تبلیغات
کلام من القلب الی القلب - غصب فدك:
علی مع الحق والحق مع علی

غصب فدك:

یكى از كارهاى زشت ابوبكر گرفتن فدك از فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله بود، و لازم است قبلا توضیحى دربارۀ

فدك داده شود. فدك قریه‌اى میان خیبر و مدینه بود كه تا مدینه دو منزل راه فاصله داشت و داراى زمینهاى حاصلخیز و نخلستانهاى بارور

بود كه طایفه‌اى از یهود در آن ساكن بودند چون در سال هفتم هجرى نیروى اسلام رونق گرفته و خداى تعالى رعب و وحشت آنرا پس

از فتح خیبر بدل یهود انداخته بود لذا اهالى فدك با رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله مصالحه نمودند كه نصف تمام فدك را به آنحضرت

واگذار كنند و نصف دیگرش از آن خودشان باشد در نتیجه آنقسمت از فدك كه به نبىّ اكرم صلّى اللّه علیه و آله واگذار شده بود ملك

خاصّ آنحضرت گردید زیرا بدون جنگ و لشگر كشى به آنجناب تعلق گرفته بود و مفاد آیۀ شریفه متضمّن این مطلب است كه فرماید:

وَ مٰا أَفٰاءَ اَللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِكٰابٍ وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلىٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. 1

یعنى آنچه خداوند از مال و ملك كافران بر پیغمبر خود واگذاشته بدون زحمت و رنج سواران و پیادگان شما بوده (و شما بهره و نصیبى

در آن ندارید) و لكن خداوند پیغمبرانش را بر هر كه بخواهد مسلّط كند و خداوند بر (انجام) هر چیزى توانا است، بر خلاف سایر غنائم

جنگى كه خمس آن متعلق بخدا و رسول و بقیّۀ با نظر پیغمبر و امام میان سربازان و لشگریان تقسیم میشود چنانكه خداوند در قرآن

كریم فرماید:


1) 2سورۀ حشر آیۀ 6.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وَ اِعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْیَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاكِینِ وَ اِبْنِ اَلسَّبِیلِ. . .

و اما آنچه بدون لشگر كشى و جنگ بدست آید انفال است و فقط از آن خدا و رسول میباشد چنانكه خداوند در كتاب كریم خود فرماید:

یَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَنْفٰالِ قُلِ اَلْأَنْفٰالُ لِلّٰهِ وَ اَلرَّسُولِ. 2

حضرت صادق فرماید:

الانفال ما لم یوجف علیه بخیل و لاركاب، او قوم صالحوا، او قوم اعطوا بایدیهم، و كلّ ارض خربة و بطون الاودیة فهو لرسول اللّه صلّى

اللّه علیه و آله و هو للامام من بعده یضعه حیث یشاء. 3

یعنى انفال آنست كه اسب و شتر بر آن رانده نشود (با جنگ بدست نیاید) یا اموال مردمى است كه آنرا مصالحه كرده باشند، و یا با

دست خود آنرا بدهند. و هر زمین خراب و ته رودخانه‌ها از آن پیغمبر خدا است و پس از او از آن امام است كه به هر راه خواهد بمصرف رساند.

بنابر این فدك نیز مشمول آیۀ انفال است نه آیۀ فىء و خمس زیرا كسى از مسلمین در بدست آوردن آن شركت ننموده بلكه همانگونه

كه حضرت صادق علیه السلام فرماید یهودیان آنرا برسول اكرم (ص) مصالحه كرده بودند و آنحضرت شخصا مالك فدك شده بود.

در تفسیر مجمع البیان و كتاب اصول كافى در ذیل تفسیر آیۀ: وَ آتِ ذَا اَلْقُرْبىٰ حَقَّهُ. 4مینویسند كه چون آیۀ مزبور نازل شد پیغمبر

صلّى اللّه علیه و آله وسلم


1) 1سورۀ انفال آیۀ 41.
2) 2سوره انفال آیۀ 1.
3) 3اصول كافى جلد 2 باب الفىء و الانفال حدیث 3.
4) 4سورۀ اسراء آیۀ 26.
-------------------------------------------------------------

91دختر خود فاطمه علیها السلام را خواست و فرمود كه خداى تعالى بمن دستور فرموده كه فدك را (كه ملك شخصى من است) بتو

دهم. فاطمه گفت یا رسول اللّه من هم از شما و هم از خداى تعالى پذیرفتم و این مطلب در كتب اهل سنّت نیز مانند تفسیر ثعلبى و

شواهد التنزیل و ینابیع المودّة نوشته شده است كه پس از نزول آیۀ مزبور پیغمبر فدك را بدخترش فاطمه داد. 

و تا رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در قید حیات بود فدك در تصرّف حضرت زهرا علیها السلام بود و عاملینى هم براى جمع‌آورى

محصول آن گمارده بود و عایدات آنرا بفقراء بنى‌هاشم و دیگران تقسیم مینمود ولى پس از رحلت نبىّ اكرم ابوبكر وكیل فاطمه علیها

السلام را از آنجا بیرون كرد و فدك را از تصرّف دختر پیغمبر خارج نمود و گفت فدك فىء مسلمین است! ! این عمل ابوبكر كاملا غاصبانه

و از هر جهت بر خلاف حقّ و عدالت بود زیرا چنانكه اشاره شد اوّلا فدك جزو انفال محسوب شده و ملك شخصى رسول خدا صلّى اللّه

علیه و آله بود نه فىء مسلمین ثانیا پیغمبر در زمان حیات خود بدستور خدا آنرا بدخترش فاطمه علیها السلام بخشیده بود ثالثا

بموجب قانون ید حضرت زهرا علیها السلام عملا از زمان پدرش در آن تصرف داشت و در احتجاجى كه در اینمورد آن علیا مخدره در

حضور مهاجر و انصار در مسجد پیغمبر با ابوبكر نمود او را مجاب و محكوم ساخت.

ابوبكر با یك حدیث جعلى گفت از پیغمبر شنیده‌ام كه فرمود: ما پیغمبران ارث نمیگذاریم و آنچه از ما بماند صدقه است (مال امت است) .

حضرت زهرا علیها السلام فرمود اى پسر ابى قحافه آیا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى ولى من از پدرم ارث نبرم؟ اگر

پیغمبران ارث نمیگذارند پس در برابر این آیاتى كه در مورد ارث پیغمبران نازل شده است چه میگوئى؟ آیا بر پدر من تهمت مى‌بندى؟

مگر قرآن نمیگوید: وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ2(سلیمان از پدرش داود ارث برد) همچنین در مورد زكریّا فرماید: فَهَبْ لِی


1) 1ینابیع المودة ص 119-شواهد التنزیل جلد 1 ص 443.
2) 2سورۀ نمل آیۀ 16.
---------------------------------------------------------------

مِنْ لَدُنْكَ وَلِیًّا، یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ   1    زكریّا بخداوند عرض میكند كه از رحمت و قدرت خود براى من فرزندى

عطاء فرما كه از من و اولاد یعقوب ارث ببرد) همچنین آیات دیگر، پس بچه دلیلى باید من از ارث پدر محروم شوم؟

أفخصّكم اللّه بآیة اخرج ابى منها ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمّى؟

ا
یا خداوند شما را بآیه‌اى مخصوص گردانیده و پدر مرا از آن كنار زده است و یا شما از پدر من و پسر عمم (على علیه السلام) بخاص و

عام قرآن داناترید؟ با اینكه فاطمه علیها السلام ابوبكر و اطرافیانش را مفتضح و رسوا نمود و آنان هیچگونه پاسخى در برابر منطق او

نداشتند مع الوصف بدون اخذ نتیجه بمنزل خود بازگشت و بعلى علیه السلام گفت مگر تو نبودى كه بینى گردنكشان و ابطال عرب را بخاك مذلّت مالاندى اكنون چرا ساكت نشسته‌اى كه در اثر این سكوت تو فدك من هم دستخوش هوى و هوس این و آن شده است؟ على علیه السلام فاطمه را بصبر و بردبارى در مقابل این ناملائمات توصیه فرمود و فلسفۀ صبر و سكوت خود را كه بنا بوصیّت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله بود براى او شرح داده و او را از تمام قضایا آگاه ساخت، فاطمه علیها السلام نیز جز صبر و تحمّل در برابر این مصیبات چاره‌اى نداشت در نتیجه در غم و اندوه فرو رفت و رنج خاطر خود را بخاك پدر عرضه نمود و شدت اندوه و تأثر آن مظلومه را از درد دل‌هاى او میتوان دانست كه میگوید:

صبّت علىّ مصائب لو انّها صبّت على الایّام صرن لیالیا
یعنى براى من مصائبى روى داد كه اگر آن مصائب بروزها روى میداد بشبها تبدیل میشدند.

و حقیقتا این عمل حزب سقیفه چقدر زشت و ناشایست بود كه بلافاصله پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله عوض عرض تسلیت باقیماندگان آنحضرت


1) 1سورۀ مریم آیۀ 4-5.
2) 2احتجاج طبرسى از خطبۀ فاطمه علیها السلام در مورد احتجاج با ابوبكر.
------------------------------------------------------------------------------------

با خانواده‌اش این چنین رفتار كردند و بپاس یك عمر مجاهدت و فداكارى كه عرب بیابانگرد را در اثر تربیت و تعلیم بر ملل متمدن آنروز مسلّط گردانید بحكم آیۀ: قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّةَ فِی اَلْقُرْبىٰ (1) فقط انتظار احترام و محبت به نزدیكان خود را داشته است.

ولى این فرقۀ نمك نشناس خانۀ دخترش را سوزانیدند و یگانه یادگار او را بحال تضرّع و زارى در آوردند كه پناهگاهى جز تربت پدر نداشت.

طبق روایات مورّخین فاطمه علیها السلام در اثر فشار و اینهمه ناملائمات و دردهاى روحى رنجور و بیمار شد و با همان حالت نیز رحلت فرمود.


1) 1سورۀ شورى آیۀ 23.
------------------------------

فیاللّه و للشّورى، متى اعترض الرّیب فىّ مع الاوّل منهم حتّى صرت اقرن الى هذه النّظائر، لكنّى اسففت اذ اسفّوا و طرت اذ طاروا.

(خطبۀ شقشقیه)









طبقه بندی: علــــــــیٌ مَعَ الحَــــــــــــــق والحَــــــــــــــق مَـــعَ علــــــــــــــــی (ع)، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1392 توسط سیدعبداللطیف صُبــاح الموسوی | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیه؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار