتی الى هنا كل لیلة یخدمنی یاتینی بالماءو الطعام و یحدثنی , و یبدد عنی ظلام الوحدة ولكننی فقدته منذ ثلاة ایام . اقد انقطع عنی ولا اعلم لماذا

ازدادت خفقات الامام الحسن و ساله , حدثنا عنه و عن اوصافه
فاخذ الرجل العجوز یتحدث عن اوصاف ذالك الرجل المحسن وفجا انفجر الامام الحسن باكیا وهو یقول : انه ابی انه علی بن ابی طالب

انبهر العجوز علی بن ابی طالب یاتی و یخدمه دون ان یشعر هو بذالك

تسال العجوز این هو الان ؟

اجابه الامام : لقد جربه عبد الرحمن بم ملجم قبل ثلاثة ایام وقد فرغنا من دفنه قبل قلیل و هذا سر انقطاعه عنك هذه الایام .




طبقه بندی: علــــــــیٌ مَعَ الحَــــــــــــــق والحَــــــــــــــق مَـــعَ علــــــــــــــــی (ع)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 11 خرداد 1393 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | اکتب تعلیقاً ()

موقع پوست کندن پیاز اشک نریزید

موقع پوست کندن پیاز نباید اشک بریزید. برای اینکه انجام این کار اشک از

چشمان شما سرازیر نکند:

* هنگام پیاز پوست کندن، ساقه های جعفری را بجوید یا یک تکه نان یا چوب
 
کبریت لای دندانهایتان قرار دهید.

* پیاز را زیر شیر آب نگهدارید و پوست بکنید.

* هنگام انجام این کار، هرگز به جلو خم نشوید و بدنتان را به عقب نگهدارید.

* پیاز را در برابر یک پنجره باز، پوست بکنید.

* کسانی که داخل چشم لنز دارند، به هنگام پیاز پوست کندن، اشک نخواهند

ریخت.

فوت و فن نگهداری کفش

برای جلوگیری از خشک و سفت شدن چرم کفشهایتان، گاه و بیگاه کفشها را

بعد از پاک کردن با یک تکه پنبه آغشته به گلیسیرین خوب چرب کنید و

بگذارید همانطور بماند تا گلیسیرین به خورد چرم برود. پس از آن کفش را واکس

 بزنید و بپوشید. در این صورت هم کفش نرمی خواهید داشت و هم به دوام آن
 
اضافه کرده اید.

دوام صابون

برای اینکه دوام صابون دو برابر شود، آن را قبل از استفاده، از کاغذ باز کرده و



برای چند هفته بگذارید بماند.

دستمالهای همیشه سفید

دستمالهای سفید را که در اثر مرور زمان، زرد و لکه دار شده اند، جمع کنید و به
 
مدت ۸ تا ۱۰ ساعت در طشت آبی که حاوی آب ژاول و پودر رختشویی است،

 خیس کنید. صبح دستمالها را در همان آب بجوشانید و خواهید دید که چه

 
سفید و تمیز شده اند.


boro.ir





طبقه بندی: آیا میـــــــدانی كه ...............؟، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

گوشی 40 میلیون تومانی در بازار تهران + عکس

گوشی


یکی از فروشندگان گوشی‌های گران قیمت تلفن همراه از عرضه گوشی 40 میلیون تومانی در یکی از مراکز خریدوفروش این کالای ارتباطی خبر داد.

علی رحب پور با بیان این مطلب اظهار کرد: گوشی‌های گران قیمت که توسط برندهای معتبری همچون فراری، لامبورگینی، ورتو و غیره طراحی و تولید می‌شوند و با بهای بالای 10 میلیون تومان در بازار عرضه می‌شوند مورد تقاضای علاقه‌مندان این نوع گوشی‌ها قرار گرفته است.

وی افزود: گوشی‌های گران قیمت و گزاف که بیشتر مورد تقاضای متمولین جامعه قرار می‌گیرد دارای امکانات خاصی نیستند و تنها به دلیل برخورداری از نام صاحب شرکت همچون ورتو، فراری، لامبورگینی، مونت بلاک، دیور و غیره با بهای بالا به فروش می‌رسند. وی تصریح کرد: این نوع گوشی‌ها معمولا دارای صفحه نمایش یاقوت کبود، بدنه ضد خش و دوربین پنج مگاپیکسلی هستند با طراحی خاص و متفاوت از برندهایی همچون نوکیا، سونی اریکسون، سامسونگ و غیره تولید می‌شوند. رجب پور گفت: از گوشی‌هایی که با بهای میلیونی در بازار تلفن همراه تهران عرضه می‌شوند می‌توان به مدل‌های مختلف ورتو، TI-FERRARI و DIAMANTS دیور اشاره کرد.

وی ادامه داد و گفت: این سه مدل گوشی به ترتیب به بهای هفت، نه و 40 میلیون تومان با گارانتی رسمی خود برند در بازار عرضه می‌شوند.
boro.ir



طبقه بندی: حکایات + احادیث+ واخبار متفرقة، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
. سفیر پیامبر اسلام (ص) در سرزمین روم.

در سال هفتم هجرى فرصتى براى پیامبر اسلام (ص) پیش آمد تا آیینش را جهانى سازد. در آن روزگار، دو امپراتورىِ بزرگ، ابر قدرت كشورها بودند. یكى امپراتورى روم شرقى، در اروپا و خاور نزدیك، و دیگرى امپراتورى ایران، در خاور میانه و آسیاى جنوب غربى. سایر حكومت‏هاى اطراف، وابسته و یا مستعمره این دو امپراتورى بودند.
میان ایران و روم رقابت و جنگ دامنه‏دارى از زمان هخامنشیان تا دوره ساسانیان برقرار بود و سرزمین‏هاى آسیاى صغیر، ارمنستان و بین‏النهرین چندین بار بین آنان دست به دست شده بود.
در سال‏هاى نزدیك به ظهور دین مبین اسلام، ایران به پیروزى‏هاى بزرگى در نبرد با رومیان دست یافت؛ اما با سوءتدبیر خسرو پرویز و كشمكش‏هاى داخلىِ ساسانیان، حكومت مركزى رو به ضعف نهاد و در نبرد با رومیان و سپس در نبرد با مسلمانان دچار شكست‏هاى جبران‏ناپذیرى گردید.
كشور پهناور روم نیز در سال 395 میلادى، به دو بخش روم شرقى و روم غربى تقسیم گردید. روم شرقى علاوه بر بخش بزرگى از اروپا، مناطقى از خاور میانه، مانند آسیاى صغیر (تركیه فعلى)، شام، فلسطین و مصر را نیز در استیلاى خویش داشت.
هرقل، قیصر روم پس از شكست در نبرد با ساسانیان نذر كرده بود كه اگر بر ایرانیان پیروز گردد به شكرانه آن پیروزى، از قسطنطنیه (استامبول) پایتخت خویش، پیاده به زیارت بیت المقدس در فلسطین برود. نذر او به اجابت رسید و در نبرد با ساسانیان پیروزى‏هاى بزرگى به دست آورد. وى پس از پیروزى تصمیم گرفت به نذر خویش جامه عمل بپوشاند و پیاده عازم بیت المقدس شود.
در همان زمان، پیامبر اسلام (ص) نامه‏هایى را براى حاكمان و زمامداران اطراف حجاز فرستاد. محدّثان و تاریخ‏نگاران اسلامى، 185 نامه پیامبر اكرم (ص) را در منابع اسلامى ثبت و ضبط كرده‏اند. معروف‏ترین مخاطبان این نامه‏ها، عبارت بودند از: سلاطین و حاكمان ایران، روم، حبشه، مصر، یمامه، بحرین، حیره، غسّان و یمن. در این‏جا به نقل ماجراى نامه پیامبر اسلام (ص) براى هرقل، قیصر روم شرقى مى‏پردازیم.
پیامبر اسلام (ص) در سال هفتم هجرى، در یك روز، شش نفر از صحابه را مأمور ابلاغ نامه‏هاى خویش به سران شش كشور نمود. دحیه كلبى، كه پیش از این به منطقه شام و اطراف آن رفت‏وآمد كرده بود و نسبت به آن مناطق آشنایىِ كامل داشت، مأموریت یافت نامه‏اى را به قیصر روم برساند. او نامه را از پیامبر اكرم (ص) گرفت و از مدینه عازم شام شد تا از آن جا به سوى قسطنطنیه برود. همین كه به شهر «بُصرى‏»، مركز استان حوران در شام، كه از مستعمرات روم شرقى بود، رسید اطلاع یافت كه هرقل از قسطنطنیه پیاده عازم بیت المقدس است. به همین دلیل، پیش از حركت به سوى مركز روم شرقى، مأموریت خویش را به اطلاع حارث بن ابى شمر، حاكم بُصرى رساند.
گویا این عمل او به دستور پیامبر اكرم (ص) بوده است و آن حضرت از مسافرت هرقل به بیت المقدس آگاهى داشت و مى‏دانست كه امكانات و شرایط دحیه كلبى براى مسافرت تا قسطنطنیه مناسب نبوده و این مسافرت خالى از اشكال و گرفتارى نیست. از این رو، به او دستور داده كه از حاكم بُصرى استعانت جوید. حارث بن ابى‏شمر، حاكم بصرى، عدى بن حاتم را، كه در آن روزگار از سپاه اسلام شكست خورده و به شام پناهنده بود، مأموریت داد كه سفیر پیامبر(ص) را همراهى كند تا نامه را به قیصر برساند.
آن دو از بُصرى خارج شده و دریافتند كه قیصر روم به شهر حمص رسیده و در آن جا مدتى توقف نموده است. آنان نیز به حمص رفته و خواستار ملاقات با قیصر شدند. اجازه ملاقات داده شد. همین كه خواستند به حضور قیصر برسند، كارپردازان تشریفات به آنان گفتند كه باید مانند سایران در برابر قیصر سجده كنید، در غیر این صورت اعتنایى به شما نمى‏شود. دحیه كلبى گفت: من براى كوبیدن این سنت‏هاى غلط، رنج این همه راه را بر خود هموار كرده‏ام. من از طرف صاحب رسالتى به نام محمد (ص) مأمورم به قیصر ابلاغ كنم كه بشرپرستى باید از میان برود و جز خداى یكتا كسى پرستش نگردد. من با این مأموریت و با این عقیده و اعتقاد، چگونه مى‏توانم تسلیم نظر شما شوم و در برابر غیر خدا سجده كنم. وى سپس بدون این كه در برابر قیصر سجده كند، نامه پیامبر (ص) را به او رسانید. متن نامه رسول خدا (ص) چنین بود:
بِسْم اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْداللَّهِ اِلى‏ هِرْقِل عَظیمِ الرُّومِ سَلامٌ عَلى‏ مَن اتّبعَ الْهُدى. اَمَّا بَعْدُ فَاِنّی اَدْعُوكَ بِدَعایة الاِسْلامِ، اَسْلِمْ تُسْلَمْ یُؤتَكَ اللَّهُ اَجْرَكَ مَرَّتَیْنَ. فَاِنْ تَوَلَّیْتَ فَاِنَّما عَلَیْكَ اِثْمُ الْاَریسینَ، وَیا اَهْلَ الْكِتابَ تَعالَوْا اِلى‏ كَلِمةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَبَیْنَكُمْ ألاَّ نَعبُدَ اِلاّ اللّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَاِنْ تَوَلّوَا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِاَنَّا مُسْلِمُونَ. مُحمّدٌ رَسُولُ اللّهِ؛
به نام خداوند بخشاینده مهربان. از محمد، فرزند عبداللّه به هرقل، بزرگ روم. درود بر پیروان هدایت. من تو را به آیین اسلام دعوت مى‏كنم. اسلام آور تا در امان باشى، خداوند به تو دو پاداش مى‏دهد (پاداش ایمان خود و پاداش ایمان كسانى كه زیردست تو هستند). اگر از آیین اسلام روى گردانى، گناه اریسیان نیز بر تو است. اى اهل كتاب! ما شما را به یك اصل مشترك دعوت مى‏كنیم، غیر خدا را نپرستیم، كسى را انباز او قرار ندهیم و برخى از ما برخى دیگر را به خدایى نپذیرد. (اى محمد) هرگاه آنان از آیین حق سر برتافتند، بگو: گواه باشید ما مسلمانیم. محمد رسول خدا.(3)
قیصر روم درباره دعوت الهى پیامبر اكرم (ص) به تحقیق و تفحّص پرداخت و تصمیم گرفت از خصوصیات زندگى و ویژگى‏هاى اخلاقى آن حضرت اطلاعاتى به دست آورد؛ زیرا نامه پیامبر اكرم (ص) وى را مجذوب كرده بود، به طورى كه به صراحت اعلام كرد: من از غیر سلیمان نبىّ (ص) تا كنون چنین نامه‏اى ندیده‏ام.
او از اهالى حجاز، كه به شام سفر مى‏كردند، از جمله ابو سفیان، سردسته بت‏پرستان مكه درباره پیامبر (ص) سؤال‏هایى پرسید و از گفتار آنان چنین نتیجه گرفت كه محمد (ص)، همان پیامبر موعود آخرالزّمان است و در این‏باره گفت: من مى‏دانستم كه چنین پیامبرى ظهور خواهد كرد؛ اما نمى‏دانستم كه از قوم قریش خواهد بود. من حاضرم در برابر او خضوع كنم و براى احترام، پاهاى او را شستشو دهم. به زودى قدرت و شوكت او سرزمین روم را خواهد گرفت.
برادرزاده قیصر روم، كه از این وضعیت نگران بود، گفت: محمد در این نامه، اسم خود را بر نام تو مقدّم داشته است. چگونه در برابر او انعطاف نشان مى‏دهى؟ قیصر بر او پرخاش كرد و گفت: كسى كه ناموس اكبر (فرشته وحى) بر او نازل مى‏شود، شایسته است نام او بر نام من مقدّم باشد. وى به این مقدار اكتفا نكرد، بلكه با دانایان و دانشمندان رومى نیز در این‏باره گفتگو نمود تا این كه براى او یقین حاصل شد كه آن حضرت، همان پیامبرى است كه در تورات و انجیل وعده ظهورش داده شده است. سپس او تصمیم به پذیرش دین مبین اسلام گرفت؛ اما از عكس‏العمل رومیان، به‏ویژه سردمداران قدرت، واهمه داشت. قیصر براى اطلاع از دیدگاه‏هاى سران روم، كنگره بزرگى در یكى از دیرها تشكیل داد و نامه پیامبر (ص) را براى آنان خواند. سپس گفت: آیا همگى مایلید به درخواست او پاسخ مثبت دهیم و آیین او را بپذیریم؟ رایزنى و تبادل افكار، در میان حاضران بالا گرفت و كم‏كم به اختلاف و تشنج كشیده شد. آنانى كه در صدد تضعیف امپراتور بوده و به دنبال فرصت مى‏گشتند، از این فرصت طلایى سود جسته و جمعیت را علیه امپراتور شوراندند.
قیصر كه وضعیت مجلس را نامناسب دید، از اختلاف و مخالفت سران، بر جان خویش ترسید و با ترفند خاصى به این غائله پایان داد. او در بالاى بلندى قرار گرفت و حاضران را به آرامش دعوت كرد و سپس گفت: نظر من از این پیشنهاد، آزمایش شما بود. اكنون دریافتم كه در آیینتان استوارید. صلابت و استقامت شما در آیین مسیح، موجب شگفتى و سپاس من است. او پس از پایان بخشیدن به اختلاف سران، دحیه كلبى را به حضور طلبید و مورد احترام و تكریم قرار داد. سپس پاسخ نامه پیامبر(ص) را نوشت و به همراه هدیه‏اى به وسیله دحیه كلبى براى پیامبر (ص) ارسال نمود و از این كه نتوانسته بود ایمان و اخلاص خویش را اظهار نماید و دین اسلام را در سرزمین روم رواج دهد، اظهار تأسف كرد.(4)
اما پیام آسمانى پیامبر (ص) آثار بابركتش را در خاور میانه تحت اشغال روم بر جاى گذاشته و قلوب مخلصان را محكم‏تر و مشركان و بدخواهان را ذلیل‏تر كرد. و همین أمر باعث گردید تا شش سال پس از رحلت پیامبر اكرم (ص)، در سال 16 هجرى، مسلمانان بتوانند شامات و از جمله، بیت المقدس را از اشغال استعمارگران روم شرقى رهایى بخشیده و پرچم «لا اله الاّ اللّه و محمد رسول اللّه» را برفراز مسجدالاقصى به اهتزاز درآورند.

كلمات شریفه

1. قالَ (ص): صِنْفانَ مِنْ اُمَّتى اِذا صَلَحا صَلَحَتْ اُمَّتى وَ اِذا فَسَدا فَسَدَتْ اُمَّتى. قیلَ یا رَسُولُ اللّه: وَ مَنْ هُما؟ قالَ: اَلْفُقَهاءُ وَ الْاُمَراءُ.(5)
دو طبقه از امت من اگر شایسته باشند، امت من به صلاح و شایستگى خواهد رسید. و اگر آن دو، فاسد و ناشایست باشند، امت من به فساد گرایش پیدا خواهد كرد. پرسیده شد: اى رسول خدا! آن دو چه كسانى هستند؟ فرمود: فقها و زمامداران.
2. قالَ (ص): مَنِ اشْتاقَ الِىَ الجنَّةِ سارعَ اِلىَ الْخیراتِ.(6)
هر كس مشتاق بهشت است، در كارهاى خیر بشتابد.
3. قالَ (ص): خِیارُكُمْ اَحْسَنُكُم اَخْلاقاً الَّذینَ یَأْلِفُونَ وَ یؤْلَفُونَ.(7)
بهترین شما كسانى هستند كه اخلاقشان نیكوتر است، آنانى‏كه با مردم طرح الفت و محبت مى‏ریزند و مردم نیز با آنان پیوند انس و دوستى برقرار مى‏كنند.
4. قالَ (ص): اَكْرِمُوا اَوْلادَكُم وَ اَحْسِنُوا آدابَهُمْ.(8)
به فرزندانتان احترام كنید و آداب آنان را نیكو سازید.
5. قالَ (ص): لَیْسَ بِمُؤْمِنٍ مَنْ باتَ شَبْعاناً وَ جارُهُ طاویاً.(9)
مؤمن نیست كسى كه با شكم سیر بخوابد ولى همسایه‏اش گرسنه باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . اهل بیت، ص 100؛ كشف الغمّة، ج‏2، ص 78 (با اندكى اختلاف در عبارت).
2 . فروغ ابدیت، ج‏1، ص 206.
3 . فروغ ابدیت، ج‏1، ص 206؛ شام سرزمین خاطره‏ها، ص 13.
4 . فروغ ابدیت، ج‏2، ص 212.
5 . بحار الأنوار، ج‏2، ص‏49، باب‏11، ح‏10؛ كنز العمّال، ج‏1، ص‏191.
6 . كنزل العمّال، ج‏15، ص‏864.
7 . مستدرك الوسائل، ج‏8، باب‏8، ص‏451.
8 . كنز العمّال، ج‏9، ص‏57؛ مستدرك الوسائل، ج‏15، ص‏168، ب‏63.
9 . مستدرك الوسائل، ج‏16، ص‏264، باب‏38.


            برگرفته شده از كتاب خاندان عصمت علیهم السلام - تالیف سید تقى واردى

ا


طبقه بندی: الأئمـــــــــــــــة الاثنــــــــــــــــی عشـــــــــــــــــر ( علیهم الســــلام)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
سلام بر تو ای پاره ی پیکر پیامبر


در آستانه ولادت امام رضا(ع)/
گزارش تصویری / آذین بندی خیابانها و معابر مشهد مقدس
مشهد - خبرگزاری مهر: در آستانه میلاد مبارک هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام رضا (ع) حال و هوای شهر مقدس مشهد با آذین بندی و چراغانی خیابانها و معابر این استان شور و نشاط خاصی به خود گرفته است.

عکس / ابوالفضل عرب جوادی

خبرگزاری مهر




طبقه بندی: الأئمـــــــــــــــة الاثنــــــــــــــــی عشـــــــــــــــــر ( علیهم الســــلام)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()

سلام بر تو ای ملکوت فروتن خداوند در سرزمین من ؛ سلام بر تو ای پاره ی پیکر پیامبر ؛ سلام بر تو ای سلطان سرزمین مهر ؛ سلام بر تو ای مولای مهربان و بیکران ؛ آقا جان ! نامت برای من همواره قرین خاطراتی است که از نور آکنده است . رواق های دل گشای مزارت و کاشی هایی که نور آفتاب جمالت در آن ستاره های درخشان تلالو می باشد و سنگ هایی که پرسخن ترین سنگ های عالمند و با تمام زائران تو راز می گویند و حوض هایی که فواره های معرفت آدمیان در آن می جوشند و گلدسته هایی که اشاره ی همیشه ی توست به آسمان الهی ....

 

ضریح مطهر حضرت رضا علیه السلام

 

ایام میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج

« علی بن موسی الرضا علیه السلام »

بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد




طبقه بندی: الأئمـــــــــــــــة الاثنــــــــــــــــی عشـــــــــــــــــر ( علیهم الســــلام)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:117)      ...   84   85   86   87   88   89   90   ...  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار